اخبار ویژه

اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجت‌الاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد. فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه برگزاری کارگاه نقد بهائیت اطلاعیه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه) درباره فعالیت‌های تبلیغی‌، ترویجی درباره ایشان درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟ برپایی نمایشگاه جریان‌شناسی و نقد فرقه‌ها در موکب فرهنگی مفاز زاهدان آبجکت موشن باموضوع معرفی فرقه ضاله بهائیت پویش من یک ایرانی هستم ملت ایران سابقه بدعهدی شیطان بزرگ را از خاطر نخواهد برد/ دشمن به هيچ يک از اهداف اعلامی خود نرسید قسمت چهارم پادکست « تولد دوباره ام » آتش‌بس موکول به اتمام جوشن کبیر هوافضا: فاز ۷۸ در حال جوشش

7

از «فیزیکِ موهوم» تا «شورشِ مسموم»؛ ردپای الهیاتِ الحادی و فرقه‌گرایی در آشوب‌های اخیر

  • کد خبر : 84956
  • 06 بهمن 1404 - 13:08
از «فیزیکِ موهوم» تا «شورشِ مسموم»؛ ردپای الهیاتِ الحادی و فرقه‌گرایی در آشوب‌های اخیر
تحولات تلخ روزهای اخیر و عبور از اعتراض به سمت تروریسم خیابانی، بیش از آنکه ریشه در مطالبات اقتصادی یا مدنی داشته باشد، نشان‌دهنده یک گسست معرفتی عمیق در بخشی از نسل جدید است.

نوجوان ۱۷ ساله‌ای که امروز در مرکز میدان، وحشیانه به جان و مال مردم تعرض می‌کند و نیروهای حافظ امنیت را با کینه‌ای توصیف‌ناپذیر هدف قرار می‌دهد، پیش از آنکه در خیابان به «آشوب» بپردازد، در فضای مجازی دچار «مسخ فکری» شده است.

استحاله از اقیانوس اندیشه به مرداب مجازی

دهه‌های ۵۰ و ۶۰، دوران حاکمیت «کلمه» و «تأمل» بود. نسل‌های پیشین در بستر مطبوعات و کتاب، صبوریِ اندیشیدن را آموخته بودند؛ اما نسل نوظهور که با اصطلاح «نسل زد» شناخته می‌شود، در محاصره ویدئوهای ۱۵ ثانیه‌ای اینستاگرام و تیک‌تاک، توان تحلیلِ چندوجهی را از دست داده است.

دشمن با درک این واقعیت، راهبرد «ساده‌سازی فریبنده» را در دستور کار قرار داد. برای ذهنی که حوصله خواندن یک مقاله تحلیلی را ندارد، پیچیده‌ترین مسائل سیاسی و تاریخی در یک جمله خلاصه می‌شود: «اگر این‌ها بروند، همه چیز درست می‌شود.» این تقلیل‌گرایی، خشت اول بنای آنارشیستی است که امروز شاهد آنیم.

تثلیث شوم: رسانه‌های لندنی، بهائیت و الحاد مدرن

پشت‌صحنه جذابیت‌های بصری شبکه‌هایی نظیر «من و تو» و «ایران اینترنشنال»، دلارهای نفتی و پیوندهای مستحکم با فرقه‌های ضاله نهفته است. شبکه «من و تو» به عنوان بازوی رسانه‌ای جریان بهائیت و با حمایت‌های پنهان صهیونیستی، از سال ۸۹ مأموریت یافت تا ذائقه اعتقادی جامعه را تغییر دهد.

نکته راهبردی اینجاست که تخریبِ «نظام سیاسی» لزوماً از سیاست شروع نشد؛ بلکه از «تخریبِ ایمان» آغاز گشت. پخش مستندهای شبه‌علمی با محوریت آرای افرادی چون «استفن هاوکینگ» یا ترویج تئوری‌های موهوم «بیگانگان فضایی»، تنها هدف‌شان سرگرمی نبود. آن‌ها به دنبال جایگزینی «خالق حکیم» با «تصادفِ کور» بودند. وقتی نوجوانی بپذیرد که جهان محصول یک حادثه تصادفی و فاقد غایت است، به راحتی به سمت «نیهیلیسم» (پوچ‌گرایی) سوق پیدا می‌کند. انسانی که پوچ‌گرا شد، دیگر برای جان خود و دیگران ارزشی قائل نیست و به راحتی به «سرباز بی‌جیره و مواجب» آشوب‌های خیابانی تبدیل می‌شود.

هجمه به نمادهای اقتدار و تقدس

در کنار تزریق الحاد، پروژه‌ی «اهریمن‌سازی» از مقدسات و نهادهای ملی نیز با ظرافت دنبال شد. تمسخر مناسک دینی توسط مجریان معلوم‌الحال، ترویج سبک زندگی غربی در تقابل با سنت‌های ایرانی-اسلامی و هجو نمادهای اقتدار ملی (از روحانیت گرفته تا نهادهای نظامی) در برنامه‌هایی چون «شبکه نیم»، همگی قطعات یک پازل بودند. هدف این بود که «حیا» و «احترام به مرجعیت فکری و دینی» در ذهن نوجوان فرو بریزد تا در روز واقعه، او هیچ خط قرمزی برای جنایت و هتاکی در خود احساس نکند.

فرجامِ شورش‌های بی‌دلیل

آشوب‌های اخیر که به قیمت خون پاک مردم بیگناه و حافظان امنیت تمام شد، محصولِ ده سال بمباران شیمیاییِ ذهن‌هاست. دشمنی که در میدان جنگ سخت شکست خورده بود، از مسیر «تغییر ادراک» وارد شد. امروز ما با نسلی مواجهیم که بخشی از آن، در فضای القایی رسانه‌های بیگانه، «تنفر» را به جای «تفکر» آموخته است.

