اخبار ویژه

بهائیت؛ از مرکزیت حیفا تا جاسوسی در جنگ رمضان اولین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی نشست نقد و بررسی فرقه ضاله بهائیت و تفکر انحرافی انجمن حجتیه روز گذشته با حضور حجت‌الاسلام امیدعلی صوفی در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد. فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه روش‌های مجاب‌سازی فیزیولوژیک؛ وقتی فرقه‌ها با بدن شما ذهنتان را تسخیر می‌کنند به مناسبت شهادت امام رضا علیه السلام تهدیدات فرقه‌ها برای ایران؛ از گسست خانوادگی تا ابزار نفوذ نرم / یادداشت امیدعلی صوفی وقتی تورات بهانه ای برای ظلم می شود! دشمن ترین دشمنان شما در قرآن چه کسانی هستند؟ یادداشت/حمایت فراماسونری و غرب از فرقه‌های انحرافی نظر برخی دانشمندان جهان درمورد امام حسین (ع) قرآن؛ معیار حق و باطل در برابر تروریسم

6

لبخندهای یخ‌زده؛ فرقه‌های نوظهور و عادی‌سازی سکولاریسم و بی‌دردی

  • کد خبر : 81793
  • 27 مرداد 1404 - 10:00
لبخندهای یخ‌زده؛ فرقه‌های نوظهور و عادی‌سازی سکولاریسم و بی‌دردی
سکولاریسم دینی فرقه‌های نوظهور مدرن، خود پدیده‌ای متناقض است. در عین استفاده از مفاهیم معنوی و خدایی، هسته اصلی دین را که همانا عدالت، تعهد اجتماعی، و شورش بر ظلم است، تهی می‌کنند. این سکولاریسم، نه تنها با سیاست بیگانه است، بلکه با انسانیت نیز فاصله دارد.

به گزارش پایگاه خبری مفاز، فرقه‌های نوظهور مدرن، فرزندان رسانه‌ای عصر دیجیتال‌اند؛ حلقه‌هایی از معنویتِ کلیشه‌ای که پشت لبخند و عرفان روغنی‌شان، نقشه‌ای نمناک و بی‌تعهد از انسان مدرن ترسیم می‌کنند. این فرقه‌ها، از قانون جذب و یوگا تا عرفان حلقه و شبه‌صوفیان تازه‌یار، همه بر محور یک آموزه مشترک می‌چرخند: جداکردن معنویت از مسئولیت، و تراشیدن یک دین بی‌درد و بی‌جنگ.

شعار پررنگ‌شان برای پیروان چنین است: «جهان را همان‌طور که هست بپذیر، چون همه‌چیز نتیجه کارما، جذب یا چرخه انرژی‌هاست. با ذهن آرام و مدیتیشن، رنج را پاک کن!» اما محصول این سفارش، جز شکستن عزم اجتماعی و تربیت نسلی بی‌اعتنا به رنج مردم، ثمری ندارد. آنان دین را از متن حیات اجتماعی و پنجرة مسئولیت فردی و جمعی جدا می‌کنند؛ ایمان را به ژست‌های تزئینی و مدیتیشن ترجمه می‌کنند و مقابله با ظلم را به حکمت‌کشی تقلیل می‌دهند.

در کارنامه این فرقه‌ها، خشونت و کودک‌کشی اسرائیل، قتل زنان و کودکان فلسطینی یا ایرانی و جنایات آشکار صهیونیسم، فقط یک خبر ناخوشایند روزمره است؛ نه سوژه عمل، نه دلیل اعتراض، نه جرقه بیداری. پیرو این فرقه‌ها ترجیح می‌دهد رنج را «انرژی منفی» بداند و معترض را «وابسته به منفی‌ها»؛ بی‌تفاوتی، نشانه رسیدگی به باطن و سفر درون معرفی می‌شود. اپیدمی این تفکر، جامعه را در مقابل فاجعه و جنایت جهانی، فلج می‌کند. گویی در دنیای فرقه‌های جدید، همه‌چیز عالی است و فقط ما باید فرکانس‌های مثبت بفرستیم، حتی اگر در همسایگی‌مان قتل‌عام برپا باشد.

درواقع، سکولاریسم دینی این فرقه‌ها، خود پدیده‌ای متناقض است. در عین استفاده از مفاهیم معنوی و خدایی، هسته اصلی دین را که همانا عدالت، تعهد اجتماعی، و شورش بر ظلم است، تهی می‌کنند. این سکولاریسم، نه تنها با سیاست بیگانه است، بلکه با انسانیت نیز فاصله دارد. انسانی که چشم بر بمباران بیمارستان و قتل‌عام کودکان ببندد، انسانیت را در حد یک ژست زیبای اینستاگرامی تنزل داده است.

این بی‌عملی را باید در تاروپود تعالیمشان جستجو کرد: وقتی جهان، بازتابی از باورهای توست، پس هر رنجی، به نوعی سزای کارِ خودِ رنج‌دیده است. این فرمول، به سادگی، قربانی را محکوم و ظالم را تبرئه می‌کند و راه را برای مشروعیت‌بخشی به هرگونه ظلم و بی‌عدالتی باز می‌گذارد. بی‌جهت نیست که این فرقه‌ها، در کمال آزادی به فعالیت خود ادامه می‌دهند؛ چون به بهترین شکل، به اهداف رژیم‌های سلطه‌گر در بی‌حس کردن وجدان عمومی، کمک می‌کنند. لبخندهای یخ‌زده‌شان، حجابی است بر درد و رنج میلیون‌ها انسان و نشانه‌ای از فروپاشی اخلاقی در جامعه‌ای که انسانیت خود را مدیون قانون جذب و انرژی‌های مثبت می‌داند.

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=81793

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.