اخبار ویژه

از مهدکودک خانگی تا کلاس موسیقی؛ جایی که تبلیغ لباس آموزش به تن می‌کند جذب آرام؛ حجتیه نسل تازه‌اش را چگونه می‌سازد؟ بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجت‌الاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد. فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه فرقه‌ها چگونه بر ذهن و رفتار افراد اثر می‌گذارند؟ روش‌های مجاب‌سازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقه‌ها با بدن شما ذهنتان را تسخیر می‌کنند به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام تهدیدات فرقه‌ها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود! دشمن ترین دشمنان شما در قرآن چه کسانی هستند؟

♥11
چگونه باند آزمایش–بهشتی به بلندگوی عملیات روانی اسرائیل تبدیل شد؟

اتاق فرمان تل‌آویو در پوستین عرفان

  • کد خبر : 84406
  • 26 آذر 1404 - 8:44
اتاق فرمان تل‌آویو در پوستین عرفان
در سال‌هایی که امنیت ملی ایران درگیر جنگ ترکیبی بود، دو چهره‌ی لندنی–پاریسی یعنی مصطفی آزمایش و وحید بهشتی با نقاب «حقوق بشر» و «عرفان» به جریان‌هایی پیوستند که روایت‌های آن‌ها با خط‌ رسانه‌ای اسرائیل تطابق عجیبی دارد.

پایگاه خبری مفاز- در این گزارش به نقش مصطفی آزمایش و وحید بهشتی در تطهیر تل‌آویو و هم‌سویی با پروژه‌های جنگ روانی صهیونیسم می‌پردازیم.

روایت یک باند؛ از «عرفان‌نما» تا بلندگوی فارسی‌زبان اسرائیل

در دل جنگ ترکیبی علیه ایران، یک شبکه کوچک اما پر سروصدا آرام‌آرام از حاشیه به متن آمد؛ شبکه‌ای که سر و تهش به نام‌هایی مثل مصطفی آزمایش و وحید بهشتی گره خورده است. دو چهره‌ای که سال‌ها زیر سایه عنوان‌هایی مثل «تصوف»، «حقوق بشر» و «فعال رسانه‌ای» حرکت کردند، اما محصول نهایی کارشان، بیش از هر چیز، تکرار فارسیِ خط عبری بود.

ردی که از این‌ها روی زمین رسانه مانده، نه نقد دلسوزانه است، نه اعتراض سیاسی؛ بلکه پروژه‌ای منظم برای تخریب بازدارندگی ایران و تطهیر چهره رژیمی است که در این همه سال، از خون مردم بی‌گناه فلسطین، سوریه، لبنان، ایران و غیره هنوز سیراب نشده است.

این دو نفر، دو جزیره جدا نیستند؛ بلکه دو سر یک ریسمان‌اند. یکی از دل شبکه دراویش سیاسیِ خارج‌نشین سر برآورده، دیگری با نقاب «فعال حقوق بشر» در لندن. رشته‌های خانوادگی، همکاری رسانه‌ای و مدیریت مشترک صفحات و شبکه‌ها، تصویر واحدی می‌سازد: یک باند صهیونیستی منسجم!

از پاریس و لندن تا تل‌آویو؛ وقتی مواضعشان انعکاس روایت عبری می‌شود

اگر فقط یکی‌دو موضع بود، می‌شد آن را به تندمزاجی، هیجان شخصی یا قدرت‌طلبی نسبت داد؛ اما وقتی الگوی تکرار شکل می‌گیرد، پس پای «خط» در میان است. در سال‌های اخیر، هر جا تنش امنیتی میان ایران و رژیم صهیونیستی بالا گرفته، اندکی بعد در خروجی‌های رسانه‌ای این دو نفر، همان داستانی که تل‌آویو برای افکار عمومی غرب تعریف کرده، با زبان فارسی بازتولید شده است:

ایران «تهدید»، اسرائیل «واکنش»؛ حمله نظامیِ اسرائیل «دفاع مشروع» و تحریم «ابزار فشار برای نجات مردم ایران».

زمان‌بندی و محتوای پیام‌ها، چسبندگی عجیبی به جنگ روایت‌ها علیه ایران دارد؛ دقیقاً در همان روزها و ساعت‌هایی که رسانه‌های عبری و انگلیسی مشغول جا انداختن یک خط مشخص هستند، نسخه فارسی آن روایت از دهان و قلم این دو نفر بیرون می‌آید.

این‌جا دیگر صحبت از «اختلاف‌نظر» با نظام نیست؛ بحث بر سر این است که چرا باید روایت طرف متخاصم و مهاجم بدون کم و زیاد، از دهان یک چهره فارسی‌زبان تکرار شود؟ و این‌جاست که ماجرا از سیاست داخلی عبور می‌کند و وارد حوزه امنیت ملی می‌شود.

از انتقاد تا التماس برای حمله نظامی؛ عبور کامل از مرز سیاست

مهم‌ترین خط قرمز، آن‌جاست که یک به اصطلاح فعال رسانه‌ای از یک رژیم متخاصم رسماً درخواست حمله نظامی به کشور خودش را مطرح می‌کند! نقل قول‌هایی که از سخنان وحید بهشتی منتشر شده، دقیقاً همین را نشان می‌دهد: التماس برای حمله نظامی تمام‌عیار آمریکا و اسرائیل به خاک ایران و ترور رهبران و فرماندهان نظامی کشور آن‌هم با این ادعا که «این خواست مردم ایران است»

در منطق حقوقی و امنیتی، این دیگر اسمش «اپوزیسیون» نیست. کسی که مردم را سپر انسانی می‌بیند و از ارتش یک رژیم اشغالگر می‌خواهد روی سر شهرها و مردم کشور خودش بمب بریزد، عملاً از سوی خط اعتراض به خط وطن فروشی و بی غیرتی عبور کرده و به «زمینه‌سازی تبلیغاتی برای حمله نظامی اسرائیل به ایران» پرداخته است.

