آینده یک کشور را نوجوانان و جوانان آن میسازند؛ به همین دلیل امام خمینی(ره) نسبت به آینده حرکتش خوش بین بوده و فرمودند «امید من به شما دبستانیهاست»؛ اما هر نقطه قوتی میتواند به پاشنه آشیل تبدیل شود، به خصوص اگر نوجوان و دانش آموز باشند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری مفاز، دیروز یوم الله ۱۳ آبان و روز دانش آموز بود؛ روز دانش آموزانی که بناست سکان هدایت این نظام در آینده را به دست بگیرند؛ اما آیا دشمن در این راه بیکار نشسته؟ آیا خطری آنها را تهدید نمیکند؟ یکی از خطراتی که دانش آموزان با آن روبرو هستند، جریانهای نوظهور و فرق انحرافی است.
اهمیت دانش آموزان
دانش آموزان مهمترین گروه سنی هستند که باید به آنها توجه شود زیرا این گروه بیشتر از سایر گروههای سنی در حال شکلدهی به شخصیت و تعیین مسیر آیندهشان هستند و قطعاً در صورت انتخاب مسیری اشتباه، امکان بازگشت به مسیر صحیح سخت و گاهی غیر ممکن میشود.

دانش آموزان، آینده این نظام هستند و این میزانِ تحصیل، دانش و علم ورزی، مهارت پذیری و اعتقادات آنهاست که در آینده بر این کشور و سیاستهایش سایه خواهد افکند و نسلهای بعد از آن را نیز تربیت میکند.
اما دانش آموزان این دوره و البته دورههای آتی در معرض خطرات بیشتری نسبت به گذشته قرار دارند؛ اول به دلیل نقشه دشمنان برای این گروه سنی و آسیب پذیر و دوم وجود ابزار تکنولوژی و اینترنت که به سهولت در دسترس این قشر قرار گرفته است؛ درواقع هر دوی اینها مکمل هم هستند و دشمن و جریانهای انحرافی نیز بخش عمده نقشههایش را از طریق همین ابزار یعنی رسانه و فضای مجازی پیاده میکند؛ بخشی از این نقشهها و خطرات شامل جریانها و فرق انحرافی، شبههای دینی و اعتقادی و انحراف در عقاید نوجوانان و دانش آموزان است.
دانش آموزان به دلایل گوناگونی میتوانند در معرض این آسیبهای اعتقادی قرار بگیرند؛ در واقع یک بخش به نزدیک شدن این جریانها به دانش آموزان مربوط میشود اما بخش دوم و مهمتر، به چرایی پاسخ مثبت دادن دانش آموزان به درخواستهای این جریان ها و مهمتر از آن به نزدیک شدن دانش آموزان به سمت این جریانها اختصاص دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد.
در واقع اینکه جریانهای انحرافی برای پیدا کردن طعمه به سمت این قشر آسیب پذیر نزدیک شوند، امری طبیعی است اما اینکه چرا برخی دانش آموزان به این جریانها نزدیک میشوند، موضوعی است که متولیان امر باید به آن بیشتر توجه کنند.
عوامل جذب دانش آموزان به سمت جریان های انحرافی
هیجان یکی از عواملی است که دانش آموزان را به سمت برخی از جریانهای انحرافی سوق میدهد؛ نوجوان سرشار از انرژی است و برای تخلیه آن ممکن است به سمت بسترهایی که برخی از جریانها به عنوان یکی از تلههای جذب و تخلیه انرژی و هیجان در نظر گرفته اند، حرکت کند؛ همچنین کنجکاوی نوجوانان بخصوص اگر از طریق دوستان یا فضای مجازی تحریک شده باشد نیز میتواند مزید بر علت باشد.
فراهم سازی فضا و بستری برای خوشگذرانی و تفریح توسط جریانهای انحرافی برای نوجوانان و دانش آموزان که اغلب روز را سرگرم تکالیف و مدرسه هستند نیز این قشر را به سوی این جریانها سوق میدهد؛ به خصوص اگر همراه با آزادیها و بیبند و باریهای جنسی و روابط غیر اخلاقی باشد؛ به هرحال دانش آموزان در آستانه سن بلوغ هستند و استفاده از جنس مخالف برای جذب آنها همیشه در دستور کار جریانهای انحرافی قرار داشته است.
