اخبار ویژه

از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن می‌کند جذب آرام؛ حجتیه نسل تازه‌اش را چگونه می‌سازد؟ بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجت‌الاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد. فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه یک ریشه، سه انحراف بزرگ… فرقه‌ها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر می‌گذارند؟ روش‌های مجاب‌سازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقه‌ها با بدن شما ذهنتان را تسخیر می‌کنند به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام تهدیدات فرقه‌ها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود!

♥12

نقد آهنگ ساسی | مارمولکی که از ابتذال تغذیه می‌کند

  • کد خبر : 77083
  • 27 اسفند 1403 - 12:09
نقد آهنگ ساسی | مارمولکی که از ابتذال تغذیه می‌کند
در جامعه‌ای که به واسطۀ نفوذ ریشه‌ای رسانه‌های دیجیتال شاهد زوال ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی هستیم، حضور چهره‌هایی مانند ساسی مانکن، بیشتر به عنوان نمادی از فروپاشی اصول اصیل هنری و فرهنگی به چشم می‌خورد تا هنرمندی واقعی.

به گزارش پایگاه خبری مفاز، در این بستر ساسان حیدری یافته(زادهٔ ۲۰ آبان ۱۳۶۷ اهواز) معروف به ساسی که پیش‌تر با نام ساسی مانکن شناخته می‌شد، به جای ارائۀ رابطۀ معنادار و دارای ثمره میان ریتم، متن و ملودی از المان‌های تبلیغاتی و جنبه‌های نامشروع جنسی بهره می‌برد و به تبلیغ روابط جنسی خارج از چارچوب سالم خانواده و دوستی‌های ناپایدار می‌پردازد.

آثار وی لفافه‌ای میان ملودی، ریتم و پیام‌های جنسی را در خود جای داده‌اند که به ظاهر جذابیت زیادی را در تولید موسیقی معاصر به دنبال دارد؛ اما در واقع این آثار عمدتاً به منظور جلب توجه سریع مخاطبان طراحی شده‌ و در عین حال تخریب حجب، حیا و ادب میان نوجوانان و جوانان جامعه را به همراه دارد.

در دهۀ اخیر، شاهد هجمه‌های مستقیم و غیرمستقیم ساسی به ارکان فرهنگی و تربیتی جامعه، از جمله مدارس، اقشار مذهبی، ارزش‌ها و باورهای دینی و حتی تاریخ این سرزمین بوده‌ایم؛ هجمه‌هایی که در پوشش ریتم و ملودی، به صورت سیستماتیک، مفاهیم انحطاط اخلاقی و انحرافات جنسی را خارج از هر چهارچوب عقلانی و ارزشی به مخاطب القاء می‌کند. این روند نه‌تنها حاکی از فروپاشی معیارهای هنری و فرهنگی است، بلکه آشکارا نشان‌دهندۀ انگیزه‌های منفعت‌طلبانۀ اوست، چراکه با بهره‌گیری از خلأهای هویتی و عقده‌های فروخورده‌ای که ناشی از تربیت ناصحیح و بحران‌های شخصیتی برخی افراد است، برای خود بازار مصرفی آلوده می‌سازد که به منفعت مالی خودش گره خورده است.

ساسی را نمی‌توان در هیچ چهارچوبی هنرمند نامید! چراکه هنر، ذاتاً تعالی‌بخش و حامل پیام‌های والای انسانی است، در حالی‌که او با اشاعۀ محتوای سخیف و ضدارزشی، نه‌تنها نقشی در ایجاد شادی حقیقی در بطن خانواده‌ها ندارد، بلکه با ترویج ابتذال و فروپاشی اخلاقی، مستقیماً در جهت تخریب بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی در اجتماع و خانواده گام برمی‌دارد.

