به گزارش پایگاه خبری مفاز، در شماره اول اشاره داشتیم که عرفانهای کاذب در دو دهه اخیر متأسفانه با رشد گسترده و اقبال عمومی برخی افراد که نسبت به معنویت و دین پژوهی اطلاعات کافی نداشته اند روبرو بوده و این سیر نهتنها کاهشی نشده است بلکه به دلایل متعددی در حال افزایش و از سویی پوستاندازی است.
از یوگا نمونه ای آورده شد که در حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به خاک کشور، مع الاسف هیچ موضع مهم و در خور توجه از جانب اساتید یوگا و باشگاه ها و … در فضاهای مجازی برجسته نشد! در صورتی که اینان در اتفاقات گوناگون دیگر به اظهار نظر می پرداختند!
حال باز هم باید نگاه عمیق و آینده نگر رهبری حکیم انقلاب را مدنظر قرار داد که چرا ایشان از ولنگاری در حوزه فرهنگ ناراحت هستند. مسلما یکی از اسباب این ناراحتی و دغدغه ایشان را باید در همین حوزه های شبه معنویت و عرفان های بدلی متصور شد که می تواند اینگونه افراد را تحت تاثیر و تغییر قرار دهد.
سیر حضور در متد معنویت های بی خدا و دنیایی تغییر سبک زندگی از ایرانی – اسلامی به مدل غربی- آمریکایی را آسان تر نموده و سپس مهمترین خطر را به جهت تغییر هویت ملی- اسلامی برای افراد بوجود می آورد! لذا در اینگونه مواقع که حتی بحران نه تنها دینی بلکه میهنی است باز هم دنبال کنندگان عرفان های دروغین مانند یوگیست ها کاملا بی حس و بی موضع می شوند!
عناصر بسیاری از سرکرده های پولپرست و بی منطق عرفان کاذب به بی هویتی و بی وطنی رسیده اند و مخاطبان خود را به مسیر سیاه خود می کشانند. باید گفت که مدعیان معنویت و عرفان با توجه به شرایط فرهنگی جامعه و با بررسی کنشها و واکنشها روزبهروز عریانتر از قبل زمینه انحراف پیروان خود را فراهم میکنند و این فقط روش یوگا نبوده است.

















