در سالهای اخیر، یوگا به یکی از محبوبترین پدیدههای ورزشی و حتی فرهنگی در ایران تبدیل شده است. از کلاسهای گرانقیمت در باشگاههای لوکس گرفته تا ویدئوهای آموزشی در شبکههای اجتماعی.
یوگا دیگر فقط یک ورزش نیست، بلکه به نمادی از «روشنفکری»، «مدرن بودن» و حتی «سبک زندگی خاص» بدل شده است. این روند، که بهوضوح در میان برخی از افراد تحصیلکرده، هنرمندان و حتی چهرههای دانشگاهی دیده میشود، بیش از آنکه یک علاقه ورزشی باشد، به نوعی ژست فکری و فرهنگی تبدیل شده است.
بسیاری از افرادی که یوگا را در ایران تبلیغ میکنند، در واقع در پی القای نوعی تمایز اجتماعی هستند. برای برخی، گفتن جملاتی مانند «یوگا تمرکز من را بالا برده»، «بعد از مدیتیشن صبحگاهی، احساس متفاوتی دارم» یا «چاکراهایم را باز کردهام» نهتنها نشانه آگاهی، بلکه یک نوع فخرفروشی است.
در این میان، برخی از اساتید دانشگاهی، نویسندگان و حتی پزشکان، آگاهانه یا ناآگاهانه، در ترویج این پدیده نقش پررنگی دارند. آنها در مصاحبههایشان از فواید «علمی» یوگا سخن میگویند، آن را روشی برای کاهش استرس، افزایش طول عمر و حتی درمان برخی بیماریها معرفی میکنند. این در حالی است که بسیاری از ادعاهای مطرحشده در مورد یوگا، مبنای علمی محکمی ندارند و بیشتر به باورهای شرقی و معنویتهای مبهم بازمیگردند.
از نفوذ فرهنگی تا تضعیف دینی
نکته قابلتأمل اینجاست که ترویج یوگا، بهطور غیرمستقیم، منجر به تغییر در سبک زندگی افراد میشود. برخی از کسانی که یوگا را تمرین میکنند، بهمرور، نسبت به عبادات دینی، مانند نماز و ذکر، بیتفاوت میشوند و آن را جایگزین نوعی «آرامش درونی» میکنند که از تمرینهای یوگا به دست میآورند. درواقع، یوگا در ذهن برخی، بهعنوان بدیلی برای مناسک دینی مطرح میشود، بدون اینکه متوجه باشند این تغییر نگرش میتواند آنها را از هویت اصیلشان دور کند.
یکی از دلایلی که یوگا تا این حد در ایران تبلیغ میشود، نفوذ فرهنگی و تغییر تدریجی ارزشهاست. بسیاری از منابع غربی و هندی، یوگا را بهعنوان راهی برای گسترش نوعی «معنویت بدون دین» تبلیغ میکنند؛ یک معنویت فردی که نیازی به تعالیم دینی ندارد و انسان را به سمت نوعی از خودبسندگی معنوی سوق میدهد.
جالب اینجاست که همان روشنفکرانی که با ادبیات علمی از یوگا دفاع میکنند، اگر همین اصول آرامش و تمرکز در منابع دینی اسلامی مطرح شود، آن را با برچسب «خرافه» کنار میگذارند. این تناقض نشان میدهد که تبلیغ یوگا، بیش از آنکه یک ضرورت علمی باشد، بخشی از پروژه تغییر سبک زندگی و ارزشهای فرهنگی در ایران است.
پیوند یوگا با جریانات ماسونی
برخی از حرکات یوگا، مانند «سلام بر خورشید»، در اصل یک نیایش به خدایان هندویی (مانند سوریا، خدای خورشید) بوده است که امروزه بدون توجه به ریشههایش انجام میشود همچنین، برخی از مربیان و گوروهای مشهور یوگا، مانند «اوشو» و «ساتیا سای بابا»، ازجمله افرادی هستند که در جنبشهای معنوی غربی تأثیرگذار بودهاند و آموزههای آنها با ایدههای شیطانگرایانه، مانند رسیدن به قدرت درونی مستقل از خدا، همخوانی دارد.(۱)
ضرورت آگاهی در برابر موج تبلیغاتی
یوگا، چه بهعنوان ورزش و چه بهعنوان یک روش تمرکزی، در ایران با استقبال مواجه شده است. اما سؤال اساسی این است که آیا این موج محبوبیت، ناشی از مزایای واقعی یوگا است، یا بخشی از جریان روشنفکری نمایشی که آن را به یک ژست فکری تبدیل کرده است؟
اگرچه برخی افراد یوگا را بدون توجه به ریشه آن تمرین میکنند، اما نمیتوان از این حقیقت چشمپوشی کرد که پشت پرده ترویج گسترده آن، اهدافی فراتر از یک ورزش ساده نهفته است. آگاهیبخشی در این زمینه، نهتنها لازم، بلکه ضروری است تا جامعه بتواند میان یک فعالیت سالم و یک ابزار تغییر فرهنگی تمایز قائل شود.
پی نوشت:
1. دانستنیهای یوگا؛ جنبش نوظهور معنویتنما- ص ۱۷
