محتوای او چیزی جز تهاجم نرم علیه اخلاق و خانواده نیست. ساسی با عوام‌فریبی، بردگی فکری را در نسل جوان ترویج می‌کند و با تکرار بی‌وقفۀ ابتذال، سطح سلیقۀ هنری جامعه را به پایین‌ترین درجات ممکن می‌رساند. موسیقی او فاقد هرگونه ارزش هنری، زیبایی‌شناسی یا حتی نوآوری است و صرفاً ابزاری برای استثمار فکری و ایجاد شکاف میان نسل‌هاست.

شکاف بین‌نسلی زمانی پدیدار می‌شود که ارزش‌ها، باورها و سبک زندگی نسل‌های جدید و قدیم به دلیل تغییرات فرهنگی، فناوری و اجتماعی به‌شدت از یکدیگر فاصله می‌گیرد. این فاصله زمانی تشدید می‌شود که فرآیند انتقال ارزش‌ها و هنجارها از نسل پیشین به نسل جدید با اختلال مواجه شود. در دهه‌های اخیر، یکی از عوامل اصلی این شکاف، تغییرات پرسرعت در فناوری‌های ارتباطی و رسانه‌های جمعی بوده است که به‌جای تقویت پیوندهای میان‌نسلی، تمایزهای ارزشی و سبک زندگی را برجسته‌تر کرده است.

در ایران، تفاوت‌های قابل‌توجه میان نسل‌های دهۀ ۶۰، ۷۰ و ۸۰ را می‌توان در تغییر اولویت‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها مشاهده کرد؛ جایی که نسل دهۀ ۶۰ عمدتاً با ارزش‌های سنتی‌تر و هنجارهای اجتماعی متفاوتی پرورش یافت، درحالی‌که نسل‌های بعدی تحت تأثیر جهانی‌سازی، اینترنت و فرهنگ مصرف‌گرایی به تدریج از از چارچوب قبلی فاصله گرفتند.

عواملی مانند نفوذ رسانه‌های غربی، موسیقی و محتوای دیجیتال، گسترش شبکه‌های اجتماعی و تضعیف نهادهای تربیتی مانند خانواده و نظام آموزشی، این شکاف را عمیق‌تر کرده‌اند. نسل‌های جدیدتر با نوعی گسست در انتقال تجربه‌های زیستی مواجه شده‌اند، به‌طوری‌که بعضاً آنچه در دهۀ ۶۰ ارزش محسوب می‌شد، در دهه‌های بعدی به مفاهیمی بیگانه یا حتی منسوخ تبدیل شد(این به معنای تأیید هنجارهای دهه‌های گذشته نیست و ما فقط به دنبال بیان مفهوم شکاف میان نسلی هستیم).

ورود گسترده عناصر فرهنگ بیگانه، از جمله محتوای سطحی و بی‌مایه‌ای که در پوشش سرگرمی ترویج می‌شود، به این بحران دامن زده است. چنین محتوایی که اصول ارزشی و اخلاقی را به سخره می‌گیرد، نه‌تنها موجب فاصلۀ میان نسل‌ها شده، بلکه بستری برای تعارضات فرهنگی و هویتی فراهم آورده است که در آن نسل جدید، دیگر خود را با سنت‌ها و ارزش‌های پیشین همسو نمی‌بیند.

شکاف بین‌نسلی صرفاً تضادی ساده بین قدیم و جدید نیست، بلکه فرآیندی پویاست که در آن هر نسل، در واکنش به شرایط زمانۀ خود، مسیر متفاوتی را طی می‌کند. دهۀ ۶۰ با تجربۀ جنگ و شرایط بسته‌تر اجتماعی، الویت‌هایی مانند ثبات و قناعت را پررنگ‌تر می‌دید. در دهۀ ۷۰ با بازتر شدن فضای فرهنگی و رسانه‌ای، گرایش به فردگرایی و تنوع‌طلبی افزایش یافت.

