به گزارش پایگاه خبری مفاز، شورشیان سوری در ۱۸ آذر در یک رویداد دراماتیک به سرکردگی «احمد الشرع» (جولانی) وارد دمشق شدند و دولت بشار اسد سقوط کرد، در ۳۳ روز گذشته صرفنظر از درگیریهای محلی در برخی نقاط از جمله لاذقیه و حمص و ستونکشی برای بازداشت بقایای دولت سابق یا برپایی چند تجمع اعتراضی از سوی گروههای مختلف و متضاد که در چنین تحولاتی طبیعی است (هرچند نشانهای از ناآرامیها در آینده دارد)، دمشق و در کل فضای سیاسی سوریه شاهد آرامش نسبی بود.
بدین معنا که روند دوره انتقالی در سوریه تا کنون چه از سوی نیروهای سیاسی داخلی و چه از سوی کشورهای مختلف منطقه مورد تهدید قرار نگرفته است؛ دولت انتقالی به ریاست «محمد البشیر» از همان روزهای ابتدایی به سرعت تشکیل شد و بدون مشکلی قدرت را از «محمد الجلالی» نخستوزیر حکومت بشار اسد تحویل گرفت.
در فضای منطقهای و بینالمللی نیز حداقل در ظاهر، کشورهای مختلف عربی و اروپایی بر ضرورت حمایت از دولت جدید در دمشق تأکید کرده و هیچکدام سر عناد با شورشیان حاکم بر سوریه برنداشتهاند و این در حالی است که گروه «هیئه تحریرالشام» که کنترل اوضاع را در دست گرفته است در معنا و جهتگیری فاصله زیادی با برخی از این کشورها به خصوص امارات متحده عربی، مصر و عربستان سعودی دارد.
سؤال این است که آیا شرایط فوقالذکر ادامهدار خواهد بود؟ آیا کشورهایی نظیر امارات و مصر و عربستان سعودی بدون هیچگونه تنشی با ترکیه که خود را پدرخوانده شورشیان حاکم بر دمشق میداند، با روند فعلی در سوریه، کنار خواهند آمد؟
به عقیده نگارنده، در شرایط فعلی این آمریکا است که همچون نخ تسبیح، مهرههای ناهمگون فضای داخلی و خارجی سوریه را کنار هم جمع کرده است.
در واقع فشارهای آمریکا به عنوان یک عامل بیرونی است که گروههای مختلف معارض در سوریه و کشورهای غیر همسو را مجاب به همراهی و سکوت کرده است.
بنابراین این عامل وحدتبخش، نه یک امر داخلی و ریشهدار در سوریه، بلکه تحمیلی و خارجی است و پایان اثرگذاری آن صرفا یک مسأله زمانی است و دیر یا زود اثر خود را از دست خواهد داد.
آمریکا، صحنهگردان تحولات سوریه
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ۲۱ آذر ماه به درستی فرمودند که با وجود نقش آشکار یک «دولت همسایه سوریه» در حوادث این کشور، اما «قرائن متعددی وجود دارد که نشان میدهد توطئهگر، نقشهکش و اتاق فرمان اصلی، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند».
به این نکته دقیق در ادامه خواهیم پرداخت و آمریکایی که طرح سقوط دولت بشار اسد را تدوین کرد، اکنون به شکل قهری، رضایت جریانهای مختلف داخلی و خارجی را حول حکمرانی هیئه تحریرالشام، جلب کرده است.
روزنامه گاردین در ۱۸ دسامبر (۸ روز پس از سقوط دمشق) گزارش قابل توجهی منتشر کرد.
این روزنامه به نقل از عناصر «جیش مغاویر الثوره» که زیر نظر آمریکا و انگلیس در اردن آموزش دیده بودند نوشت که حدود سه هفته قبل از برکناری اسد، نیروهای ویژه آمریکایی در جلسهای به آنها گفته بودند که «این لحظه شماست و آماده باشید».
آمریکاییها به شورشیان سوری تحت امر خود گفته بودند که آماده «نبر نهایی» باشند و تعداد نیروهای خود را افزایش دهند.
«بشار المشهدانی» از فرماندهان مغاویر الثوره به تلگراف گفت: «آنها به ما نگفتند که چگونه اتفاق خواهد افتاد. فقط به ما گفتند: “همه چیز در شرف تغییر است. این لحظه شماست، یا اسد سقوط خواهد کرد، یا شما سقوط خواهید کرد؛ آنها نگفتند چه زمانی یا کجا، فقط به ما گفتند که آماده باشیم.»
این سخنان به خوبی نشان میدهد که آمریکا از مدتها پیش در جریان عملیات بزرگ شورشیان قرار داشت.
المشهدانی گفت که در نتیجه، تعداد افراد «مغاویر الثوره» از حدود ۸۰۰ نفر به ۳۰۰۰ نفر افزایش یافت. تمام اعضای این نیرو همچنان توسط ایالات متحده مسلح بودند و حقوق ماهیانه ۴۰۰ دلار تقریباً ۱۲ برابر حقوق سربازان ارتش منحلشده سوریه دریافت میکردند.
