پایگاه خبری مفاز- مردم ایران منافقین را خوب میشناسند، نه بهعنوان یک جریان سیاسی قابل اعتنا و نه بهعنوان صدایی معتبر در میان مخالفان. آنچه در حافظه تاریخی این ملت مانده چیز دیگری است: ترور، خیانت، همراهی با دشمنان ایران و بریدگی کامل از جامعه ایرانی. به همین دلیل است که هر بار بحرانی شکل میگیرد، بهجای هر کار دیگری، به اتاقهای رسانهای خارجنشین، تیترسازی و عملیات روانی پناه میبرند.
در این روزها، اولین کاری که کردند برجستهسازی ضعف و بحران داخلی بود. هر خبری، چه واقعی و چه جعلی، به ابزاری برای روایتسازی بدل شد. هر انفجار، هر ترور، هر فشار اقتصادی و هر اختلاف سیاسی در دستان آنها دیگر نشانه جنگ تحمیلی نیست، بلکه «نشانه فروپاشی جمهوری اسلامی» جا زده میشود و از اخبار پلی میسازند برای القای ترس، تردید و ناامیدی.
در کنار این، تلاش میکنند اصل تجاوز خارجی را کمرنگ کنند. حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، تجاوز به خاک کشور، ضربه به زیرساختها و شهادت مردم بیگناه واقعیتی است که آنها ترجیح میدهند به حاشیه برود و همه چیز را در قالب ادعای مضحک «آزادی» میپیچند. همان جریانی که روزی در کنار صدام علیه ملت ایران ایستاد، امروز هم در میدان روایت کنار فشار خارجی میایستد، فقط اسمش را عوض کرده است.
القای فروپاشی قریبالوقوع هم که دیگر قدیمیترین حربهشان است. سالهاست با همین وعدهها نفس میکشند: «کار تمام است»، «نظام سقوط میکند»، «مرحله نهایی رسیده» و «جایگزین آماده است». این ادبیات بیش از آنکه مخاطب اجتماعی داشته باشد مصرف تشکیلاتی دارد، نیروهای فرسوده را امیدوار نگه میدارند، مخاطب بیرونی را فریب میدهند و از حامیان آمریکایی-صهیونیستی بودجه میگیرند. اگر واقعاً چ داخل ایران پایگاهی داشتند، نیازی نبود هر روز با تیترهای تصنعی برای خود جامعه بسازد.
از این مضحکتر، معرفی خودشان بهعنوان «تنها جایگزین آماده» است. جریانی که در جامعه ایران منفور است، سابقه خشونت و خیانت و وطنفروشی دارد، ساختار درونیاش فرقهای است و حتی بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی هم آن را جدی نمیگیرند، ناگهان در روزهای جنگ خودش را آلترناتیو معرفی میکند. آلترناتیو برای چه کسی، برای مردم ایران یا برای اتاقهای فکر دشمنان ایران؟ ملت ایران، حتی اگر نقد و مطالبه هم داشته باشد، آن را از مسیر یک فرقه سوخته و بدنام پیگیری نمیکند.
آخرین چیزی که این روزها به چشم میخورد واژهسازی برای عادیسازی آشوب است. از تعبیرهایی مثل «شورشگر»، «کانون شورشی» و «پراتیک مقاومت» استفاده میکنند تا رفتارهای ایذایی و خرابکاریهای ادعایی را قهرمانانه جلوه دهند. هدف روشن است: شکستن حساسیت جامعه نسبت به آشوب در زمان جنگ. رسانههای وابسته به منافقین همین روزها بارها از «فعالیت جوانان شورشگر» و «پراتیک جوانان شورشگر» مینویسند. بیشتر یا شاید همه این ادعاها دروغ محض است، اما اصل ترویج چنین ادبیاتی نشان میدهد که دنبال آرامش و انسجام ملی نیستند و میخواهند همزمان با فشار خارجی، از داخل هم تصویر التهاب تولید کنند، تصویری که به درد رسانههای دشمن و حامیان خارجیشان بخورد.
معنای این رفتار برای مردم فهیم ایران روشن است؛ منافقین در میانه این جنگ نه کنار مردم ایستادهاند، نه در برابر تجاوز خارجی موضع گرفتهاند و نه حتی حرمت امنیت عمومی را نگه داشتهاند. همانطور که همکاری با صدام روزی چیزی جز نفرت عمومی برایشان نیاورد، از دل این جنگ رسانهای هم چیزی جز رسوایی بیشتر نصیبشان نخواهد شد. مردم ایران ممکن است نقد داشته باشند، گلایه داشته باشند، مطالبه داشته باشند، اما بین نقد داخلی و ایستادن کنار دشمن خارجی فرق میگذارند. منافقین دقیقاً در همین نقطه رسوا میشوند، آنجا که امنیت ملت را خرج رؤیای پوسیده بازگشت خودشان میکنند.

