نسل دهۀ ۸۰ که در دوران اوج اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شد، بیش از هر نسل دیگری در معرض تغییرات پرسرعت فرهنگی و آنچه در فضای مجازی به خوردشان داده می‌شد قرار گرفت و به سمت برخی ارزش‌ها حرکت کرد که کمتر در چهارچوب‌های قبلی قرار می‌گیرند. درست است که تنها عامل تأثیرگذار در شکاف بین نسلی موسیقی نیست اما در مقام بیان حال حاضر شما بگویید ساسی چه آسیبی به این روند پویا می‌زند؟

ساسی با تضعیف حد و مرزهای اخلاقی و فرهنگی، مخاطبان را از اندیشیدن، رشد فکری و درک زیبایی‌های اصیل هنر بازمی‌دارد. هدف او چیزی جز مسخ فرهنگی و تهی‌سازی جامعه از اصول و ارزش‌های تربیتی و دینی نیست. تأسف‌بار است که گاهی چنین عناصر منحط و ضدهنری، تحت تأثیر سقوط معیارهای فرهنگی، عنوان هنرمند را یدک می‌کشند، در حالی‌که در حقیقت آن چیزی جز عوامل ترویج انحراف و فساد در نسل‌های آینده نیست.

او می‌گوید من هر سال دل مردم ایران را شاد می‌کنم؛ اگر این شادی را هم از ما بگیرند چه کنیم؟ آیا فراتر رفتن از مرزهای وجدان و سقوط در ورطۀ ابتذال را می‌توان شادی نامید؟ یا این تنها توهمی زهرآلود است که در پوشش لذت، بنیان‌های اخلاق و هویت را می‌فرساید؟

با تکیه بر استراتژی‌های تبلیغاتی خاص و جنجال‌پراکنی‌های ارزشی، ساسی مانکن نقشی مضر در تحمیل الگوهای ناپسند فرهنگی و روابط ناپایدار ایفا می‌کند؛ چنانکه جایگزین شدن تعاملات عمیق و تفکر برانگیز با لذت‌های حیوانی صرف برای مردم بی‌معنا می‌شود. این تغییر نگرش در فرهنگ معاصر، جایی که هنر باید به عنوان وسیله‌ای برای بیان ارزش‌های انسانی و اجتماعی عمل کند، در برابر رویکرد تبلیغاتی و جنسی ساسی مانکن قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که چگونه یک چهره، به‌واسطۀ ترویج مطالب مستهجن و مبتذل به تدریج ساختار فرهنگی جامعه را دچار آسیب جدی نماید.

ویروس واگیردار | موسیقی ساسی چگونه وایرال می‌شود؟| نقد آهنگ ساسی

ساسی از خوانندگانی است که به‌خوبی قواعد وایرال شدن و جلب توجه مخاطبان ایرانی را می‌داند و به‌صورت هدفمند از واکنش‌های عمومی چه مثبت و چه منفی برای افزایش بازدید، تعامل و در نهایت درآمدزایی استفاده می‌کند. بررسی استراتژی او در انتشار ترانۀ توبه و سپس مارمولک نشان می‌دهد که این دواأثر، بخشی از بازی روانی و تبلیغاتی حساب‌شده بوده‌اند.

واکنش به انتقادات و مدیریت بحران هنری
زمینه‌سازی انتقادات مذهبی
ساسی در ترانه‌های پیشین خود با موجی از انتقادات تند از سوی روانشناسان، جامعه‌شناسان، روحانیون و معلمان مواجه شده بود. این انتقادات که عمدتاً بر مبانی اخلاقی، شرعی و ارزش‌های فرهنگی تمرکز داشتند، از سوی نهادهایی مانند امام جمعه‌ها، مساجد، مدارس و خانواده‌ها نیز مطرح شدند. در نتیجه او با نوعی بحران هویت هنری روبه‌رو شد؛ بحرانی که نیاز به یک استراتژی برای مدیریت آن داشت.

