به گزارش خبرنگار پایگاه خبری مفاز، توسعه فناوری و تغییر سبک زندگی به سوی مدرنیته و دوری از سنتها و فرهنگهای اصیل از یک سو و از سویی دیگر پیدایش جریانهای انحرافی، شیطانی و ضد دین و به دست گرفتن قدرت به ویژه قدرت رسانه، اعم از نشریات، رادیو و تلویزیون در گذشته و اینترنت، فضای مجازی و صنعت سینما در زمان حال، باعث شد تا اغلب مردم کشورهای غربی و حتی شرقی (به ویژه جوانان) تحت تأثیر این جریانات، از دین و معنویت فاصله بگیرند.
با این وجود این روزها مشاهده میشود که مردم این کشورها روی به دین و معنویت آوردهاند؛ چه ادیان الهی و چه ادیان نوظهور، انحرافی و اعتقادات مدرن؛ در این یادداشت، به بررسی علل، ابعاد و پیامدهای روند بازگشت به دین و اعتقادات مدرن میپردازیم.
علل بازگشت به دین
یکی از نخستین سؤالاتی که باید پاسخ داده شود، این است که چرا در عصر مدرن و با وجود پیشرفتهای علمی و فناوری و همچنین فعالیت قدرتمند جریانهای ضد دینی در رسانههای دنیا، عدهای که از دین رویگردان شده بودند، دوباره به دین روی میآورند. به چند علت مهم اشاره میکنیم:
بحرانهای اجتماعی و سیاسی: در سالهای اخیر، بحرانهای عمیق اجتماعی و سیاسی در بسیاری از کشورها، نظیر جنگ، تروریسم و نابرابریهای اقتصادی، باعث ایجاد رخوت و یأس شده است. در چنین شرایطی، دین بهعنوان یک منبع تسلیدهنده و امید به آینده شناخته میشود.
گاهی این بحرانها میتواند افراد را به تعقل و انتخاب صحیح وادارد؛ به طور مثال طوفان الاقصی و تحولات پس از آن باعث شد تا توجه افراد بسیاری، اعم از پیروان سایر ادیان یا بیدین، به فلسطین و سپس اسلام و آرمانها و اعتقادات اسلامی جلب شود.
این مهم باعث شد افراد بسیاری به سمت معنویت، آموزههای معنوی به ویژه اسلامی و در نهایت به اسلام روی بیاورند؛ در بین اهل تسنن نیز برخی به تشیع گرویدن چرا که مشاهده کردن در میان این همه کشورهای اسلامی، تنها ایران، یمن و حزب الله که هر سه شیعه هستند به یاری فلسطین و مبارزه با صهیونیستها پرداختند.
احساس نیاز به معنویت: در جهانی که اغلب تمایل به مادیگرایی دارد، افراد به دنبال معنا و هدفگذاری معنوی در زندگی خود هستند. دین میتواند به آنها کمک کند تا ضمن پاسخ به سؤالات عمیق انسانی، احساس آرامش و رضایت کنند.
مادیات نمیتواند تا همیشه انسان و نیازهای او را تأمین کند؛ اتفاقاً گاه غرق شدن در مادیات باعث میشود تا نیازهای روحی و روانی انسان برجستهتر شوند.
تعداد قابل توجهی از افراد در کشورهای غربی به ویژه آتئیسمها لذتهای مادی و دنیایی را تا انتها تجربه اما همچنان احساس پوچی میکنند، آنگاه به سوی معنویت و ادیان روی میآورند تا آرامش درونی را با کمک دین به دست بیاورند.
جستجوی هویت: در دنیای مدرن، که جهانیشدن و مهاجرتها هویتهای فردی و فرهنگی را به چالش کشیدهاند، بسیاری به دین مراجعه میکنند تا هویتی شفاف و مستحکم برای خود بیابند؛ این مهم شاید در ابتدا دلیل موجهی برای گرایش به یک دین الهی نباشد اما درنهایت تأثیر گذار است و افراد بدین وسیله هم هویتی جدید که در آن خوشحالند را به دست میآورند و
فناوری و ارتباطات: ابزارهای دیجیتال و رسانههای اجتماعی به افراد این امکان را میدهند که با عقاید و آموزههای مختلف آشنا شوند و در نتیجه، ممکن است به دین یا گروههای مذهبی بپییوندن.
اینترنت این امکان را فراهم آورده است تا به دلایل مختلف شغلی، تفریحی و … با هر شخصی از هر نقطه از دنیا ارتباط برقرار کرد؛ همین امر منجر به انتقال اعتقادات و تأثیر گذاری و تأثیرپذیری از آن میشود.