این دو نفر به خصوص وحید بهشتی با سفر، دیدار و سخنرانی در ساختارهای رسمی کشورهای مختلف، در پی جا انداختن تصویر «ایرانِ تهدید» نیز هستند.

وقتی کسی در خاک اروپا می‌نشیند و در پارلمان دشمنِ متخاصم، از ترور مقامات عالی‌رتبه و حمله پهپادی و موشکی به عمق ایران حرف می‌زند، دیگر بحثش با هیچ متر و معیار «فعال مدنی» و «منتقد سیاسی» جور درنمی‌آید. اسمش هرچه باشد، در کنار مردم خودش قرار نمی‌گیرد و روبه‌رویش می‌ایستد.

«دراویش صهیونیستی»: عرفانِ ویترینی، پروژه امنیتی

یک بخش مهم ماجرا، نقاب «عرفان» و «تصوف» است که سال‌ها روی این چهره‌ها کشیده شده. جریان وابسته به مصطفی به جریان «دراویش صهیونیستی» مشهور است زیرا از یک طرف خود را وارث یک طریقت صوفی معرفی می‌کنند اما در عمل در پروژه‌هایی قرار می‌گیرند که با امنیت ملی ایران در تعارض و همسو با برنامه‌های رژیم صهیونیستی است.

نکته مهم اینجاست که این شبکه، فقط یک «صفحه تلگرامی» یا «کانال یوتیوب» نیست؛ از دل خانواده، سبک زندگی و حاشیه‌های فرقه‌ای‌ این جریان نیز نوعی جهت‌گیری آگاهانه علیه ظواهر و شعائر دینی جامعه ایران دیده می‌شود.

پروژه‌های رسانه‌ای خانواده آزمایش و نقش همسران و دختران و نزدیکان افراد این جریان، نشان می‌دهد که چطور از «کشف حجاب» و «هنجارشکنی نمایشی» تا حضور در رسانه‌های معاند، همه در یک پازل قرار می‌گیرند؛ پازلی که در نهایت، تصوف را به ابزار جنگ نرم تبدیل می‌کند.

در این میان، وحید بهشتی، بازوی رسانه‌ای این جریان صهیونیستی است؛ کسی که شبکه‌سازی مجازی، حضور در نشست‌ها، لابی رسانه‌ای و برقراری ارتباط با محافل سیاسی و امنیتی غربی را بر عهده دارد و عملاً زبان تهاجمی‌تر و هیجانی‌تر این منظومه است.

کارزار رسانه‌ای و مطالبه استرداد

در سال‌های اخیر بارها طومارها، بیانیه‌ها و درخواست‌هایی از سوی چهره‌های مختلف داخلی منتشر شده که در آن، پیگیری قضایی بین‌المللی و استرداد این باند برای محاکمه در ایران مطالبه شده است.

در این متن‌ها، از این شبکه به‌عنوان «باند درویشی–صهیونیستی» یاد شده که هم در اغتشاشات، هم در جنگ روایت‌ها و هم در پروژه‌های فشار خارجی نقش فعال داشته‌اند. این سطح از واکنش در نزد افکار عمومی، نشان می‌دهد که ماجرا صرفاً یک دعوای فرقه‌ای یا اختلاف مذهبی و یا آنچه آنان حقوق بشر می‌خوانند نیست؛ مسئله این است که یک خط رسانه‌ای مشخص، به شکل سازمان‌یافته، دارد به نفع پروژه‌های ضدایرانی و ضدامنیتی کار می‌کند.

با توجه به گستره اقدامات مخرب این شبکه و نقش فعال آن‌ها در هم‌سویی با پروژه‌های خصمانه، شایسته است دستگاه قضایی و دیپلماسی کشور، با اتکا به ظرفیت‌های حقوقی موجود و سازوکارهای بین‌المللی، فرایند پیگیری و استرداد این عناصر وابسته به رژیم صهیونیستی را در دستور کار فوری قرار دهند و اجازه ندهند عاملان تخریب امنیت ملی ایران در سایه امن پایتخت‌های غربی به فعالیت ادامه دهند.

یک پرسش ساده

در نهایت، بحث نه بر سر عمامه است، نه بر سر عبا، نه حتی بر سر تعریف عرفان و تصوف. بحث بر سر این است که چطور دو نفر که سال‌ها خود را «درویش» و «مدافع حقوق بشر» معرفی کرده‌اند، در بزنگاه‌های حساس، در کنار رژیمی ایستاده‌اند که علاوه بر فلسطین و کشورهای عربی، به ایران نیز حمله کرده و هزاران نفر بی‌گناه را به شهادت رسانده؟

چطور از دل تصوف، به مطالبه حمله موشکی و پهپادی به خاک خودشان رسیده‌اند؟ و چطور مجموعه‌ای از مواضع و رفتارها کنار هم، تصویری روشن از یک پروژه رسانه‌ای–امنیتی می‌سازد، نه صرفاً چند اظهارنظر شخصی؟

 

 

 

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=84406

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.