برای پوشاندن این حقیقت و در عین حال، حفظ توجه مخاطبان، ساسی تلاش کرد هویت «ضدفرهنگ» خود را در قالبی متفاوت بازنمایی کند. او پس از انتشار ترانۀ «توبه» و همزمان با آماده‌سازی ترانۀ «مارمولک»، در پستی اینستاگرامی چنین گفت:

“حالا که دیگه مشکلی با این آهنگ ندارید، عید امسال بذاریدش برای بچه‌هاتون و بگید عمو ساسی اینو خونده! اما منتظر آهنگ اصلی باشید، مارمولک که قراره به زودی بیاد… دیگه اون موقع از من ایراد نگیرید، نگید که اینطوری خوندی، اون‌جوری خوندی، چیز خوندی!”

این اظهارات نشان می‌دهد که او با بهره‌گیری از تغییر لحنی موقتی، در حال زمینه‌چینی برای بازگشت پرحاشیه خود با ترانۀ بعدی‌اش است.

استفاده از استراتژی توبۀ نصوح

در پاسخ به این انتقادات، ساسی استراتژی تغییر جهت خود را به صورت نمادین اتخاذ کرد. در ترانۀ توبه، او با بازی کردن نقش فردی پشیمان به‌گونه‌ای ادعا کرد که از گذشتۀ مخربش به توبه رفته است. این تحول نمایشی، از یک سو تلاش برای جلب نظر اقشار مذهبی تأثیرگذار بود و از سوی دیگر استفاده از خودانتقادی به عنوان ابزاری برای جلب توجه در رسانه‌ها.

بهره‌برداری از رسانه‌های اجتماعی

ساسی با برگزاری لایوها و انتشار پست‌ و استوری‌های متعدد در اینستاگرام خودش نمونه‌هایی از آثار پیشین مانند سلام فرمانده و مفهوم توبۀ نصوح را به سخره گرفت. این اقدامات به‌طور هدفمند موجب افزایش تعامل و توجه مخاطبان شد و بحث‌های عمومی را به سمت خود کشاند.

علاوه بر این، در محتوای منتشرشده توسط ساسی، پرویز پرستویی بازیگر نقش اصلی فیلم مارمولک در لباس روحانیت به‌عنوان سوژه‌ای نمادین مورد استفاده قرار گرفت. ساسی در موزیک‌ویدیوی خود از تصویرسازی مشابهی بهره برد و در یکی از پست‌های اینستاگرامی‌اش، آرام، همسر سابق سپهر حیدری را در سکانسی از قطار، با دو زنی که در فیلم مارمولک هم‌واگن با شخصیت اصلی(با بازی پرویز پرستویی) بودند، تطبیق داد.

نکته جالب اینجاست که ساسی خود نیز در این بازسازی، نقش پدر آن دختر را بر عهده گرفت و با تقلید رفتار او در فیلم مارمولک، سکانسی نمادین خلق کرد که در آن، پس از مصرف مشروبات الکلی، به خواب می‌رود مشابه خوابیدن در قطار مثل شخصیت پدر در فیلم مارمولک! این نوع از بازآفرینی سینمایی نشان‌دهندۀ بهره‌گیری ساسی از نمادها و ارجاعات فرهنگی برای تحریک بحث‌های اجتماعی و جلب مخاطب بیشتر است.

رسانه‌ها نه‌تنها ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه میدان نبرد ادراکی و یادگیری هستند که در آن، نمادها بازتعریف می‌شوند، ارزش‌ها تغییر می‌کنند و هویت فرهنگی جوامع دستخوش دگردیسی می‌شود. یکی از نمونه‌های کلاسیک این پدیده، بازآفرینی نمادین میکی‌موس توسط دیزنی است؛ شخصیتی که در ابتدا یک موش کارتونی ساده به نظر می‌رسید، اما در سطحی عمیق‌تر، بخشی از پروژه تغییر تصویر تاریخی یهودیان بود.