دانش آموزان و نوجوانان به شدت نیازمند احترام و دریافت توجه هستند؛ احترام به آنها، ارزش قائل شدن برای شخصیت و توانمندیهای دانش آموزان و مورد توجه قرار دادن آنها نیز یکی دیگر از روشهایی است که جریانهای انحرافی به آن متوسل میشوند؛ دانش آموزان با حضور در جمع این جریانها احساس غرور و اعتماد به نفس میکنند.
مشکلات خانوادگی و درسی و تحت فشار روحی قرار گرفتن دانش آموزان نیز میتواند آنها را به مسیرهای ناصحیح و دامن جریانهای انحرافی بکشاند؛ جایی که دانش آموزان از خانواده و حتی مدرسه به آن پناه میبرند و با توجه به نکاتی که بالاتر ذکر شد، در آنجا احساس خوشایندی را تجربه میکنند.
در این میان نقش فضای مجازی و رسانههای دشمن نیز پررنگ است؛ آنها با ایجاد شبهه در دین و اعتقادات مردم و معرفی دروغین و زیبا از فرقهها و جریانهای نوظهور و انحرافی، دانش آموزان کنجکاو که هزاران سوال در ذهن دارند را به سوی خود میکشند.
ابزارهای جذب دانش آموزان
در این میان ابزارهای مختلفی برای در دام انداختن نوجوانان در کوتاه و بلند مدت استفاده میشود که میتوان به فعالیتها و گروههای هنری مانند تئاتر، موسیقی و همچنین گروههای علمی و تحصیلی، مراسمهای جشن و شادی و پارتی، برنامههایی ورزشی از جمله یوگا یا کوهنوردی، برنامههای موفقیت محور و غیره اشاره کرد.
تأثیرگذاری این جریانها به مرور در تمامی سبک زندگی دانش آموزان نمود مییابد؛ به عنوان نمونه میتوان گروه موسیقی کرهای بیتیاس را مثال زد که تأثیرش را در لباس، لوازم التحریرف موسیقی، پوشش و حتی گفتار برخی دانش آموزان میتوان مشاهده کرد.

این تهاجم فرهنگی و اعتقادی دو سر دارد که یکی در پی کشاندن دانش آموزان به سمت و سوی جریانهای نوظهور و انحرافات فکری، اعتقادی و جنسی است و دیگری در پی شبهه افکنی در اعتقادات و کشاندن نوجوانان به سمت فرقهها و انجمنهایی چون حجتیه، یمانی، صوفیه و غیره است.
همکاری جمعی برای مقابله با نفوذ جریان های انحرافی در مدارس
حال باید برای هریک از این علتهای گرایش دانش آموزان به سمت جریانهای انحرافی و ابزارهای مورد استفاده توسط این جریانها تدبیر اندیشیده شود.
طبیعتاً خانواده، نخستین و مهمترین کانون تربیت نوجوان است و باید از آن شروع کرد؛ ابتدا باید خود خانوادهها طی همکاری مراکز و مجموعههای دخیل از آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات گرفته تا نهادها و انجمنهای مستقل نسبت به خطرات و نحوه جذب جریانهای نوظهور آگاه شوند و سپس آموزشهای لازم جهت پاسخگویی به سوالات و ابهامات دانش آموزان و برخورد با آنها را فرا بگیرند.
ایجاد فضای امن و آرام در خانه و توجه به شخصیت و نیازهای نوجوان نیز باید در دستور کار خانوادهها قرار بگیرد.
توجه به نیازهای عاطفی و روحی دانش آموزان، فراهم بستر مناسب جهت تخلیه انرژی و هیجانات دانش آموزان توسط خانواده، مدرسه و مراکز فرهنگی و ورزشی، الگوسازیهای مناسب برای دانش آموزان، پاسخ به سوالات و شبهات ایجاد شده در ذهن دانش آموزان و درنظر گرفتن شرایط روز و عدم ایجاد محدودیتهای غیرضروری از جمله مواردی است که باید در نظر گرفته شود.
مسلم است که جلوی نفوذ جریانهای انحرافی در مدارس و بین دانش آموزان تنها با همراهی و همکاری خانوادهها، آموزش و پرورش و سازمانها و مراکز دولتی و غیر دولتی فعال در عرصه فرهنگ و فرق و ادیان گرفته میشود و ورود مستقل هر یک از این نهادها به تنهایی کاری از پیش نخواهد برد.

















