پایگاه خبری مفاز – نیروهای انجمن حجتیه پس از انقلاب به سه دسته تقسیم شدند: دستهی نخست به انقلاب پیوستند و حتی به سمتها و مناصب مختلفی نیز رسیدند. مرحوم علیاکبر پرورش، مهندس مصحف و دکتر صادقی (استاد دانشکدهی الهیات مشهد) از این زمرهاند. دستهی دوم در برابر انقلاب بیتفاوت ماندند و دستهی سوم که در اقلیت هم بودند، به انتقاد از آن پرداختند و به صف مخالفین انقلاب پیوستند.[۱] با این حال، در ابتدا سیاست کلی انجمن نسبت به انقلاب و امام خمینی (ره) بر پایهی هماهنگی مسالمتآمیز و پذیرش این واقعهی بزرگ قرار داشت.
بزرگان انجمن میکوشیدند تا از خود چهرهای انقلابی نشان دهند. البته نباید از تأثیر فضای انقلابی آن دوران بر مواضع گروههای مختلف غافل شد. کتابها و جزوات قبل از انقلاب انجمن دربارهی مهدویت، عمدتاً با این محور بود که ثابت کند طول عمر حضرت مهدی (عج) از لحاظ علمی ناممکن نیست یا در پی آن بود که ثابت کند مهدویت، خاص شیعه نیست و موعودگرایی در همهی مذاهب و ادیان وجود دارد. هیچگاه در پی این نبود که نشان دهد مهدویت متضمن انقلابیگری است، ولی بعد از انقلاب، ادبیات تازهای به جزوات و نوشتههای انجمن حجتیه راه پیدا کرد که کاملاً تحت تأثیر جریان انقلاب بود. مثلاً کتابی با عنوان «آخرین سفیر انقلاب» یا کتاب دیگری به نام «انتظار، بذر انقلاب» از سوی انجمن منتشر شد که هر دو آنها به دنبال این بودند که اثبات کنند حضرت مهدی (عج) یک رهبر انقلابی است و ظهور ایشان با یک انقلاب همراه خواهد بود.
















