اخبار ویژه

از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن می‌کند جذب آرام؛ حجتیه نسل تازه‌اش را چگونه می‌سازد؟ بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجت‌الاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد. فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه یک ریشه، سه انحراف بزرگ… فرقه‌ها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر می‌گذارند؟ روش‌های مجاب‌سازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقه‌ها با بدن شما ذهنتان را تسخیر می‌کنند به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام تهدیدات فرقه‌ها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود!

♥8
پرونده عقل انقلاب؛

امام‌ خمینی؛ احیاگر عرفان تمدنی

  • کد خبر : 51658
  • 01 تیر 1402 - 14:45
امام‌ خمینی؛ احیاگر عرفان تمدنی
امام راحل «عرفانِ تمدنی» را توانسته به مثابه بعد مهم حیات اندیشگی و حیات طیبه‌ی عینی خود در جامعه اسلامی ایران و حتی جهان اسلامی متجلی سازد و آن را به نمایش بگذارد

به گزارش پایگاه خبری مفاز، عرفان اصیل اسلامی از یک هویت کاملاً مستقل و جامعِ درونگری و برونگری برخوردار است و ماهیت عرفان اصیل اسلامی، آن را دارای یک ظرفیت ذاتی برای عرفان فردی و اجتماعی توأمان قرار داده است. اگر چه عرفان همواره با دو مشکل ابهام و ابتهام به‌لحاظ معرفتی و تاریخی مواجه بوده است؛ اما اجتماعی بودن عرفان اسلامی، عارضی نبوده و نیست.

بلکه در درون و ماهیت وجودی آن استقرار دارد. اسفار اربعه عرفانی در عرفان عملی، مجموعه‌ی مقامات معنوی و منازل سلوکی، در حقیقت عهده‌دار همین معنا خواهند بود که به‌لحاظ مفهومی و تاریخی و حتی مصداقی باید آن را دقیق و عمیق مورد توجه و عنایت قرار داد.

امام‌ خمینی (ره) به‌عنوان یک شخصیت واقعاً بی‌بدیل در عرصه عرفان اسلامی، با اشراف کامل بر تراث عظیم و غنیم عرفان اسلامی، توانست یک قرائت شیعی و جامعی از عرفان اسلامی (در ساحت نظر و عمل) ارائه دهد و به‌عنوان نماینده تام و کامل عرفان ناب اسلامی، (آن‌هم در کلام و کردار) عرفان پرده‌نشین را شاهدِ بازار کرده و از انزوا، عزلت و خلوت به متن زندگی و جَلوت تا سرخط تشکیل نظام ولایی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه که خود جلوه‌ای از ولایت اطلاقیه‌ی معصومین (ع) است یا در واقع جلوه‌ای از ساحات و شئون وجودیِ انسانِ کاملِ معصوم به‌شمار می‌رود، در بیاورد. در واقع امام را حل، عرفان را هم در ساحت فقه اکبر و هم در ساحت فقط اوسط و هم در ساحت فقه اصغر؛ ساری و جاری ساخت. این در واقع یک نوآوری علمی و عینی یا عملی حضرت امام (ره) در این زمینه بود و هست.

در نتیجه امام‌ خمینیامام‌خمینی (ره) با بینش، گرایش و کنشِ صائب و صادق در آثار گفتاری، نوشتاری و رفتاری خود توانست عرفان اجتماعی را به‌سمت عرفان اجتماعی تمدنی سوق و سیر دهد و تشکیل یک نظام اسلامی ولایی، در واقع قله‌ی این اثر وجودی حضرت امام (ره) به‌شمار می‌رود. ما نباید این مطلب را کم بگیریم و یا نگاه تحلیل‌گرایانه یا تقلیل‌گرایانه به این مسئله داشته‌باشیم.

نگاه تمدنی به عرفان و تولید ادبیاتِ عرفانیِ تمدنی از سوی امام (ره) و البته بعضی از عارفان و عالمان ربانی و سالکان توحیدی در این زمینه مغتنم است. البته امام را حل «عرفانِ تمدنی» را توانسته به مثابه بعد مهم حیات اندیشگی و حیات طیبه‌ی عینی خود در جامعه اسلامی ایران و حتی جهان اسلامی متجلی سازد و آن را به نمایش بگذارد. اکنون نام و یاد امام‌ خمینی (ره) و سنت و سیره علمی و عملی او در واقع یکی از حقایقی که به اذهان منتقل می‌کند یا در واقع اذهان با نام و یاد امام، عرفانِ تمدنی را در خود متداعی می‌سازند، از همین زاویه است.