یک رویداد مهم
دولتهای امارات و اردن در آستانه سقوط دمشق، به سرعت اتاق عملیات «جبهه جنوبی» را مأمور کردند تا کنترل دمشق را پیش از اینکه نیروهای جولانی از راه برسند، به دست بگیرند.
در این میان سفارتخانههای امارات و اردن دست به کار شده و به عناصر ارتش آزاد همسو با خود دستور دادند تا «محمد الجلالی» نخستوزیر دولت بشار اسد را به یک هتل در دمشق منتقل کنند، اما در نهایت جلالی قدرت را به جولانی واگذار کرد.
سؤالی که مطرح میشود این است که چرا امارات و اردن در برابر ترکیه عقبنشینی کردند؟
منابع مطلع در اینجا به نقشآفرینی آمریکا اشاره میکنند و اینکه واشنگتن به رقبای ترکیه تضمین داده بود که قرار نیست حکومتی اسلامگرا در دمشق شکل بگیرد.
این مسأله به روشنی از صحنهگردانی آمریکا در تمامی مراحل سقوط دولت سوریه حکایت دارد.
در این راستا، روزنامه رأیالیوم به نقل از منابع آگاه عربی از اعمال فشار دولت آمریکا بر شماری از کشورهای عربی خبر داده است. این فشار با هدف ترغیب آنها به انعطاف بیشتر، گفتوگو، تفاهم و در نهایت همکاری با دولت جدید در دمشق صورت میگیرد.
طبق این گزارش، این فشارها بر پایه تضمینهایی از سوی آمریکا و ترکیه مبنی بر ایجاد حکومتی مدنی در سوریه، انحلال تمام گروههای مسلح (که بسیاری از آنها پیشتر بهعنوان گروههای تروریستی طبقهبندی شده بودند) استوار است. بنابراین روشن است که عدم تحقق این تضمینها (که شواهد و قرائن نیز بر همین امر تأکید دارد) موجب پاره شدن آن نخ تسبیح که در بالا اشاره کردیم، خواهد شد.
به گفته منابع عربی، همچنین شتاب ناگهانی کشورهای عربی برای حمایت از «تغییرات جدید» در سوریه، ناشی از امید به تحقق بخشی از تضمینهای آمریکایی مبنی بر پایان یافتن فعالیت گروههای مسلح و ادغام افراد مسلح مخالف در دولت جدید سوریه است.
همچنین با وجود وعدههای مکرر آمریکا مبنی بر «مهار و مدرنسازی» گروههای مخالف به اصطلاح جهادی، اما این وعدهها به نظر نمیرسد که پاسخگوی نگرانیهای مرتبط با «اسلام سیاسی» از سوی امارات، مصر و عربستان سعودی باشند.
در امارات، تصور عمومی بر این است که آنچه در سوریه رخ داده، اشتباهی فاحش بوده و فضای «بهار عربی» را احیا کرده و اسلام سیاسی را مجددا به صحنه خواهد آورد.
در این راستا «انور قرقاش»، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، در سخنرانی خود در «کنفرانس سیاستهای جهانی» در ابوظبی گفت: «ما اظهارات معقول و منطقی در مورد وحدت و عدم تحمیل نظامی بر تمامی سوریها را میشنویم، اما از سوی دیگر، معتقدم که ماهیت نیروهای جدید، ارتباط آنها با اخوانالمسلمین و ارتباط آنها با القاعده، همگی نشانههای بسیار نگرانکنندهای هستند».
در مصر نیز، اطلاعاتی به آمریکاییها و ترکها درز کرده که نشان میدهد نهادهای امنیتی مصر نگراناند که بهویژه گروه اخوانالمسلمین بهطور فرصتطلبانه عمل کرده و بتواند به نهاد جدید قدرت در سوریه «نفوذ» کند.
منابع مصری اعلام کردند که سازمان امنیت این کشور در پشت پرده از آمریکاییها خواسته است که به این نکته توجه کنند که حضور تعداد قابل توجهی از اخوانیها در کنفرانس ملی گفتوگو که بهزودی با حضور بیش از ۱۲۰۰ شخصیت در سوریه برگزار میشود، رخ ندهد.
در نهایت باید گفت که آرامش نسبی سیاسی در دمشق زاده فشارهای آمریکا است، اما اینکه گروههای شورشی مستقر در دمشق و گروههای سکولار (ائتلاف معارضین) که تا این لحظه به حاشیه رفتهاند تا چه حد میتوانند با این وضعیت کنار بیایند و بدون تنش با یکدیگر همکاری کنند، به مؤلفههای مختلفی وابسته است، مؤلفههایی که در سوریه امروزه دیده نمیشود.
یک سؤال بزرگ باقی میماند؛ چرا آمریکا این همه توان و انرژی در سوریه صرف کرده و چرا واشنگتن همه گروهها و کشورها را برای پذیرش تحریرالشام تحت فشار گذاشته است؟ به نظر میرسد پاسخ سادهای وجود دارد، اینکه تمامی اقدامات آمریکا در سوریه ذیل یک هدف تعریف میشود: « تضمین امنیت اسرائیل» و چه کسی بهتر از جولانی برای تحقق این هدف!

