یهودیانی که در بسیاری از دوره‌های تاریخی، خصوصاً در پروپاگاندای نازی‌ها، به «موش‌های کثیف» تشبیه می‌شدند، با خلق میکی‌موس و جاگذاری آن در بستری از معصومیت، هوش و بازیگوشی، از یک نماد منفی به نمادی دوست‌داشتنی و مورد پذیرش جهانی تبدیل شدند. این اصلاح تصویر تاریخی نه با مناظره‌های روشنفکری، بلکه از طریق شرطی‌سازی ادراکی و هیجانی در ناخودآگاه مخاطب انجام شد؛ مکانیسمی که در نظریه‌های شرطی‌سازی کلاسیک پاولف و شرطی‌سازی کنشگر اسکینر، به‌عنوان ابزار القای معنا از طریق تکرار و تداعی ذهنی مورد بررسی قرار گرفته است.

اکنون، همین استراتژی در مسیری معکوس هم، با همان الگوهای شناختی، برای تخریب و بی‌اعتبارسازی ارزش‌های فرهنگی، اخلاقی و دینی در فرهنگ اسلامی و جایگزینی زیبایی ابتذال در روابط آزاد و از بین بردن بنیان خانواده به کار گرفته شده است. ساسی مانکن در موزیک‌ویدیوی توبه، با استفاده از لباس روحانیت و مفهوم توبۀ نصوح، ارزش‌های اخلاقی، فرهنگی و دینی را در بستری از ابتذال و تمسخر قرار داد؛ اما این تنها مقدمه‌ای برای پروژه‌ای گسترده‌تر بود.

در ویدیوی بعدی یعنی مارمولک، او از تکنیک بازآفرینی نمادین استفاده کرد تا فرآیند شرطی‌سازی شناختی را تعمیق بخشد. انتخاب سوژۀ پرویز پرستویی، بازیگر نقش اصلی فیلم مارمولک، و آرام جوینده(همسر سپهر حیدری) در سکانس‌های خاص، در کنار بازسازی موقعیت‌های کلیدی فیلم، نشان می‌دهد که این روند، فراتر از یک اقدام هنری و صرفاً یک شوخی موسیقایی است. ساسی از الگویی مشابه با دیزنی استفاده کرده است، اما در جهت معکوس: اگر دیزنی توانست تصویری مثبت از یک نماد منفی تاریخی بسازد، اینجا تلاش می‌شود که ارزش‌های مثبت اخلاقی، فرهنگی و دینی مثبت(لباس روحانیت) به‌تدریج از معنا تهی شده، بی‌ارزش گردد و در نهایت به نمادی برای طنز و تمسخر تبدیل شود.

این فرآیند جنگ نرم در عمیق‌ترین لایه‌های آن است؛ تغییری تدریجی که ابتدا نمادها و ارزش‌ها را در بافت‌های متفاوت قرار می‌دهد، سپس با تکرار و تداعی، مفهوم آن‌ها را دگرگون می‌سازد و در نهایت، یک ارزش دیرینه را به پدیده‌ای بی‌اهمیت یا حتی ضد ارزش تبدیل می‌کند. دقیقاً همان مسیری که در تطهیر تاریخی برخی گروه‌ها مشاهده شد، اینجا در جهت تخریب و استهزای مقدسات اسلامی به کار گرفته شده است. این نشان می‌دهد که در عصر رسانه، نبرد اصلی نه در میدان جنگ فیزیکی، بلکه در ذهن و ادراک انسان‌ها رخ می‌دهد؛ جایی که نقشه‌های ذهنی به‌آرامی، اما عمیق و پایدار، بازنویسی می‌شوند.

آرام جوینده همسر سابق سپهر حیدری که پیش‌تر به‌دلیل جراحی‌های زیبایی در فضای مجازی خبرساز شده بود، در این موزیک‌ویدیو حضور داشت. حضور او باعث جلب توجه بیشتر به ویدیو شد و واکنش‌های متعددی را در پی داشت که به وایرال شدن آن کمک کرد.

