سوالی که ذهن هر پژوهشگری را در مواجهه با زندگی نورعلیشاه ثانی درگیر میکند، این است: چرا فردی که سالها در سفر و فرار بود و تصوف را انکار میکرد، ناگهان تغییر مسیر داد؟
منابع تاریخی پاسخی صریح به این پرسش میدهند. بر اساس مستندات موجود، او «پس از سالها دوری و انکار تصوف، سرانجام به گناباد بازگشت.»
اما انگیزه این بازگشت چه بود؟ متن سند به صراحت بیان میکند که «دنیاطلبی و رسیدن به مسند پرقدرت قطبیت باعث شد او به جرگه تصوف بازگردد و جانشین پدر شود.» این چرخش از انکار مطلق تا پذیرش بالاترین مقام فرقه، نشاندهنده اهمیت مؤلفه «قدرت» در تحولات درونی این سلسله است.
(منابع ذکر شده در سند: کتاب “در خانقاه بیدخت چه میگذرد”، ص ۸۰ / کتاب “بهین سخن”، ص ۹۲)
پایانبندی:
این بازگشت که با انگیزههای دنیاطلبانه همراه بود، سرآغاز دورانی جدید در رهبری فرقه گنابادی شد. در قسمت چهارم، به بررسی یکی از اقدامات بحثبرانگیز او پس از رسیدن به قدرت خواهیم پرداخت.


