وظیفه امروز نهادهای فرهنگی و رسانه‌های دلسوز نظام، بازگشت به ریشه‌ها و تبیین دقیق این شبیخون است. باید برای نوجوانان روشن کرد که پشت آن لبخندهای تصنعی مجریان لندنی و آن تئوری‌های مثلاً علمی، خنجری نهفته است که قلب وحدت و ایمان ملی ما را نشانه گرفته است.

این جنگ، جنگِ روایت‌هاست و تا زمانی که عمق معرفتی جامعه را در برابر این ویروس‌های مجازی واکسینه نکنیم، فتنه با نقاب‌های جدید بازخواهد گشت.

وهمِ امنیت و سقوط در سیاهچاله‌ی بی‌وطنی

یکی از خطرناک‌ترین ابعاد این استحاله فکری، ایجاد نوعی «توهمِ استغنا» در اذهان این نسل است. جوانانی که تمام عمر خود را در دایره‌ی امنیتیِ ایجاد شده توسط مجاهدت‌های خاموش سربازان وطن گذرانده‌اند، تصور می‌کنند «امنیت» و «نظم شهری»، همچون آب و هوا، عناصری ذاتی و زوال‌ناپذیرند.

دشمن با استفاده از تکنیک «سیاه‌نمایی مطلق»، چنان تصویری از ایران ترسیم کرده که نوجوان ما، میهن خود را «خراب‌شده» می‌نامد و در عین حال، با ساده‌لوحی تمام، تصور می‌کند که اگر ساختارهای حاکمیتی فرو بپاشد، فردای آن روز با مدینه‌ی فاضله‌ای روبرو خواهد شد.

آن‌ها به دلیل فقدان حافظه تاریخی و بایکوت خبری رسانه‌های معاند، نمی‌بینند که چگونه در لیبی، سوریه و عراق، همین شعارهای فریبنده «آزادی»، به حمام خون و جولان تروریسم بدل شد. این اذهانِ رسانه‌زده، تفاوت میان «اعتراض مدنی» و «انتحار ملی» را درک نمی‌کنند، زیرا در منطقِ «اینستاگرامی»، عمق فدای سطح شده است.

گذار از «نقد» به «کینه»؛ سلاخی اخلاق در مسلخ مجازی

در روزهای اخیر شاهد بودیم که چگونه پرخاشگری فیزیکی در خیابان، امتداد همان خشونت کلامی در فضای مجازی است. وقتی لیدر‌های بهایی و آتئیست در شبکه‌های ماهواره‌ای، «حیا» را به عنوان یک بندِ دست‌وپای‌گیر معرفی می‌کنند و با ابزار سلبریتی‌های خودباخته، «قداست‌زدایی» را به اوج می‌رسانند، خروجی کار چیزی جز جسارت به ساحت قرآن کریم، آتش زدن پرچم مقدس ملی و هتک حرمت نوامیس نخواهد بود. اینجاست که می‌بینیم فرقه‌های ضاله و جریان‌های الحادی، چگونه با حذف «خدا» از ساحت ذهن نوجوان، او را به موجودی تبدیل کرده‌اند که حتی به جنازه‌ی هم‌وطن خود نیز رحم نمی‌کند.

مظلومیتِ مقتدر؛ خون‌هایی که نقاب از چهره فتنه کشید

در قلب این هاویه‌ی آشوب، باز هم همان جوانانِ مؤمن و بسیجی هستند که مظلومانه اما مقتدر، سینه خود را در برابر خنجر کینه و تیرِ نفاق سپر می‌کنند. حقیقتِ عیان این است: آن کسی که امروز در کف خیابان از نوجوانِ فریب‌خورده کتک می‌خورد و لبخند می‌زند تا امنیتِ همان نوجوان و خانواده‌اش آسیب نبیند، تربیت‌یافته مکتبی است که «ایثار» را بالاتر از «منیت» می‌داند.

خون‌های پاکی که در این روزها توسط عواملِ سازمان‌یافته جریان‌های صهیونیستی و وهابی بر زمین ریخت، اگرچه داغی سنگین بر دل ملت گذاشت، اما یک کارکرد بزرگ داشت: «نقاب از چهره نهیلیسم رسانه‌ای برکشید». ثابت شد که شعارهایی امثال «زن، زندگی، آزادی» نیز، برای طراحان پشتیبان این جریان در لندن و تل‌آویو، چیزی جز «بردگی، ویرانی و مرگ» نیست.

نتیجه‌گیری: ضرورتِ جهادِ تبیین در برابر الهیاتِ ویرانی

امروز دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای کشور باید بدانند که با یک پدیده صرفاً امنیتی روبرو نیستند. ما با یک «هجومِ فرقه‌ای-اعتقادی» طرفیم که از بستر فناوری‌های نوین برای شکار روح نسل جوان استفاده می‌کند.

برای مقابله با این فتنه، علاوه بر اقتدار در میدان، نیازمند «هوشمندی در تبیین» هستیم. باید ریشه‌های پیوندِ میان «آتئیسم مدرن»، «فرقه ضاله بهائیت» و «آنارشیسم خیابانی» برای نسل جدید افشا شود.

تنها راه نجات، بازگرداندنِ «عمق» به اندیشه نوجوانان و بازخوانیِ دوباره‌ی هویتِ اصیل ایرانی-اسلامی است تا در طوفانِ دروغ‌های مجازی، لنگرگاهِ ایمانِ خود را گم نکنند. این جنگ، جنگِ اراده‌ها بر سرِ تصاحبِ حقیقت است و فرجام آن، پیروزیِ نور بر ظلمتِ الحاد خواهد بود.

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=84956

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.