همچنین رادیو جوان، پلتفرم پخش موسیقی که به‌عنوان اسپانسر اصلی ساسی مانکن شناخته می‌شود با پخش گسترده آثار ساسی و ارائۀ امکانات تبلیغاتی، نقش مهمی در انتشار و دیده شدن موزیک‌ویدیوهای او دارد. رادیو جوان مالک سایت شرط‌بندی شارک‌بت است که از طریق همکاری با هنرمندانی مانند ساسی، کاربران را به این سایت‌ها جذب می‌کند.

از دیگر اسپانسرهای ساسی که در موزیک ویدئو تبلیغ می‌شود آی‌ایکس بروکر، کارگزاری فارکس مستقر در ترکیه می‌باشد این شرکت فاقد مجوز رسمی است و گزارش‌هایی مبنی بر توقف پرداخت‌ها و متضرر شدن کاربران در آن به صراحت وجود دارد. حضور تبلیغات آی‌ایکس بروکر در موزیک‌ویدیو و صفحات اجتماعی ساسی و رادیو جوان، به افزایش شناخت و جذب کاربران جدید شده تا آسان‌تر پول مردم بیچاره را به جیب بزنند.

هیچ چیز رایگان نیست شما هویت و فرهنگ خود را می‌فروشید!

وقتی فضای مجازی را زیر و رو می‌کنید و نقدهای مختلف را می‌خوانید، متوجه می‌شوید که بسیاری تنها به نقد فردی مانند ساسی مانکن بسنده می‌کنند. اما مسألۀ اصلی فراتر از این است؛ موضوعی که بسیاری از نگاه‌ها را از آن منحرف کرده‌اند. این مسأله دیگر تنها مربوط به یک خوانندۀ سطحی و محتوای مبتذل او نیست، بلکه به یک شبکۀ سازمان‌یافته از فساد و تخریب فرهنگی مرتبط است.(این پاراگراف مال مردم انقلابی است خوب دقت کنید بدترین قسمت ماجرا این‌جاست)

مردم! شما شاهد آسیب فرهنگی گسترده‌ای هستید، اما آیا به این فکر کرده‌اید که چه کسانی پشت این تخریب ایستاده‌اند؟ می‌خواهیم به شما بگوییم چه کسی این آسیب را به شما می‌زند؟  پلتفرم‌هایی مانند آی‌ایکس بروکر آزادانه فعالیت می‌کنند! بدون اینکه حتی فیلتر شوند. سؤال اینجاست: چرا این پلتفرم‌ها، با وجود اینکه منشأ ترویج فساد مالی و فرهنگی هستند، درگاه پرداخت ریالی دارند؟

آقای بانک مرکزی، چگونه است که این پلتفرم‌ها، که منبع تأمین مالی چهره‌هایی همچون ساسی مانکن هستند، بدون محدودیت فعالیت می‌کنند؟ چگونه سایت‌های قمار و شرط‌بندی که از جیب مردم ارتزاق می‌کنند، به‌راحتی دسترسی به تراکنش‌های مالی و درگاه پرداخت در ایران دارند؟ آن از شارکت‌بت و باقی سایت‌های شرط بندی که درگاه پرداخت ریالی دارند و این هم از آی‌ایکس بروکری که داره هزینه های ساسی رو میده و حتی فیلتر هم نیست! این‌بار، باید نگاه‌ها را به سمت مسئولانی چرخاند که خودمان مدیریت کشور را به آن‌ها سپرده‌ایم. آیا نمی‌بینید که بخشی از همین ساختاری که قرار است حافظ امنیت فرهنگی جامعه باشد، خود در تأمین‌کنندگی این آسیب‌ها نقش دارد؟

به نظر شما این‌ها دلسوز هستند و سرویس هایی به شما می‌دهند که داخل ایران کسی نمی‌تواند بدهد؟

فرزاد وجیهی دکانی هوا می‌کند به نام آی‌ایکس بروکر که کل ماجرای باز کردن این دکان با ۵ هزار دلار جمع شده و کاری ندارد… بعد این آدم شروع می‌کند و جلوی اراذل و اوباشی که کف اینستاگرام و فضای مجازی و یوتیوب هستند، تیکه گوشتی می‌اندازد و این‌ها می‌شوند مبلغینش!

