از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن میکند
جذب آرام؛ حجتیه نسل تازهاش را چگونه میسازد؟
بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان
اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجتالاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد.
فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند
دشمن با فرقههای نوظهور، سبک زندگی را تغییر میدهد
کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه
یک ریشه، سه انحراف بزرگ…
فرقهها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر میگذارند؟
روشهای مجابسازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقهها با بدن شما ذهنتان را تسخیر میکنند
به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام
تهدیدات فرقهها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی
وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود!
آیا میدانید مرجع تقلید در فرقۀ رجوی خود شخص رجوی است ؟! رجوی برای هر چیزی فتوا صادر میکند و براحتی از خیلی چیزها میگذرد و برای هر کدامشان نیز تئوری سازی میکند تا احیاناً کسی انقولت نیاورد و زبان به اعتراض نگشاید.
گروهک تروریستی منافقین که سابقه ترور هزاران ایرانی را در کارنامه خود دارد، امروز مدعی حقوق بشر و آزادی برای مردم ایران است.
جنایات منافقین علیه کُردها چه در ایران و چه در عراق موضوعیست که بدلیل شدت وحشیگری و بیرحمی که اعضای این گروهک تروریستی علیه کُردها داشتند، هیچگاه فراموش شدنی نیست. به خصوص عملیات مروارید که بطور ویژه علیه اکراد عراقی انجام گرفت را میتوان به عنوان یکی از این جنایات یاد کرد.
رجوی در نشست هایی که در طی سالها در قرارگاه اشرف با اعضاء برگزار می کرد، بخشی را هم به افراد با سابقه ای اختصاص می داد که سابقه زندانی شدن را داشتند.
فکرش را هم نمیکرد که در سوریه دستگیر و به ایران تحویل داده شود. زمانه بر وفق مراد او نگذشت و تا مرز اعدام هم رفت، اما درنهایت یک کتاب، زندگی را به او بازگرداند؛ کتابی که برادرش فرستاده بود. آن کتاب را خواند و نجات پیدا کرد و شد مدیر «انجمن نجات».
آلبانی، کشوری با تاریخ غنی و طبیعتی زیبا، چندسالی می شود که میزبان گروهی از ایرانیان است که به دلایل مختلف و در پی تحولات پیچیده سیاسی، به این کشور رانده شده اند.
در اواخر دهه 70 با توجه به فشارهایی که در فرقه رجوی بر اعضا وارد می کردند کمتر کسی بود که به صراحت اعلام بکند دیگر نمی خواهد در مجاهدین باشد زیرا تحت برخورد شدید تشکیلاتی قرار می گرفت، او را در جمع بزرگ محاکمه می کردند و انگشت نما می شد و . . . از آنجایی که انتقاد هم جز سرکوب پاسخی نداشت، اعضا به اشکالی که کمترین دردسر را برای شان داشت مخالفت خود را بروز می دادند
شهادت میدهیم که سازمان مجاهدین خلق ابتداییترین حقوق انسانی اعضای خود و خانوادههایشان را نقض نموده و حتی اعضای خود را شکنجه و سربهنیست کرده یا به طرق مختلف به کشتن داده است.