به گزارش پایگاه خبری مفاز، شارل لویی دو سکوندا (۱) که با عنوان «مونتسکیو» شهرت دارد، به یک خانواده مرفه ساکن بوردو تعلق داشت. پدر و عمویش نخستین نسل از این خانواده بودند که به جرگهی اشرافیت فرانسه راه یافتند. ژاک دو سکوندا، پدر مونتسکیو، از طریق وصلت با مادر ثروتمند مونتسکیو، قلعه و ملک اربابی لابرد، در نزدیکی بوردو، را به چنگ آورد. ژان باتیست دو سکوندا، عموی مونتسکیو، نیز بارون قلعه و روستای مونتسکیو شد و به یکی از متنفّذین درجه اول بندر بوردو بدل گردید. شارل لویی هفتساله بود که با مرگ مادر، عنوان اشرافی خاندان مادری را به میراث برد و به «بارون لابرد» ملقب شد.
فضای سیاسی و فرهنگی بندر بوردو در تکوین شخصیت و زندگی سیاسی و فکری مونتسکیو بهشدّت تأثیر داشت. این بندر از سدهی شانزدهم بهعنوان یکی از کانونهای اصلی استقرار مارانوها (یهودیان مخفی) و مهمترین مرکز تجارت جهانی و تکاپوی ماوراء بحار فرانسه شناخته میشد. درست در زمانی که مونتسکیوی هفتساله به بارون لابرد ملقّب شد، مؤسسه یهودی دیوید گرادیس در بندر بوردو آغاز به کار کرد که در اواخر سدهی هفدهم و نیمهی اول سدهی هجدهم، یعنی مقارن با دوران حیات مونتسکیو، بهعنوان معظمترین مؤسسهی مالی و تجاری فرانسه شناخته میشد.
بارون مونتسکیو مؤلف کتاب معروف روحالقوانین
مونتسکیو یا بارون لابرد آن زمان، تحصیلات خود را در بوردو و پاریس به پایان برد. با مرگ پدر (۱۷۱۳) به بوردو بازگشت و دو سال بعد با یک زن ثروتمند پروتستان ازدواج کرد که جهیزیهای معادل ۱۰۰ هزار سکه لیور بر ثروتش افزود. یک سال بعد عمویش درگذشت و عنوان بارون مونتسکیو و منصب نایب رئیسی پارلمان بوردو را برای بارون لابرد ۲۷ ساله به میراث گذارد. در اروپای آن زمان مناصب حکومتی خرید و فروش میشد. عموی مونتسکیو از این طریق منصب فوق را بهدست آورده و بهمثابه مایملکی شخصی به میراث گذارده بود. مونتسکیو خود نیز از هواداران خرید و فروش مناصب حکومتی بهشمار میرفت و میگفت:
«فروش مقام در کشورهای دارای حکومت فردی، خانوادهها را به قبول مسئولیتهایی وامیدارد که در غیر اینصورت به آن تن نمیدادند». (۲)
مونتسکیو در سال ۱۷۲۱ نامههای ایرانی را منتشر کرد که سال بعد به زبان انگلیسی نیز انتشار یافت. مونتسکیو ۳۲ ساله در این کتاب تصویری طنزآمیز از جامعهی فرانسه عصر لویی چهاردهم، بهویژه پاریس، به دست داده و فرهنگ کاتولیکی آن عصر را سخت به سخره گرفته است. این کتاب در فضای فرهنگی و سیاسی دوران حکومت اورلئان نایبالسلطنه و کمی پس از ماجرای شیادی مالی جان لاو انتشار یافت؛ (ر.ک: اینجا) در محافل اشرافی پاریس شهرت فراوان به ارمغان آورد و در فاصلهی یک سال به چاپ هشتم رسید. کتاب فوق بهصورت نامههایی تنظیم شده که دو سیّاح خیالی ایرانی، به نامهای ریکا و ازبک، از فرانسه به اصفهان نگاشتهاند. این کتاب در عین حال بیانگر تلقّی مونتسکیو و فرهیختگان آن زمان اروپایغربی از فرهنگ ایرانی و اسلامی است که خالی از روایات و شایعات مشکوک و شائبههای مغرضانه نیست. برای نمونه مونتسکیو مینویسد:
«شکنجهی بیدینان به دست مسلمانان غیور ما، آنان را ناگزیر ساخت که دسته دسته به هند بگریزند و ایران را از هنر و دسترنج خود محروم کنند». (۳)
منتسکیو بهسان سایر فرهیختگان فرانسوی آن عصر متأثر از سفرنامههای سیّاحان و تجار فرانسوی به شرق، بهویژه تاورنیه (۴) و شاردن (۵) بود. «نامههای ایرانی» او ده سال پس از انتشار متن کامل سفرنامه شاردن به چاپ رسید. آلفونس گابریل سفرنامه شاردن را بهترین توصیفی میداند که سیاحان اروپایی سدهی هفدهم از ایران به عمل آوردهاند و میافزاید:
هیچ یک از مسافران قرن هفدهم مانند شاردن غرب را با دورهی طلایی صفویه آشنا نکردند. (۶)
منتسکیو در سال ۱۷۲۲، در واپسین سال اقتدار دوک اورلئان، همسر خود را در املاک خویش تنها گذارد و به طرف پاریس رفت؛ به محافل درباری راه یافت و در جوار برخی زنان زیباروی دربار فرانسه زندگی سرشار از عیش و نوشی را آغاز کرد. در این زمان، حامی منتسکیو و عامل اصلی راهیابی او به دربار فرانسه، دوک برویک بود. (۷) این دوک برویک (۸) در اصل جیمز فیتزجیمز نام دارد و پسر نامشروع دوک یورک (جیمز دوم بعدی پادشاه انگلیس) از معشوقهاش آرابلا چرچیل (خواهر جان چرچیل دوک مارلبورو) است. بدینسان، نام منتسکیو از بدو شروع زندگی سیاسی و شهرت فرهنگیاش با خاندان چرچیل و کانون توطئهگر فوق پیوند میخورد. این پیوندی است که بعدها، تا پایان عمر منتسکیو، تداوم مییابد.