فرزاد وجیهی، فردی که پشت پردۀ آی‌ایکس بروکر ایستاده، چگونه توانسته است با سرمایه‌ای ناچیز، بساطی راه بیندازد که در حال بلعیدن ثروت و اخلاق یک جامعه است؟ او با وقاحت در کلاب‌هاوس اعلام می‌کند که ماهانه بیش از سه میلیون دلار برای تبلیغات هزینه می‌کند، آن هم با استفاده از همان سلبریتی‌هایی که اکنون به الگوی جوانان تبدیل شده‌اند.

از ایکس بند، پوریا پوتک، سینا سرلک، امین فردین گرفته تا سایر افرادی که در فضای مجازی به عنوان چهره‌های معروف شناخته می‌شوند، همگی در یک بازی بزرگ‌تر نقش دارند: بازاریابی برای فساد، عادی‌سازی فحشا، ترویج سبک زندگی بی‌هویت و کسب سود از سقوط ارزش‌های اخلاقی جامعه. این دقیقاً همان مسیری است که شبکه‌های شرط‌بندی مانند شارک بت در آن قدم گذاشته بودند.

یکی از فعالان فضای مجازی وقتی در کلاب هاوس به آقای فرزاد وجیهی می‌گوید: آقای فرزاد وجیهی شما دارید بیزینس مالی می‌کنی ولی به هیچ قانونی در آن کشور پایبند نیستی! او پاسخ می‌دهد: بله صد درصد! اگه پایبند بودم که داخل ایران همین‌کارو می‌کردم و اعدام می‌شدم، شما فکر می‌کنید کاربران ایرانی خودشان نمی‌دانند که وقتی با شرکت‌های خارجی کار می‌کنند نه فقط من، هر شرکتی، هیچ پیگیری‌ نمی‌توانند بعد از فریز شدن یا اجازۀ عدم دسترسی به پولشان انجام بدهند؟

اما موضوع فقط به قمار محدود نمی‌شود؛ این افراد برای کسب درآمد، از هر مرزی عبور می‌کنند. از نمایش‌های بی‌پرده در لایوهای اینستاگرامی و یوتیوبی گرفته تا تولید محتوایی که بنیان خانواده را متزلزل کند. در جایی که پوریا پوتک برای دیده شدن شلوارش را در لایو درمی‌آورد، ساسی در موزیک‌ویدئوهایش عادی‌سازی ابتذال را به حد نهایی می‌رساند و دیگری حتی همسر خود را وسیله‌ای برای جلب مخاطب قرار می‌دهد. آیا این‌ها همان هنرمندانی هستند که قرار است فرهنگ بسازند؟ یا تاجرانی که به هر قیمتی، حتی به بهای از بین بردن ارزش‌های یک نسل، در پی کسب درآمد هستند؟

این فساد، فقط فساد فردی نیست؛ این یک تجارت سازمان‌یافته است که جیب و هویت شما را هدف قرار داده است.

بر هر چه، همی لرزی،
می‌دان که، همان ارزی!
زان روی دل عاشق،
از عرش فزون باشد…

مولانا

در قسمت بعد با عنوان (توبۀ مارمولک) به نقد سکانس‌های موزیک ویدئوی ترانۀ مارمولک ساسی مانکن در ضمن بیان مفصل‌تر آسیب‌شناسی جنسی و روانی آن خواهیم پرداخت با ما همراه باشید.

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=77083

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.