اخبار ویژه

از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن می‌کند جذب آرام؛ حجتیه نسل تازه‌اش را چگونه می‌سازد؟ بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجت‌الاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد. فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه یک ریشه، سه انحراف بزرگ… فرقه‌ها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر می‌گذارند؟ روش‌های مجاب‌سازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقه‌ها با بدن شما ذهنتان را تسخیر می‌کنند به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام تهدیدات فرقه‌ها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود!

♥44

مکاتب معنویت گرا؛ کارلوس کاستاندا (عرفان سرخ‌پوستى)

  • کد خبر : 19760
  • 22 تیر 1400 - 22:05
مکاتب معنویت گرا؛ کارلوس کاستاندا (عرفان سرخ‌پوستى)
اساتید عرفانى کاستاندا، غالباً افرادى بودند که در زمینه سحر و جادو ید طولایى داشتند از جمله مى ‌توان به «دون خوان ماتیوس» مکزیکى اشاره کرد

به گزارش پایگاه خبری مفاز، کارلوس کاستاندا درمورد خود مى ‌گوید: بیست و پنجم دسامبر ۱۹۳۵ در روز کریسمس در دهى به نام «جوکِرى» در نزدیکى «سائو پائولوى برزیل» متولد شده ‌ام.(۳۶) با این حال، برخى از منابع، سال تولد او را گاه تا ده سال قبل از آن ذکر کرده ‌اند.

گفته شده که مادرش هنگام تولد وى پانزده سال داشت و پدرش هفده سال. او در شش سالگى مادرش را از دست مى ‌دهد و خاله‌اش سرپرستى او را به عهده مى ‌گیرد. به گفته کاستاندا، او هرگز مادرش را دوست نداشت و به پدرش نیز به دید ترحم و حقارت نگاه مى‌ کرد. همچنین مدتى را نزد پدر بزرگ و مادربزرگ خود گذرانید که از آنها نیز به خوبى یاد نمى ‌کند. او درمورد پدر بزرگ خود مى ‌گوید: او مرا در هفت سالگى مجبور کرده بود براى اثبات مردانگى ‌ام دختر بانک ‌دار دهى را اغفال کنم.

در سال ۱۹۵۰ وارد آمریکا شد و چند سال بعد به‌عنوان شهروند بومى آن ‌جا پذیرفته گردید و این زمانى بود که او پانزده سال داشت. او در لوس آنجلس در زمینه روزنامه ‌نگارى وروان‌شناسى درس خواند و در سال ۱۹۷۳ در کالیفرنیا، در رشته مردم ‌شناسى مدرک دکترا را اخذ کرد.

گفته شده که در سال ۱۹۶۰ در مکزیک با زنى از اهالى آمریکاى شمالى که چهارده سال از او بزرگ ‌تر بود ازدواج کرد، اما این ازدواج چند سال بعد به طلاق انجامید.(۳۷) او سرانجام در سال ۱۹۹۸ به‌علت سرطان کبد در لوس آنجلس در سن ۶۳ سالگى در گذشت.

اساتید عرفانى کاستاندا، غالباً افرادى بودند که در زمینه سحر و جادو ید طولایى داشتند از جمله مى ‌توان به «دون خوان ماتیوس» مکزیکى اشاره کرد که اعتقاد داشت سحر و ساحرى، به‌ معناى توانایى در درک چیز هایى است که در حالت عادى نمى ‌توان دریافت کرد و سحر همان ذخیره انرژى است که موجب مى ‌شود انسان با ذخیره‌ هاى انرژى ‌اى که در دسترس نیستند سر و کار داشته باشد.(۳۸)

استاد دیگر او خنار و فلورس بود که با سحر و کارهاى خارق العاده‌اش، کاستاندا را به حیرت وامى ‌داشت. او دو استاد دیگر نیز داشت که هر دو ساحرى قدرتمند بودند. استاد دیگر او زنى بود به نام زولیکا که به او فن رؤیابینى را یاد داد. همچنین او استادى در ورزش کونگفو داشت که به او قدرت ذخیره ‌سازى انرژى را یاد داد و کاستاندا زیر نظر وى، به درجه مربى‌گرى در کونگ‌فو دست یافت.

