هیئت سکولار جمعیت دارد اما جبهه ندارد؛ روضه دارد اما موضع ندارد، این همان پروژهای است که میخواهد امام حسین(ع) را از میدان مبارزه به خاطرهای بیخطر تبدیل کند.
دهه اول محرم امسال نشان داد عاشورا از میدان جدا نیست؛ مردمی که با پرچم ایران، نام شهدا و فریاد مقاومت در خیابان ماندند، پاسخ روشنی دادند به معنویتی که میخواهد امام حسین(ع) را از حقیقت زنده مبارزه به خاطرهای بیخطر تبدیل کند.
محرم امسال فصل فهمیدن دوباره نسبت دین با میدان است. از روزهای آغاز جنگ تحمیلی سوم تا همین شبها، مردم با پرچم ایران، نام شهدا، یاد رهبر شهید و فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در خیابان ماندهاند. حالا همین خیابانها به محرم رسیدهاند و عزاداری سیدالشهدا(ع) به آن شور انقلابی اضافه شده. این صحنه، جواب روشن ملت ایران است به همه کسانی که میخواهند دین را از سیاست، روضه را از مقاومت و هیئت را از شهدا جدا کنند.

هیئت سکولار؛ روضه دارد اما موضع ندارد
معنویت سکولار نسخهای بیخطر از دین میسازد؛ دینی که گریه دارد اما فریاد ندارد، روضه دارد اما موضع ندارد، سینهزنی دارد اما نسبتش با یزید زمان معلوم نیست. با اشک مشکلی ندارد، به شرط آنکه این اشک به بصیرت و غیرت و مقاومت تبدیل نشود. میگوید برای امام حسین(ع) گریه کن، اما از اسرائیل نگو؛ عزاداری کن، اما کاری به انقلاب، ولایت و جبهه مقاومت نداشته باش. این همان دینداری بیمیدان است.
اما این نگاه، تحریف عاشوراست. امام حسین(ع) برای زنده نگه داشتن دین، مقابله با ظلم و رسوا کردن اسلامِ بیتعهد قیام کرد؛ نه برای آنکه ما فقط سوگواری کنیم. اگر قرار بود مؤمن فقط دعا کند و کاری به حاکمیت ظلم نداشته باشد، عاشورا اصلاً معنا نداشت. عاشورا یعنی اشک باید به مسئولیت برسد و روضه باید آدم را از تماشاگر بودن بیرون بیاورد.
اینجاست که نقد تفکر حجتیهای و تشیع انگلیسی اهمیت پیدا میکند؛ نگاهی که مهدویت را از انقلاب جدا میکند، انتظار را از تکلیف اجتماعی تهی میکند و عزاداری را در حد یک مناسک فردی نگه میدارد. در این نگاه میشود از امام حسین(ع) گفت اما با ظلم زمانه کاری نداشت؛ میشود برای امام زمان(عج) دعا کرد اما نسبت به میدان مبارزه بیتفاوت بود. این دینی است که بخش اصلیاش، یعنی قیام و مسئولیت، را حذف کرده.
هیئت سکولار؛ جمعیت دارد اما جبهه ندارد
هیئت سکولار هم دقیقاً از همین مسیر ساخته میشود؛ اول سیاست را از روضه بیرون میکند، بعد عکس شهدا را «تنشزا» مینامد، بعد شعارهای ضداستکباری را «نامناسب» میداند. و کمکم مجلس عزا تبدیل میشود به مراسمی عاطفی و بیدرد که اشک دارد اما تکلیف ندارد، جمعیت دارد اما جبهه ندارد. چنین هیئتی، هرقدر هم شلوغ باشد، روح عاشورا را ندارد.
کسانی که میگویند در عزاداری مسائل سیاسی نگویید، نمیخواهند سیاست را از هیئت بیرون کنند؛ میخواهند سیاستِ حق را بیرون کنند تا سیاستِ باطل بیهزینه پیش برود. سکوت در برابر ظلم هم خودش یک موضع است. اگر در مجلس امام حسین(ع) از یزید زمانه، از مظلومیت غزه و لبنان، از جنایت صهیونیسم و آمریکا و از خون شهدا حرف نزنیم، پس کجا باید گفت؟
معنویت سکولار میخواهد امام حسین(ع) را به خاطره تبدیل کند و اسلام ناب به پرچم زنده مبارزه. فرق این دو، فرق اشک بیخطر با اشک بیدارکننده است. مردم ایران با حضورشان در این روزها گفتهاند روضه حسین(ع) از خیابان جدا نیست، شهدا از هیئت جدا نیستند، ایران از اسلام جدا نیست و عاشورا از مقاومت جدا نمیشود.

