استفاده از رسانهها برای تبلیغ دین: رسانههای اجتماعی و شبکههای آنلاین بهعنوان ابزارهای مؤثر برای انتشار آموزهها و تبلیغ اعتقادات مذهبی تبدیل شدهاند و به این ترتیب، افراد بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای مذهبی تشویق میشوند.
پیروان ادیان و جریانهای معنوی و دینی سعی دارند از این فرصت به بهترین شکل استفاده و اعتقاداتشان را به افراد مختلف به ویژه آنهایی که به دنبال معنویت میگردند، معرفی کنند.
نحوه و اشکال بازگشت به دین و معنویت
بازگشت به دین و معنویت در دنیای معاصر میتواند در اشکال مختلفی نمود پیدا کند، از جمله:
پیوستن به جماعتهای مذهبی: بسیاری از افراد به گروههای مذهبی و دینی میپیوندند و این بازگشت، به دنبال یافتن معنویت و همچنین به دست آوردن همدلی، همراهی و حمایت از سایر افراد با اعتقادات مشابه است.
بازگشت به آداب و رسوم فرهنگی: در بسیاری از موارد، این روند به احیای جشنها، مراسم و سنتهای مذهبی منجر میشود که به نوعی هویت فرهنگی را تقویت میکند؛ فارغ از اینکه آیا این مراسمها مورد تأیید دین هستند یا به مرور به آن اضافه شدهاند، این پیوند میتواند برای شروع قدم مثبتی باشد.
پیدایش فرقهها و جنبشهای مذهبی جدید: در کنار ادیان سنتی، فرقههای جدید و جنبشهای مذهبی نیز به ظهور رسیدهاند که سعی در جذب جوانان با ارائه تفسیرهای نوین از آموزهها دارند.
شاید بتوان این جریانها را در دو دسته تقسیم بندی کرد؛ یکی جریانهای انحرافی که درصدد سوء استفاده از نام دین و نیازهای نسل جدید هستند و یکی هم گروههایی که معتقدند باید برداشتهای نوینی از ادیان الهی داشت و دین را برای نسل جدید به روز کرد!
در هرصورت این جریانها و فرقهها بخش قابل توجهی از مخاطبان خود را از میان همین افراد برمیگزینند.
پیامدهای بازگشت به دین
روند بازگشت به دین و اعتقادات مدرن پیامدهای عمیق و متنوعی در جوامع مختلف دارد:
تقویت اخلاق و ارزشهای انسانی: دین میتواند به ایجاد و تقویت ارزشهای اخلاقی و انسانی کمک کند و جامعه را به سمت رفتارهای مثبت سوق دهد فقط باید امیدوار بود که این گرایشها بیشتر به سمت معنویت واقعی و ادیان الهی باشد نه جریانهای نوظهور.
تقویت ارتباطات اجتماعی: بازگشت به دین ممکن است موجب برقراری چرخههای همکاری و همیاری اجتماعی گردد و افراد را به پیوستگی و تعامل بیشتر با یکدیگر تشویق کند؛ فعالیتهای خیرخواهانه و کمک به همنوعان یکی از زمینههایی است که این ارتباطات را تقویت میکند.
چالشهای جدید: به موازات فوائد ذکر شده، این روند همچنین میتواند به چالشهایی نیز منجر شود. بهعنوان مثال، ظهور فرقههای تندرو و بنیادگرا که بهدلیل سوءتفاهمات از دین، منجر به خشونت و تروریسم میشوند، یک نگرانی جدی است؛ یا همانگونه پیشتر ذکر شد، جریانهای نوظهور و فرق انحرافی که به اسم دین دست به تحیف ادیان و یا ایجاد جریانهای جدید میشوند که گاه ضررش از بیدینی بیشتر است.
تعارض با علم و فناوری: برخی از ادیان و فرقهها ممکن است با آموزههای علمی و جدید در تضاد قرار گیرند که میتواند موجب بروز تنشهای اجتماعی شود؛ البته این مهم مربوط به جریانهای اصیلی چون اسلام ناب محمدی و تشیع نمیشود.
جهان امروز به سمت ایجاد توازن بین باورهای مذهبی و نیازهای علمی و اجتماعی حرکت میکند و این امر نیازمند توجه و دقت بالایی از سوی رهبران مذهبی، دانشمندان، و فعالان اجتماعی است.
روند بازگشت به دین و اعتقادات مدرن پدیدهای پیچیده و چندبعدی است که میتواند منجر به تحولاتی مهم در ساختار اجتماعی و فرهنگی جوامع گردد. برای درک عمیقتر این روند، نیاز به تحلیلهای دقیق و گفتوگوهای سازنده در میان عقاید و فرهنگهای مختلف داریم تا بتوانیم به همزیستی مسالمتآمیز و متوازن دست یابیم.

