بههرروی، بارون منتسکیو جوان و جاهطلب، زندگی در پاریس را سخت مطبوع یافت. در سال ۱۷۲۶ منصب مهم و گرانقیمت خود در پارلمان بوردو را فروخت. بهطور کامل «پاریسی» شد و کمی بعد (ژانویه ۱۷۲۸) با حمایت دوستان متنفّذ خود، بهویژه مادام دولامبرت (۹)، که محافل شبانهی ادبی او «اتاق انتظار» عضویت در آکادمی فرانسه انگاشته میشد (۱۰)، به عضویت این آکادمی درآمد.
در آوریل این سال، منتسکیو سفر سهساله خود به خارج از فرانسه را آغاز کرد. ابتدا بههمراه ارل والدگریو (۱۱)، سفیر انگلیس در فرانسه، به وین رفت. این ارل والدگریو برادرزاده دوک برویک و از تبار نامشروع آرابلا چرچیل و جیمز دوم است.
منتسکیو در وین با پرنس اوگن ساوئی، فرمانده نظامی هابسبورگ، دیدار کرد، پس از سیاحت در مجارستان و ایتالیا و آلمان به هلند رفت و در اواخر اکتبر ۱۷۲۹ بههمراه ارل چسترفیلد راهی انگلیس شد. او تا بهار سال ۱۷۳۱ در انگلستان زیست و در این دوران ۱۸ ماهه با متنفّذترین محافل اشرافی بریتانیا محشور بود. منتسکیو به حضور جرج دوم، ملکه کارولین و فردریک لویی ولیعهد بار یافت و بعدها به درخواست ولیعهد گزیدهای از آهنگهای فرانسوی را تنظیم کرد.
منتسکیو در زمرهی دوستان صمیمی دوک ریچموند و دوک مونتاگ (داماد جان چرچیل) جای گرفت و به عضویت انجمن سلطنتی پذیرفته شد. دائرةالمعارف بریتانیکا دوران اقامت در انگلستان را «یکی از مهمترین دورانهای مؤثر در تکوین» شخصیت و اندیشه منتسکیو میداند. (۱۲)
در جریان این سفر و در حوالی سال ۱۷۳۰ منتسکیو به عضویت فراماسونری درآمد. به نوشته هایوود، منتسکیو دوست مادامالعمر ارل چسترفیلد بود. این دوستی از زمان اقامت این دو در ایتالیا آغاز شد و چسترفیلد منتسکیو را به سازمان ماسونی لندن معرفی کرد. منتسکیو در اجلاس لژی که در خانهی چارلز لنوکس (دوک ریچموند) برگزار شد به عضویت فراماسونری درآمد.
هایوود میافزاید: دوک ریچموند عضو لژ شماره ۴ بود؛ «یکی از چهار لژی که در سال ۱۷۱۷ اولین گراندلژ جهان را بنیان نهادند». دکتر دزاگولیه، دکتر اندرسون، لرد پایسلی (جیمز هامیلتون)، ارل والدگریو و کنت لیپ اعضای این لژ بودند و کاملاً محتمل است که منتسکیو به عضویت این لژ درآمده باشد. (۱۳) اضافه میکنیم که این کنت لیپ کسی نیست جز شوهر مارگارت گرترود (دختر نامشروع جرج اول از دوشس کندال) و باجناق ارل چسترفیلد.
