تولد مسيح از همان قرون اوليه مسيحيت از چالشهاي بزرگ بود. نقش مريم به عنوان مادر مسيح يا مادر خدا، يا مادر جسم مسيح داراي نوسانهايي بود و با ایجاد اختلاف شدید در میان اربابان کلیسا ، زمینه جداسازی و انشعاب شاخه های جدید مانند ارتدوکس و پروتستان گردید .
✝ اين کشمکشها تحت تأثير ديرينه الههپرستي در نهايت در اواخر قرون وسطي به آيين پرستش باکره مقدس تبديل شد. در واقع، پدرسالاري يهودي به مرور زمان، تحت تأثير قرار گرفت.
✝عروج مسيح نيز چالشهاي بسياري داشت؛ براي مثال، روايت برنابا با روايت ديگران در اين زمينه تفاوتهاي آشکار دارد و این امر مسیحیت را دچار کشمکش عقیدتی نموده است و تاکنون این معضل در دامن مسیحیت وجود دارد .
✝ اما مهمترين دليل براي انعطافپذيري بياندازه مسيحيت را بايد در شيوه انتقال پيام او دانست و عامل آن را بيش از همه بايد پولس شمرد. پولس را بايد واردکننده بدعتهاي بيشماري به مسيحيت به حساب آورد که نه تنها مسيحيت را در آن مقطع؛ بلکه تا کنون، به ديني بدعتپذير تبديل کرده است.
✝شايد بتوان گفت به همين دليل است که مسيحيان بيش از ديگر اقوام جهان با پديده اديان نوپديد روبهرو شدهاند و نمونه بارز آن فرقه مسیحیت تبشیری است.
✝این فرقه که با سر سپردگی به صهیونیست جهانی در راستای انحلال مسیحیت عیسوی حرکت میکند و بیراهه نیست اگر ادعا کنیم با رفتارهای مسیحیان تبشیری ، در آینده شاهد از بین رفتن مسیحیت واقعی خواهیم بود.
حقیقت ادیان

















