به گزارش خبرنگار پایگاه خبری مفاز، اینستاگرام به یک فرصت بزرگ تبدیل شده است، فرصتی برای دیده شدن، پولدار شدن، کلاهبرداری، جذب فالوور بیشتر و البته که فرصتی برای فعالیتهای مفید و خیرخواهانه، از معرفی کسب و کار گرفته تا آموزش و ارائه کارهای خیر و فعالیتهای عام المنفعه.
اما خب، متأسفانه جنبه منفی اینستاگرام اغلب بر جنبههای مثبت آن چربیده است؛ جایی که ابتذال، خرافه، تهمت و جریانهای انحرافی با استفاده از جذابیتهای بصری و همچنین ارائه مسیرهایی گمراهکننده به عنوان میانبرهای زندگی، نسل جوان را تهدید میکند.
یکی از جریانهایی که در این سالها دانسته یا نادانسته، اعتقادات مردم به ویژه جوانان را هدف قرار داده است، دین اینستاگرامی یا اسلام اینستاگرامی است!
امروزه بلاگرهای بیشماری در اینستاگرام به ارائه راهکارهای موفقیت مادی و معنوی با استفاده از اذکار الهی و آیات و روایات میپردازند در حالیکه بسیاری از آنها نه تنها منبع موثقی ندارند بلکه آشکارا در حوزه خرافه قرار میگیرند.
بلاگرها با اهداف مختلف، که مهمترین آنها جذب فالوور است، برای هر موضوعی اقدام به ارائه راهحل و ذکرهایی میکنند که ظاهر دینی و اسلامی دارد؛ گاه مشاهده میشود برای یک موضوع بینهایت راه حل قرآنی و اسلامی و ذکر ارائه میشود که در هیچ منبع موثق و معتبری یافت نمیشود.
یکی دیگر از ایرادات اساسی وارده به این جریانها، ورود آنها به موضوعات ممنوعه آنهم با راهحلهای به ظاهر اسلامی و قرآنی است!! به طور مثال برای مطیع کردن همسر و یا خانواده همسر یا رسیدن به معشوق به ارائه ذکر و راهحل های به ظاهر اسلامی میپردازند.
با نگاهی به سبک زندگی ائمه اطهار(ع) و همچنین توجه به تأکید این بزرگواران بر تعقل، میتوان به نادرست بودن اکثر این ذکرهای مندرآوردی پی برد، اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مخاطبین این افراد، گرفتار این دام پهن کرده میشوند.
درست است که ما در روایات، ادعیه و ذکرهای معتبر بسیاری برای گرهگشاییها و رسیدن به اهداف مادی و معنوی داریم، اما ذکرهایی که توسط این بلاگرها ارائه میشود، هیچ سنخیتی با اذکار معتبر ندارد؛ نه در دلایل استفاده از اذکار و نه در صحت و اعتبار ذکر؛ ضمن اینکه در تأثیرگذاری ذکرها و دعاهای رسیده از معصومین(ع)، مواردی چون نیّت، رفتار و کردار و تلاش شخص نیز تأثیرگذار است.
اما آنچه از رفتار و گفتار این بلاگرها برداشت میشود، این است که شما میتوانید روی مبل بنشینید و برای هر یک از خواستهها و اهداف دنیایی و آخرتی خود، با دعا و اذکاری که برخی از آنها شبیه جادو و طلسم است، به موفقیت برسید.
برای قسط بانک، قبولی در کنکور، برنده شدن در قرعه کشی، مطیع کردن همسر و خانواده همسر، سربهراه شدن فرزند، فن بیان، رسیدن به معشوق و غیره و غیره…! بله، بلاگرها برای همه اینها مسیرهای کوتاه و میانبری به نام ذکر و راهحلهای دینی و اسلامی دارند!
حال بماند در کنار این افراد، عدهای دیگر با استناد به قرآن و روایات درصدد اعتبار بخشی به سایر موضوعات مانند انرژی درمانی و قانون جذب هستند.
