پائلو کوئیلیو - موسسه فرق و ادیان زاهدان

29فروردین
ابراز خرسندی پائولو کوئلیو از نام گذاری یک خیابان در ایران
وقتی جادوی کیمیاگر بوی شهدا را از یادها می برد؛

ابراز خرسندی پائولو کوئلیو از نام گذاری یک خیابان در ایران

هرچند نام گذاری خیابان ها به نام آثار مشاهیر ادبی ایران و جهان کاری بسیار ارزشمند و پسندیده است اما در این میان باید دقت شود با نام گذاری خیابان ها به نام نویسندگانی که دارای تفکرات التقاطی و الحادی هستند معنویتی که از نام گذاری خیابان ها به نام شهدا ایجاد می شود را کمرنگ نکند.

13آذر

دانستنیهای پائولو کوئلیو (جنبش نوظهور معنویت نما)

در سال ۱۹۴۷ در برزیل متولد شد در نوجوانی و جوانی احساسات ضد مذهبی شدیدی داشت در ۱۷ سالگی سه بار در بیمارستان
روانی بستری شد از داروهای اعصاب و روان و سپس مواد مخدر استفاده کرد. پیشینه اخلاقی و اجتماعی او بسیار منفی و تاریک
است وی در تئاترهای ضد اخلاقی و مستهجن نقش ایفا کرد با کمک یکی از دوستانش به نام رائول سیکساس مجموعه داستانهای
را منتشر کرد که حکومت برزیل آن را ممنوع کرد و آنها را زندانی کرد و کوئیلو سه بار « کرینگ – ها » کمدی سکسی به نام
تصمیم به خودکشی گرفت نهایتاً در یکی از مسافرتهای خود به اروپا، ادعا کرد در آلمان با هاتفی غیبی آشنا شده، مردی فرا
واقعی، آن مرد چندین بار در مکانهای مختلف بر او ظاهر گشت و از او خواست مجدداً به آیین کاتولیک ایمان بیاورد آن مرد از
کوئیلو خواست تا جادهای که به سوی سانتیا گو ختم میشود را بپیماید. این جاده که میان فرانسه و اسپانیا کشیده شده است یک
جاده خاص مذهبیست که زائران مذهبی بسیاری این مسافت را طی میکنند

21آبان

پائولو کوئلیو وترویج عشق جنسی

کوئلیو نیز از عشق بسیار سخن می گوید عشق در تمام آثار کوئلیو به چشم می خورد اما در تمام این آثار عشق به یک معنا است وآن عشق دنیایی وجنسی است برهمین اساس شخصیت های اول داستان های اوزن هستند

13خرداد

پائولو کوئلیو و اندیشه هاى مارکسیستى

پائولو کوئلیو رمان نویس مشهور برزیلى و رهبر یکى از فرقه هاى انحرافى است. او نویسنده اى است که در دوران نوجوانى به بى ایمانى روى آورده و با گرایش شدید به آثار مارکس و انگلس، همه باورهاى مارکسیستى را دگرگون کرده است. او در همین دوران علاقه مند به سحر و جادو گردید و به دنبال آن، جذب گروه هاى شیطان پرستى شد. کوئلیو پس از فروپاشى نظام هاى مادى مارکسیسم و فرویدیسم، خلأ حاصل از دین و معنویت را در غرب به خوبى احساس کرده و بر آن شده تا با استفاده از فن قصه نویسى، نیاز فطرى بشر به عرفان و معنویت را مرتفع سازد. او در همین زمینه، با ادبیاتى صریح و ساده بر اندیشه هاى مارکسیستى، نیهیلیستى و شیطان پرستى لباس عرفان و معنویت پوشانده، آن را به جهانیان عرضه مى کند. این پژوهش با روش توصیفى ـ تحلیلى، به دنبال مقایسه تطبیقى اندیشه هاى مارکسیسم، نیهیلیسم و شیطان گرایى با اندیشه هاى کوئلیو مى باشد و اثبات نموده که وى در ادبیات عرفانى خود به شدت متأثر از مارکسیسم و شیطان گرایى بوده و عرفان او عرفانى سکولار است.