به گزارش پایگاه خبری مفاز، با توجه به اینکه تأییدات و حمایتهای برخی از مراجع و علما همواره مورد استناد مدافعان انجمن حجتیه بوده است، بررسی دیدگاه یکی از برجستهترین عالمان معاصر در این زمینه اهمیت ویژهای دارد. ازاینرو، تحلیل مواضع حضرت آیتاللهالعظمی شهید سید علی خامنهای قدس الله میتواند تصویری روشن از نسبت میان رویکرد دینی و ملاحظات سیاسی در قبال این جریان ارائه دهد.
بررسی مواضع ایشان دربارهٔ انجمن حجتیه مستلزم توجه به بستر تاریخی، سیاسی و اجتماعی دوران بیان این مواضع است. تحلیل گزارههای رهبر انقلاب بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی، ممکن است به برداشتهای ناقص یا متعارض منجر شود. هدف این نوشته، واکاوی دو موضعگیری رسمی و متمایز ایشان ـ یکی در مصاحبه با روزنامه اطلاعات (۱۳۶۰) و دیگری در جلسهٔ پرسشوپاسخ دانشگاه تهران (۱۳۶۴) ـ و تحلیل ملاحظات سیاسی و اجتماعی مؤثر بر آنهاست.
در مصاحبهٔ ششم دی ماه سال ۱۳۶۰ با روزنامه اطلاعات، آیتالله خامنهای ـ بهعنوان رئیسجمهور وقت ـ ضمن اشاره به فعالیتهای انجمن حجتیه در مقابله با فرقهٔ بهائیت، اظهار داشتند:
«به نظر من در میان افرادی که در انجمن حجتیه هستند، عناصری انقلابی، مؤمن، صادق، دلسوز برای انقلاب، مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهوری اسلامی پیدا میشوند، همچنانکه افرادی منفی، بدبین، کجفهم، بیاعتقاد و در حال نقزدن و اعتراض هم پیدا میشود.»
این بیان، در نگاه نخست، میتواند چنین القا کند که انجمن حجتیه ترکیبی از افراد متنوع با گرایشهای مختلف است و در نتیجه، نباید هیچگاه اصل انجمن را بهصورت کلی مورد اتهام قرار داد.
بااینحال، تحلیل دقیقتر نشان میدهد که این موضع را باید در چارچوب شرایط بحرانی و پرتنش سال ۱۳۶۰ تفسیر کرد. در آن مقطع، کشور با جنگ تحمیلی، ترورهای گستردهٔ سیاسی و نظامی، آشوبهای قومی و چالشهای داخلی متعدد و چند کودتا مواجه بود. چنین فضایی ضرورت حفظ انسجام ملی و جلوگیری از تفرقه را دوچندان میکرد. در پرداختن به افراد و گروههای غیرهمسو با نظام، رعایت اولویت به اقتضای میزان خطر، مهم بود؛ و از آنجا که بین نیروهای انقلابی در مورد انجمن اختلاف نظر جدی وجود داشت، موضع آیتالله خامنهای را میتوان ناظر بر رویکردی وحدتمحور دانست؛ رویکردی که هدف آن جلوگیری از بهرهبرداری جریانهای معاند و حفظ تمرکز نیروهای انقلابی در برابر دشمنان اصلی نظام بود.
افزون بر این، در همان دوره، جریانهای چپ و التقاطی در فضای سیاسی کشور فعال بودند و تقابل فکری آنان با انجمن حجتیه، حساسیت موضوع را افزایش میداد. اتخاذ موضعی محتاطانه در برابر چنین پیچیدگیهایی، اقدامی عقلانی و واقعگرایانه به شمار میرفت. بنابراین، سخنان ایشان در مصاحبهٔ مذکور را باید نه بهعنوان تأیید مطلق انجمن، بلکه بهمثابهٔ بیان سیاسی ـ اجتماعی مبتنی بر مصالح عمومی تفسیر کرد.
در مقابل، موضعگیری صریحتر آیتالله خامنهای قدس الله در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۶۴ در جمع دانشجویان دانشگاه تهران، حاکی از نگاه انتقادی و شفاف ایشان نسبت به پیشینهٔ انجمن حجتیه است. ایشان در آن جلسه در پاسخ به سوال دیدگاه ایشان راجع به انجمن حجتیه و برخی افراد با سابقه عضویت در آن فرمودند:
«بنده نظرم را راجع به انجمن حجتیه روشن و صریح به همه شما میگویم. انجمن حجتیه قبل از انقلاب با انقلاب نبود بعضی از افرادشان کار فعّال ضدّانقلابی هم میکردند، بعضی فقط با انقلاب نبودند ضد انقلابی هم نبودند، بعد انقلاب شد بسیاری از کسانی که با انقلاب نبودند بعد از آنکه عظمت و شکوه انقلاب را دیدند پیوستند به انقلاب، حتی بسیاری کسانی که در آنوقت یک حرکات منافی با انقلاب هم میکردند پیوستند به انقلاب و مشاغلی گرفتند در جاهای مختلف… آن کسانی که در گذشته جزو انجمن حجتیه بودند، اما الآن اولاً جزو تشکیلاتش نیستند یعنی جزو انجمن نیستند ثانیاً دلبسته انقلابند، دلباخته انقلابند من میگویم اینها خوبند و مثل بقیه مردم از آنها استفاده میکنیم. امّا آن کسی که جزو تشکیلات است، با انقلاب میانهای ندارد، دلزدهی از انقلاب است، به امام اعتقادی ندارد، ارادتی ندارد، تقلید از دیگران میکند، برای انقلاب حاضر نیست یک ذره از وقتش را سرمایهگذاری کند، میخواهم سر به تنش هم نباشد، چه انجمن حجتیّه باشد چه غیر از آن. این هم نظر بنده.» (جزوه پرسش و پاسخ ۳، ریاست محترم جمهوری در جمع دانشجویان مسجد دانشگاه تهران، چهارشنبه ۱۴/۱۲/۶۴، ص ۲۶)
این اظهارنظر بیپرده، نشان میدهد که ارزیابی ایشان از عملکرد تاریخی انجمن، منفی و ناظر به فاصلهٔ فکری و عملی آن با جریان انقلابی بوده است.
با کنار هم نهادن این دو موضع، میتوان نتیجه گرفت که تفاوت ظاهری میان آنها ناشی از تفاوت بستر زمانی و هدف سیاسی هر سخن است. در سال ۱۳۶۰، حفظ وحدت جامعه و جلوگیری از تضعیف جبههٔ داخلی در برابر تهدیدات خارجی اولویت داشت؛ اما در سال ۱۳۶۴، با ثبات نسبی اوضاع، امکان بیان شفافتر دیدگاهها فراهم شده بود.
پس تحلیل تطبیقی مواضع رهبر شهیدمان نشان میدهد که رویکرد ایشان نسبت به انجمن حجتیه از ابتدا ماهیتی مصلحتاندیشانه داشته است: از یک سو، ملاحظهٔ مصالح کلان نظام و حفظ وحدت اجتماعی، و از سوی دیگر، نقد مبانی فکری و عملکرد تاریخی انجمن. بدینترتیب، تفاوت در نحوهٔ بیان، نه نشانهٔ تغییر دیدگاه، بلکه بازتابی از تفاوت شرایط و ضرورتهای سیاسی هر دوره است.
















