از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن میکند
جذب آرام؛ حجتیه نسل تازهاش را چگونه میسازد؟
بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان
اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجتالاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد.
فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند
دشمن با فرقههای نوظهور، سبک زندگی را تغییر میدهد
کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه
یک ریشه، سه انحراف بزرگ…
فرقهها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر میگذارند؟
روشهای مجابسازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقهها با بدن شما ذهنتان را تسخیر میکنند
به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام
تهدیدات فرقهها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی
وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود!
کوئلیو از عشق بسیار سخن میگوید اما منظور تمامش عشق دنیایی و جنسی است.
با اقتباس از کتاب مشهور پائولو کوئلیو قرار است یک فیلم سینمایی ساخته شود.
در مکتب معنوی پائولو، خداوند چندان حکیمانه عمل نمیکند، تدبیری هم برای انسان راه یافته در این جهان ندارد.
در آثار کوئلیو آنچه برای مخاطب اهمیت می یابد جذابیت و هیجانات می باشد تا جایی که واقعیت ها نیز فدای این جذابیت ها می شوند.
پائولو کوئلیو در ایران بهعنوان یک اسطوره نویسندگی در زمینۀ مباحث عرفانی شناخته میشود، اسطورهای که بنا به اعترافات خودش بیمار روانی بوده، معتاد به سکس و مواد مخدر بوده و در زمان فعلی هم از برخی از انواع مواد مخدر حمایت میکند.
جالب اینکه امروزه شمار بسیاری از کسانی که در کشور ما به عنوان رهبران عرفان های وارداتی شناخته میشوند و حامل یک پیام معنوی و صاحب مسلکی عرفانی محسوب میشوند افرادی اند که دورهای از بحران را پشت سر گذاشته اند و به مدد دستهای از عوامل توانستهاند «برونرفتِ از بحران» را تجربه کنند. تجربه موفق ایشان در فرار از بحران یا احیاناً فرو نشاندن و مهار بحران، باعث شده که «عوامل برونرفت» را به جای معنویت و گاهی با نام عرفان مطرح و تبلیغ کنند.
در خرداد ۱۳۷۹ که پائولو کوئلیو به ایران آمد، در اثر تبلیغات وسیعی که دربارۀ او و آثارش در ایران شده بود، هزاران نفر از جوانان برای دیدن او در تهران و شیراز اجتماع کردند و برخی از حضار از پائولو کوئلیو خواستند تا آنها را بهعنوان شاگرد بپذیرد و استاد عرفانیشان شود.