به گزارش پایگاه خبری مفاز، بخشی خود و گمراهی دیگران تأکید می ورزند . به عبارت دقیق تر، آن ها در عین حالی که فرزندان خلف کثرت گرایی هستند ، اما به شدت انحصارگرا بوده و خود را یگانه راه نجات می دانند . جریان های فرقه ای ، مدام بر برگزیدگی فرد جذب شده و پیروان تأکید نموده و به آن ها چنین القا می کنند که فقط شما راه نجات را پیدا کرده اید و بر صراط رستگاری قرار دارید . برای مثال ، در بررسی مجموعه ای از سخنرانی های مؤسس انجمن حجتیه ، وی بر این امر تأکید می کند که « در این گیتی فقط شما هستید که دغدغه امام زمان (عج) را دارید . فقط شما هستید که اسلام اهل البیت (ع) را شناخته اید . فقط شما هستید که می توانید در برابر بهائیت بایستید » .
• بمباران عشق و محبت ؛
انسان ذاتاً به محبت دیگران نیاز دارد . این کیمیای کم بدیل از چنان جذابیتی برخوردار است که قدرت عقل و منطق را مسحور خود ساخته و بر مسند برتری می نشیند . در میدان کشاکش این دو، کمتر صحنه ای می توان دید که به شکست عشق ختم شود . فرقه ها با درک این مهم ، در فرآیند جذب و حفظ افراد ، هرگز به دامن منطقِ کلام و کلامِ منطق ، چنگ نزده و با اتکا به بمباران عشق و محبت ، اشخاص را زمین گیر فرقه می سازند . برای تأثیرگذاری بیشتر این تکنیک ، استفاده از جنس مخالف ، اهمیت زیادی دارد. این شگرد ، زمانی برجسته و مؤثر می شود که قربانی و هدف بمباران ، در زندگی فردی و اجتماعی خود با طردشدگی مواجه بوده و عشق خانوادگی و اجتماعی را تجربه نکرده باشد. بی تردید ، شکنندگی این افراد ، بستری برای تأثیرپذیری بیشتر از مقوله ابراز محبت عناصر فرقه ای و متعاقباً ، تمایل به جذب است.
ابزارهای جذب
فرقه ها با استفاده از ابزارهای متنوع ، فرآیند جذب اعضا را دنبال می کنند . برخی از مهم ترین این ابزارها عبارتند از :
• شبکه های اجتماعی و فضای مجازی.
• تبلیغ در مراکز عمومی مانند پارک ها و تفرجگاه ها.
• حضور در مراکز امدادی و حمایتی ، مانند مراکز ترک اعتیاد .
• تبلیغ در محیط های آموزشگاهی مانند دانشگاه ها.
• جذب از طریق دوستان و متعهد ساختن پیروان به جذب خویشاوندان و آشنایان .
• برگزاری جلسات و همایش های کنترل شده و دعوت افراد جدید .
توصیف و تبیین فوق ، نشان داد که جذب کردن افراد به جریان های فرقه ای ، فرآیندی کاملاً برنامه ریزی و مهندسی شده است ، اما آیا این موضوع ، بدین معناست که جذب شدن نیز فرآیندی دارای برنامه و طراحی می باشد ؟ به عبارت دیگر ، آیا افراد جامعه ، خود به دنبال جریان های فرقه ای راه افتاده ، نشانه های آن را جویا شده و به انتخاب خویشتن ، فرقه مطلوبشان را برمی گزینند ؟! صرف نظر از قاعده وجود شواهد و استثنائات در هر امری ، حقیقت مبرهن در این رابطه ، حادثه ای ، تصادفی و اتفاقی بودن امر جذب شدن به فرقه هاست . افراد برای جذب به جریان های فرقه ای ، برنامه ریزی نمی کنند . نمی توان فردی را تصور کرد که صبح هنگام از خواب برخیزد و بگوید : « باید امروز عضو یک فرقه شوم » و آنگاه ، صفحات مجازی و اماکن مختلف را در نوردیده تا فرقه مطلوب خود را بیابد! چنین گمانی، فاقد منطق خواهد بود . البته این استدلال ، به معنای بی دلیلی جذب به فرقه ها نیست و استدلال های زیادی درخصوص چرایی پیوستن به فِرَق وجود دارد. باید توجه داشت که سخن از تصادفی و اتفاقی بودنِ جذب شدن ، صحبت از « لحظه جذب » است و اینکه افراد برای جذب شدن ، طراحی از پیش نداشته و برنامه ای نزد خود تعریف نکرده اند. بسیاری از عناصر فرقه ای با درک این مهم ، از آن برای پیشبرد هرچه بهتر تبلیغات خود بهره می جویند . تمرکز بر افراد مشکل دار و آسیب دیده روحی- جسمی و اتخاذ رفتارهای محبت آمیز و حمایتی در قبال ایشان ، نخستین جرقه همان لحظه جذب شدن فرد به فرقه است و آغازی بر یک تراژدی زیست فرقه ای .
