از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن میکند
جذب آرام؛ حجتیه نسل تازهاش را چگونه میسازد؟
بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان
اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجتالاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد.
فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند
دشمن با فرقههای نوظهور، سبک زندگی را تغییر میدهد
کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه
یک ریشه، سه انحراف بزرگ…
فرقهها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر میگذارند؟
روشهای مجابسازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقهها با بدن شما ذهنتان را تسخیر میکنند
به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام
تهدیدات فرقهها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی
وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود!
پنهانکاری پیرامون وضعیت واقعی رجوی نه یک تصادف، بلکه ترفندی حسابشده برای حفظ انسجام درونی و جلوگیری از فروپاشی روانی و سازمانی در میان اعضا و هواداران محسوب میشود.
مسعود رجوی از همان روزهای اول به اصطلاح مبارزه اش، بزدل و ترسو بود، حتی در زندان های ساواک شاه نیز همه چیز را با اولین سیلی باخته بود. علیرغم همه ی فشارهایی که در سازمان مجاهدین متحمل شده بودیم، همه حاضر بودیم اگر او ایستاد ما هم بایستیم، اما هرگز اینگونه نشد، او رفت و همه چیز را هم با هم خراب کرد.
در سازمان مسعود رجوی اما، کارکرد زن تغییر کرده است. زنان سازمان مجاهدین خلق از اصل و فطرت خود دور شده اند. مسعود رجوی زنان را از خود واقعی شان به شدت دور کرده است.
در اوایل سال ۱۳۹۰ بود که ارتش عراق از ضلع شمالی قرارگاه اشرف، وارد شد. موضوع این بود که در زمان صدام حسین یک سری زمین ها را به زور از کشاورزان عراقی گرفته بودند و به سازمان مجاهدین داده بودند.
فرقه ضد ایرانی مجاهدین خلق، که خود را اپوزیسیون و آلترناتیو می نامد! سالهاست که درگیر ابهامات و شبهات پیرامون وضعیت رهبر مفقود الاثرش – مسعود رجوی است.
پرسش مهمی که از سال 2003 تا کنون درباره سازمان مجاهدین خلق مطرح است این است که آیا مسعود رجوی زنده است یا مرده و اگر زنده است کجاست؟
فرقه رجوی در طول تاریخ خود با فجایعی مواجه شده است که ریشه در شیوه رهبری مسعود رجوی دارد.
از روز ششم نشستهای این خائن یعنی مسعود رجوی شروع میشد. این جانی، آنقدر آسمان و ریسمان بهم میبافت و ای نقدر تفاسیر دروغین تحویلمان میداد که باید آن را باور میکردیم. رجوی طوری قرآن را تفسیر میکرد که گویا فقط او دانش این کار را دارد.