به گزارش پایگاه خبری مفاز، اما این مرحله از واقعه را معمولا با داستان ها و وقایعی از تاریخ همراه می سازند تا بتوانند تحولی اساسی در افراد ایجاد کنند. در این تغییر رویه، اختیارات لیدر گروه که در حد عرفی و معمولی بوده، همراه با باری کاریزماتیک، به نوعی از شخص محوری افراطی تبدیل می شود که همه منافع، قدرتها و ارادههای گروه به یک سمت و یک نقطه سرازیر می شود.
از این پس شخص اصلی گروه جزمی تر، خواهد شد و در پاسخگویی به افراد بسیار سخت عمل خواهد نمود و این سرآغاز تبدیل شدن همان اعضای معمولی، به یک فرقه منحرف و خطرناک است. باز با جانمایی و بررسی اوضاع سه فرقه منافقین، فرقه محمدعلی طاهری(حلقه) و فرقه اشو می توان تمام این سبک و روش اجرا را در آن مشاهده نمود.
این نوع مجاب سازی اگر به درستی صورت پذیرد، دیگر برای سرکرده فرقه مشکل خاصی بوجود نخواهد آم و به مدد همکاری تعدادی از مریدان درجه یک، و مطیعان، سرکرده به زودی می تواند همه خواستههای خود را در فرقه اجرایی کند.
یکی از نشانه های این تحول و استحاله، در اعلام عمومی برای اجبار در انجام عملی جدید یا ترک عملی از گذشته است. نظیر چنین دستوراتی را می توان در اعلام قیامت عمومی در فرقه اسماعیله، ادعای قیامت در بهائیت، اعلام طلاق ایدئولوژیک در فرقه رجوی(منافقین)، اعلام ترک نماز در فرقه طاهری، عمل جنسی با محارم در اوشو و… مشاهده نمود.(البته در هر کدام از این فرقه ها می توان به ده ها مورد دیگر اشاره کرد)

