تکنیک های جذب و حفظ
پرداختن به تمام زاویا و تکنیک های جذب جریان های فرقه ای در این مجال نمی گنجد و نیازمند بستری مستقل است و در اینجا صرفاً برخی از مهم ترین شگردهای جذب مورد اشاره قرار می گیرد:
• کنترل ذهن ؛
مارگارت تالر سینگر و استیون حسن ، محققان جریان های فرقه ای در کتاب های خود (به ترتیب ، فرقه ها در میان ما و مبارزه با کنترل ذهن فرقه ها) ، قائل به تفکیک میان کنترل ذهن و مغزشویی هستند اما در بسیاری از دیگر آثار مرتبط با این حوزه ، این دو مقوله ، یکی انگاشته شده اند . معتقدان به تفکیک ، مغزشویی را عملی اجباری شمرده و بعضا نوعی شکنجه را در تحقق عمل مغزشویی دخیل می دانند اما تکنیک کنترل ذهن را عملی به ظاهر ، اختیاری قلمداد می کنند که سوژه با عامل کنترل ذهن ، همکاری داشته و مقاومتی از خود نشان نمی دهد . در مغزشویی و کنترل ذهن ، هدف ، تغییر ارزش ها و باورهای ذهنی گذشته فرد و جایگزین ساختن ارزش های تازه در ضمیر شخص است. همچنین در هر دو روش ، هدف اصلی ، منطبق ساختن فرد با شرایط جدید و اهداف فرقه می باشد. تغییر شخصیت و ایجاد فرمانبرداری در هر دو شیوه ، صورت می گیرد اما تفاوت عمده در راهکارهای تحقق هدف است ؛ اجبار شبه اختیاری یا اختیار ناخودآگاه . شستشوی مغزی ، پروسه ای است که می توان آن را یک قدم کوچک برای تأثیرگذاری در هر زمان نامید . بنابراین فرد ، ذره ذره بی آنکه متوجه باشد ، تغییر می کند . این درست ، مانند مثال پختن یک قورباغه در یک دیگ است . اگر به تدریج ، دیگ را از حالت سرد به جوش برسانیم ، قورباغه به هیچ وجه متوجه نمی شود چه اتفاقی در حال رخ دادن است و وقتی هم دریابد قضیه از چه قرار است ، دیگر دیر شده ، چراکه عضلاتش پخته اند و دیگر برای جهیدن قابل استفاده نیستند . نکته قابل تأمل آنکه ، امر رایج در فرقه ها ، کنترل ذهن است نه مغزشویی ، مگر اینکه ویژگی اجبار را در عمل مغزشویی نادیده بگیریم که در این صورت ، تفاوتی با کنترل ذهن نخواهدداشت .
• کنترل رفتار ؛
یکی از تکنیک های مهم فرقه ها در جذب و حفظ اعضا ، کنترل رفتار است. فرقه ها عمدتاً از طریق جمع آوری اطلاعات شخصی افراد به کنترل آن ها در جهت منافع و مطامع تشکیلات می پردازند . در کنترل رفتار ، برعکس کنترل ذهن ، قربانی نسبت به این امر آگاهی دارد. این تکنیک به اشکال مختلف اجرا می شود که ارعاب و تهدید ، ایجاد وابستگی (مادی و معنوی )، شانتاژ (با اتکا به اسرار مگوی قربانی) و تطمیع (افراد برای نیل به یک خواسته یا رفع یک آسیب ، به ویژه در آسیب دیدگان اجتماعی) ، از آن جمله اند .
• راه نجات ؛
انسان همواره به دنبال راه نجات و رستگاری بوده است. فرقه ها با اتکا به این خصلت ذاتی انسان ، در تبلیغاتشان بر قابلیت نجات

