پس از بازگشت از سفر انگلیس، منتسکیو بهعنوان متنفّذترین مبلّغ فرهنگ سیاسی انگلیس و یکی از بنیانگذاران فراماسونری فرانسه شناخته میشود. اولین سازمان شناختهشدهی ماسونی فرانسه، که اسناد معتبر تاریخی مؤیّد وجود آن است، لژی است که قبل از ۷ سپتامبر ۱۷۳۴ در خانهی دوشس پورتزموث در پاریس برگزار شد و تعدادی از رجال فرانسه را به عضویت فراماسونری درآورد. این دوشس پورتزموث همان لوییز دوکروال معشوقهی دسیسهگر چارلز دوم و مادربزرگ دوک دوم ریچموند است. این واقعه کمی پیش از مرگ دوشس ۸۵ ساله رخ داد. در جلسهی فوق، دوک ریچموند و منتسکیو حضور داشتند. سایر اعضای انگلیسی این لژ عبارتند از یکی از اعضای خاندان چرچیل (دوک مارلبورو) که در این زمان سرتیپ ارتش بریتانیا بود و با نام «سرتیپ چرچیل» از او یاد شده، ادوارد یونگه (۱۴) و والتر استریکلند (۱۵). نام فرانسویانی که به عضویت این لژ درآمدند ذکر نشده است. (۱۶)
در سال ۱۷۳۵ دکتر دزاگولیه، منتسکیو، دوک ریچموند، ارل والدگریو (سفیر انگلستان در فرانسه) و لرد دارسلی (۱۷)، لژ دیگری در پاریس تأسیس کردند. بهنوشتهی گولد، در اجلاس این لژ دوک کینگزتون، لرد چیوتون (۱۸)، کنت سنفلورنتین (۱۹) و تعدادی دیگر به عضویت فراماسونری درآمدند. (۲۰) کنت سن فلورنتین از رجال متنفّذ فرانسه و در این زمان وزیر خارجه بود. دربارهی دوک کینگزتون اطلاعی در دست نداریم. احتمالاً همان لرد کینگزتون است که در سال ۱۷۲۸ استاد اعظم گراندلژ انگلستان بود. (۲۱)
گفته میشود کتاب روحالقوانین قبل از چاپ (ژنو، ۱۷۴۸) ابتدا به این لژ عرضه شد و بعدها شوارتس و نویکوف، گردانندگان لژهای ماسونی روسیه، آن را به زبان روسی ترجمه و منتشر کردند. به این دلیل است که هایوود، روحالقوانین را در زمرهی آثار کلاسیک فراماسونری میداند (۲۲). در واقع، در نظر منتسکیو، انگلستان الگویی بود فراروی سایر کشورهای اروپایی و روح القوانین او بهعنوان یکی از مروّجین اصلی اسطورهی «دموکراسی انگلیسی» در میان ملتهای اروپایی شناخته میشود.
این کتاب سرشار است از مدح انگلستان و نظام حکومتی آن. مثلاً، منتسکیو عامدانه بر فجایع دربار هانوور و الیگارشی غارتگر بریتانیا علیه جاکوبیتهای انگلیس و اسکاتلند و کاتولیکهای ایرلند، که دوست صمیمیاش دوک ریچموند از عوامل آن بود، چشم میپوشد و مدعی میشود که:
«ملت انگلستان بیشتر از تمام دنیا سه اصل آزادی و تجارت و مذهب را محترم میشمارد». (۲۳)
منتسکیو، ظاهراً از سر دلسوزی ولی در واقع برای بیرقیب گذاشتن الیگارشی لندن در عرصهی غارت ماوراء بحار، پیوند اشراف فرانسوی با تجارت را منع میکند و مینویسد:
بعضی از اشخاص چون میبینند نجبا در انگلستان تجارت میکنند، میگویند بهتر آن است که در فرانسه نیز قوانینی وضع شود که نجبا بتوانند تجارت نمایند. ولی باید دانست که وضع این قوانین در فرانسه باعث از بین رفتن نجبا خواهد شد بدون اینکه کمکی به توسعهی تجارت نماید. (۲۴)
به علاوه، کتاب فوق سرشار است از مطالبی بیمأخذ و اغراقآمیز در مظلومیت یهودیان (۲۵). بیهوده نیست که بهنوشتهی دورانت:
«انگلیسیان کتاب منتسکیو را چنان پسندیدند که از ملک او شراب فراوان خریدند». (۲۶)
در مورد نگرش مثبت مونتسکیو به یهودیان در روحالقوانین، مورّخین دانشگاه عبری اورشلیم مینویسند:
منتسکیو بهطور غیرمستقیم در خوانندگان کتاب بانفوذش این تأثیر را برجای مینهد که “یهودیان نقش فوقالعاده مثبتی در توسعه اقتصادی کشورهای اروپایی داشتهاند.” (۲۷)
پینوشتها:
۱. Charles-Louis de Secondat, baron de La Brede et de Montesquieu (1689-1755).
۲- دورانت، همان مأخذ، ج ۹، ص ۳۸۶.
3- دورانت، همان مأخذ، ج ۹، ص ۳۸۹.
۴. Jean Baptiste Tavernier, baron de Aubonne (1605-1689).

