از او دوازده کتاب، یک دوره ماهنامه در چهار شماره و چند نوشته به ‌جاى مانده است که غالباً منعکس کننده اندیشه اساتید اوست. او همواره به ‌دنبال مکتب فکرى «دون خوان» و ترویج آن بوده است. این مکتب فکرى در اکثر آثار او منعکس است که در ادامه به تبیین آن خواهیم پرداخت.

نظام معرفتى دون خوانى که کاستاندا تمام زندگى خود را وقف شناخت و تبیین آن کرده است از یک سرى مبانى فکرى تبعیت مى ‌کند:

ساحرى، راهى براى معرفت

ساحرى یا جادوگرى، نامى است که استاد کاستاندا براى خود برگزیده است ولى کاستاندا معتقد است که ماهیّت آن با جادوگرى مصطلح متفاوت مى ‌باشد و در واقع به ‌معناى استفاده از میدان ‌هاى انرژى موجود در جهان بوده بدین‌گونه که فرد بتواند انرژى لازم را ذخیره کند تا بدین سبب با میدان‌هاى انرژى دیگرى که در دسترس او نیست مرتبط شود. به گفته او، ساحرى توانایى درک و مشاهده چیزهایى است که دریافت عادى از درک آن عاجز است و اینکه افراد بتوانند به قدرت درونى خود که پنهان است دست یابند.(۳۹)

سپس ادامه مى ‌دهد که فرد در این راه باید معرفت ‌پیشه شود و با چهار مانع این راه که عبارت‌اند از: ترس، وضوح، قدرت و کهولت مبارزه کند و در توضیح آن مى ‌گوید: وقتى فردى در مسیر معرفت گام مى ‌گذارد، ابتدا ترس است که مانع راه او مى ‌شود زیرا با مشقت، افکارى مبهم و با چیزهایى که تصورش را نمى ‌کرد روبرو مى ‌شود، او ابتدا باید بر این ترس غلبه کند و میدان را ترک نکند.

در گام بعد که از شر ترس رها شد، همه ‌چیز را به‌ وضوح مى ‌بیند، آرزوهایش را مى ‌شناسد و مى‌داند چگونه باید آن‌ها را برآورده کند و احساس مى‌ کند که دیگر چیزى بر او پوشیده نیست. این حالت ممکن است موجب شود که او دیگر به خودش شک نکند و به خود باورى مبتلا شود وبه سالکى سبک‌ روح یا سبک‌ مغز تبدیل گردد. در نتیجه باید با این مانع بزرگ که وضوح است مقابله کند.

در مرحله سوم به قدرتى که به‌دنبالش بود دست مى ‌یابد، شکست ‌ناپذیر و فرمان ‌روا مى ‌شود ولى قدرت، گاه او را به فردى ستمگر و بى ‌رحم تبدیل مى‌کند. در نتیجه او باید به ‌شکلى سنجیده با قدرت خود برخورد کند و آن را با احتیاط به کار گیرد.

در مرحله چهارم، او فردى نترس و مقتدر است که همه ‌چیز را به ‌وضوح مى ‌بیند ولى این، همان زمانى است که به دشمن چهارم خود که کهولت است مبتلا شده است. او هرگز نمى ‌تواند این دشمن را کاملاً شکست دهد ولى باید تا مى ‌تواند با آن مبارزه کند و به بهانه خستگى و پیرى، به استراحت روى نیاورد و نگذارد دشمنش او را به موجودى پیر و ضعیف تبدیل کند.(۴۰)

(۳۷). سفر جادویى با کارلوس کاستاندا، کارمینا فورت، مترجم: کندری، مهران، ص ۸۰.

(۳۸). عرفان سرخپوستى، شریفی دوست، حمزه، ص ۴.

(۳۹). قدرت سکوت، کارلوس کاستاندا، ص ۷-۹.

(۴۰). آموزش‌هاى دون خوان، کارلوس کاستاندا، مترجم، دولت آبادی علیرضا، ص ۷۷-۸۱ .

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=19760

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.