قسمت (دوم) 
علل و عوامل گرایش مردم به عرفانهای نوظهور را می توان در دو گروه کلّی قرار داد:
عوامل فردی یا «علل درونی»
عوامل محیطی یا «علل بیرونی»ای که موجب گرایش به این عرفانها میشود.
پیش از معرّفی عوامل درونی گرایش به عرفانهای نوظهور، ذکر این نکته ضروری است که لازمه گرایش افراد به عرفانهای نوظهور، داشتن تمامی عوامل درونی ذیل نیست؛ بلکه ممکن است وجود یک یا دو علّت در درون افراد، موجب گرایش ایشان به این عرفانها شود.
تبیین عوامل درونی گرایش به عرفان های نوظهور
فطرت معنویت جوی انسان
یکی از مسائل مسلّم و غیر قابل انکاری که در مورد انسان وجود دارد، نیاز شدید انسان به معنویت است که از فطرت و سرشت او نشأت میگیرد. «در طول تاریخ، ایرانیان بیش از سایر مردم جهان به معنویت توجّه و تمایل نشان دادهاند. از همین رو میتوان گفت فرهنگ ایران، فرهنگی عرفانی و معنوی است و جامعه ایرانی پیشینهای عرفانی و مذهبی دارد.
تمایل ایرانیان به کتب معنوی و عرفانی و علاقه ایشان به آثار بزرگانی چون حافظ، سعدی، ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری این مسئله را تأیید میکند ».
ادّعاهای دروغینی که در مورد ارائه معنویت از سوی رهبران عرفانهای نوظهور مطرح میگردد، موجب میشود که برخی از مردم، به بیراهه رفته و برای دستیابی به معنویت به پیروی از این عرفانها بپردازند.
نکته قابل توجّه آنکه سرمایهداران صهیونیست نیاز انسان به معنویت را به عنوان فرصتی مناسب برای سرمایهگذاری و کسب سود میدانند؛ به خصوص آنکه معنویت در جهان حاضر موضوعی نایاب و گرانبها محسوب میگردد که مردم حاضر هستند برای بدست آوردن آن سرمایهگذاری کنند.
کتاب ها، دورههای آموزشی گوناگون، ساختن خدایان در کشورهای مختلف به خصوص هند که از دیرباز مورد توجّه سرمایهداران صهیونیست بوده است و تشویق مردم برای زیارت آنها، کسب و کار پُررونقی را برای این سرمایهداران فراهم کرده است.
«به عنوان مثال سای بابا در هند که در یک روستا به نام پورجا زندگی می کرد، به عنوان خالق جهان معرّفی شد و امروزه آن روستا دارای فرودگاه، هتلهای متعدّد و فروشگاههای بزرگی است که با سرمایههای کلان ایجاد شده و سود سرشاری را با خود به دنبال دارد ».
نیاز انسان به آرامش
یکی دیگر از نیازهایی که موجب گرایش به عرفانهای نوظهور می گردد، نیاز انسان به آرامش است که جزو یکی از مهمترین نیازهای انسان محسوب شده و در سعادت یا گمراهی او تأثیرات قابل توجّهی دارد. سرکردگان عرفانهای نوظهور که به نیاز انسان به کسب آرامش واقف هستند، این نیاز بسیار مهم را دستمایهای برای جذب مردم به عقاید پوچ و باطل خود قرار دادهاند.
به عنوان مثال، در یوگا تلاش میشود تا از طریق ورزش، انسانها به آرامش دست یابند. لکن باید در نظر داشت که تمامی راهکارهایی که برای رسیدن به آرامش از سوی رهبران عرفانهای نوظهور ارائه می شود، در واقع همچون مسکّنهایی هستند که نه تنها مشکل اصلی فرد را برطرف نمیکنند، بلکه موجب میشوند تا شخص با عطش بیشتری این راهکارها را تکرار کند.
بیرغبتی انسانها نسبت به مسائل علمی و دینی
یکی از مهمترین علل گرایش به عرفانهای نوظهور در کشور ما، سطح پایین معلومات اشخاص است. در عصر حاضر، مردم وقت کمتری را برای بالا بردن سطح معلومات علمی و دینی خود صرف می کنند.
خلأ حاصله از این مسئله، نه تنها راه سوء استفاده را برای دنیا دوستان فراهم می سازد، بلکه موجب میگردد که فرد توانایی شناخت مسیر حق از باطل را نداشته و در برخی از موارد، به دست خود در دام دشمن بیفتد. آمارهایی که در مورد سرآمد مطالعه در کشورمان ارائه می شود، وضعیّت اسفبار علمی جامعه را بیش از پیش مشخّص میسازد.
شهوتپرستی
در عرفانهایی که امروزه میان مردم و جوانان ترویج می گردد، خداوند هیچ جایگاهی نداشته و بدیهی است که نتیجه چنین اعتقادی، عدم پایبندی به مسائل شرعی و اخلاقی است. از همین رو، در میان پیروان عرفانهای نوظهور و به خصوص بزرگان این عرفانها، وجود مشکلات اخلاقی و بی بند و باری امری عادّی محسوب میشود.
همین مسئله، موجب می شود آن دسته از افرادی که به دنبال شهوتپرستی و شهوترانی هستند، به این عرفانها گرایش و تمایل پیدا کنند. به کانال فرق و ادیان مفاز بپیوندید .


http://eitaa.com/mafaz_news
ادامه دارد….

