اما مراحل هم عرفانِ اصیلِ اسلامی را با همه‌ی آن پشتوانه و پیشینه نظریه‌ای و تاریخی احیا کرد و هم توانسته است با قرائت شیعی، عرفانِ اصیلِ اسلامی را استکمال و ارتقای وجودی ببخشد. به یک معنا می‌توان گفت حضرت امام (ره) توانسته است با اسم «حَکَم» و «العَدل» در راستای انسان‌سازی فردی و جامعه‌سازی به‌معنای انسانِ اجتماعیِ عرفانی، یک کار بزرگی را رقم زند و توحید فردی و اجتماعی را با غایتی هم‌چون حیات طیبه تعقیب نماید و آن را نه‌تنها در بیان و بنان؛ بلکه در قالبِ یک ولایت و حکومت سیاسی و اجتماعی، متجلی و متبلور ساخت.

برای این‌کار – عرفان تمدنی – امام الزاماتی را پیش‌روی ما قرار داد که آن‌ها به همان نظام بینش‌ی یا اندیشه‌ای، نگری و گرایشی، منشی، کُنشی و روشی باز می‌گردد. امام‌ خمینی (ره) توانست یک سبک زندگی و زیستار اجتماعی خاصی را از خود برجای بگذارد و پیش روی جهانیان قرار دهد. نیز با دو اسمی که عرض شد – حَکَم و العَدل – در واقع عنوان خلیفه‌الله را به‌معنای واقعی کلمه، کاربست‌هایش را در ساحات معرفتی، عبودیت و عدالتی (آن هم عدالت اجتماعی) نشان دهد.

امام راحل توانست زمینه‌ای را فراهم کند که مقام معظم رهبری در استمرار و استکمالِ این حرکت نورانی امام در مراحل پنج‌گانه انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی را با بنیادها، راهبردها، مراحل، راهکارها و برنامه‌ها و در کنار آن با ایده‌پردازی‌ها، گفتمان‌سازی‌ها، جریان‌سازی‌ها و … مطرح نماید.

در واقع امتدادِ اجتماعیِ آن نظامِ تمدنیِ عرفان اسلامی را با استخدام واژه معنویت اسلامی (آن هم معنویتی که با عدالت و عقلانیت در هم تنیده‌است) با شیوه و منطق استنادی و استیادی و استنباطی از مکتب امام‌ خمینی(ره) همواره بیان و تبیین کنند تا بتوانند به سرمنزل مقصود برسانند.

اکنون یک رسالت علمی و جهاد تبیینی بر عهده ما است. آن این است که عرفان اسلامی را در شعاع اندیشه و بینش امام‌ خمینی و افق فکری امام که بر منابع نوشتاری و گفتاریِ بسیار غنی‌ای ابتنا و اتکا دارد و همواره چه در ساحت درس، بحث، تحقیق، مطالعه و تدوین کتب و چه در ساحت تبلیغ و تربیت نیروی انسانی به منصه ظهور برسانیم و در این زمینه به وظیفه خودمان عمل کنیم و از جهت دیگر هم به‌لحاظ آن زیست اجتماعیِ انقلابی و جهادی در متن نظام اسلامی، ما به وظایف و تکالیف خودمان در این زمینه عمل کنیم.

عرفان تمدنی و تولید تمدن نوین اسلامی، صرفاً با کارهای پژوهشی محقق نمی‌شود؛ بلکه باید در مقام عمل و عینیت نیز این مسئله التزام عملی داشته‌باشد. بر اساس آرا و اندیشه‌های امام‌ خمینی (ره) و تبیین‌ها و تفسیرهای صائب و صادق مطابق با واقع مقام معظم رهبری، این مسئله را تعقیب و پیگیری کنیم.

*حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد رودگر، استاد عرفان اسلامی

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=51658

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.