اين موضوع براي تمام نحل و فرقه هايي که بر مبناي تشکيلات منسجم و مشخص پيش مي روند صادق است، چراکه فرد در يک محيط فرقه اي، تنها حضور فيزيکي پيدا نمي کند، بلکه آنجا زيست مي کند. اين مسئله براي افرادي که از ابتداي تولد، در فرقه اي مثل بهائيت متولد شده اند و کل اعضاي خانواده و دوستانشان بهائي بوده اند، به مراتب شديدتر است. محيط فرقه، هويت فرد را شکل داده و با تمام توان از آن حراست مي نمايد. در واقع يکي از بخشهاي اصلي نفوذ، ايجاد هويت_اجتماعيِ مد نظر تشکيلات است.
آسيب شناسي جداشدگان از فرقه هاي تشکيلاتي
وقتي در مورد نجات يافتگان و متبريان فرقه هايي مثل بهائيت سخن به ميان مي آيد، بيشترِ افکار به دنبال آگاهي از مناسبات دروني فرقه و آسيب هايي است که تشکيلات به فرد وارد آورده. حال آنکه بايد در نظر داشته باشيم، جدا شدن از يک فرقه، وضعيت بسيار متمايز و ويژه اي براي فرد متبري ايجاد مي کند و چنين تغيير بزرگي در زندگي -به خصوص براي افرادي که در محيط هاي تشکيلاتي سر مي کردند- تا اندازه زيادي بر ابعاد و زواياي پيدا و پنهان زندگي شخصيشان مؤثر و بعضاً مشکل زا مي باشد

