بدبینی نسبت به دین | روی آوردن به خرافات
یکی از مهمترین اثرات سوء و مشکلاتی که این جریانها به وجود میآورند، بدبینی نسبت به دین و ضعیف کردن اعتقادات مردم است؛ عدهای از فالوورها که تحت تأثیر این بلاگرها و راهحلهایشان قرار گرفتهاند پس از امتحان این اذکار و راهحلها و عدم دریافت نتیجه، نسبت به اصل دین و همچنین بخشندگی و لطف خداوند مردد و بدبین میشوند و چه بسا از دین رویگردان شوند.
عدهای دیگر ممکن است در همین دستورالعملهای اینستاگرامی غرق شوند و هم زندگی خود را به خطر بندازند و هم به جای اسلام واقعی روی به خرافات بیاورند؛ خسر الدنیا والاآخره.
دستاویزی برای اسلام ستیزی
همچنین این اذکار و راهحلها، به ویژه آنهایی که آشکارا و با کمترین تعقل میتوان به مردودبودنشان پی برد، به دستاویزی جهت اسلام ستیزی، تمسخر اسلام و ضد عقل معرفی کردن اسلام تبدیل میشود؛ در واقع مغرضان و دشمنان اسلام ناب محمدی سعی میکنند این مسائل که بیشتر به خرافه شبیه هستند را به عنوان نمونهای از اسلام واقعی معرفی کنند.
نکته دیگر این است که گاه این دستورالعملها و اذکار توسط افرادی منتشر میشود که حجاب، ظاهر و سبک زندگیشان (که اتفاقاً در اینستاگرام هم به اشتراک میگذارند) مورد تأیید اسلام و اهل بیت(ع) نیست؛ درست است که نباید افراد را از روی ظاهر قضاوت کرد و لطف و عنایت خداوند را نادیده گرفت، اما این موضوع حداقل باعث عادی سازی مسائلی چون بیحجابی میشود؛ به عبارتی این ذهنیت را ایجاد میکند که این شخصِ بیحجاب با این سبک زندگی غربی اینگونه با خداوند در ارتباط و از رازهای درگاه الهی آگاه است، پس میتوان بیحجاب بود، میتوان رابطهی خارج از عرف داشت اما نه تنها از خداوند خجالت نکشید، بلکه به درجات عالی هم رسید!
ضرورت وررود روحانیون و صاحب نظران به فضای مجازی
درست است که بلاگرها با اهداف مغرضانه و یا اهداف مادی و دنیایی وارد این عرصه شدهاند، اما یکی دیگر از نکاتی که باید به آن توجه کرد، علت گرایش برخی از مردم به سوی این افراد است؛ چرا باید مردم ما اسلام و دستورات الهی را در صفحات مجازی این افراد جستوجو کنند؟ آیا قبل از مواجه شدن با این صفحات، در دنیای حقیقی و مجازی با واقعیتهای دین و اعتقادات اصیل و راستین آن آشنا شدهاند؟ چرا باید دانش دینی عدهای به این میزان اندک باشد که به این بلاگرها بال و پر بدهند؟
در اینجا میطلبد که سازمانها و نهادهای دینی و همچنین روحانیون و صاحبنظران عرصه دین، هم در فضای حقیقی و هم در فضای مجازی نسبت به آکاه سازی مردم به ویژه نسل جوان نسبت به راه و رسم دین داری و اعتقادات یک مسلمان و همچنین آگاهسازی نسبت به خطرات این جریانات انحرافی و دروغین اقدام کنند.
روحانیت و سازمانهای دینی باید با ورود به عرصههای نوین و فضای مجازی و همچنین آشنایی با علایق و سلیقههای قشر جدید، نسبت به ارائه راهکارها و برنامههایی بهروز و جوانپسند در راستای آشنایی بیشتر مردم با اصول دین گام بردارند.

















