اخبار ویژه

هشدار نسبت به شیوه‌های پنهان جذب در فرقه‌های مخرب فرقه ها بنیان خانواده را هدف گرفته اند دشمن با فرقه‌های نوظهور، سبک زندگی را تغییر می‌دهد موشن‌گرافیک | لبوبو؛ بخریم یا نخریم؟ / بررسی یک ترند تازه در دنیای اسباب‌بازی‌ها کرسی آزاد اندیشی بررسی عملکرد بهائیت در جنگ ترکیبی ۱۲روزه برگزاری کارگاه نقد بهائیت عروسک‌های «مرتضی» و «مرضیه»؛ قداست در مشت بازار سرگرمی وقتی نام عیسی را خرج می‌کنند، اما روح انسان را می‌کشند بهائیت و اغتشاش، چگونه حقوق بشر به ابزار مشروع‌سازی آشوب تبدیل می‌شود عرفان حلقه؛ وعده‌ی رهایی یا دام فریب؟ حکمِ لواط در مسیحیت تبدیل اعتراضات صنفی به آشوب خیابانی توسط فرقه ضاله بهائیت/ شبکه رسانه‌ای اغتشاشات پاساژ محور را چه کسی هدایت می‌کند؟ + عکس پیچیدگی منافع بهائیان و خاندان پهلوی «زهد، اگر در چارچوب قرآن باشد نور است، اما وقتی به طبقه و فرقه بدل شود، سایه ای تاریک بر وحدت امت می اندازد…» تصوف چقدر اسلامی است؟

3

پیچیدگی منافع بهائیان و خاندان پهلوی

  • کد خبر : 84837
  • 16 دی 1404 - 20:18
پیچیدگی منافع بهائیان و خاندان پهلوی
پیش از آنکه درباره روابط بهائیان و حکومت پهلوی سخن بگوییم ذکر این نکته ضروری است که روابط جریان‌های ماسونی و بهائی بسیار پیچیده بود. آن چنانکه حتی در اسناد ساواک نیز فراماسونری در ایران به دو شعبه وابسته به عناصر بهائی و ضدبهائی تقسیم می‌شد

ساواک فراماسونری بهائی را خطرناک‌تر از فراماسونری ضدبهائی می‌دانست.[۱] این بدین معناست که آن‌ها در راستای منافع خود حتی می‌توانستند از نظام پهلوی عبور و عدول کنند. تقابل سرمایه‌گذاری غربی و بهائیت از یک سو و جریان مذهبی در ایران از سوی دیگر را می‌توان در فتوای یکی از مراجع تقلید در شهر قم دید:

 

«اخیراً اعلامیه‌هایی مبنی بر تحریم خرید و فروش و مصرف نوشابه‌های غیر الکلی مربوط به شرکت سهامی زمزم (پپسی کولا) متعلق به حبیب ثابت (ثابت پاسال) بهائی که فتوای تحریم نوشابه‌های مزبور از طرف آیت الله کاظم شریعتمداری صادر شده به شهرستانهای مشهد، رشت، آباده و مسجدسلیمان جهت برخی از متعصبین مذهبی ارسال گردیده که نمونه اعلامیه‌های مزبور توسط منابع ساواک‌ها (ساواک) در اختیار ساواک‌های (ساواکی‌ها) مورد بحث قرار گرفته است.»[۲]

 

درباره روابط میان بهائیان و قدرت‌های غربی باید گفت که نیروهای خارجی از بهائیان به عنوان ابزاری در راستای منافع خود در داخل کشور بهره‌برداری می‌کردند. این مسئله عملاً سبب می‌شد، در طول دوره حکومت پهلوی دوم و به‌ویژه در دهه پایانی حاکمیت پهلوی قدرت بهائیان روز به روز افزایش یابد. ذکر دو نکته می‌تواند به خوبی این قدرت فزاینده را نشان دهد:

 

اول: در سال ۱۳۵۵ بیت‌العدل بهائیان به این مسئله که آیا بهائیان باید عضو حزب رستاخیز بشوند یا خیر پاسخ می‌دهد که این پاسخ می‌تواند قدرت و نفوذ بهائیان را در مواجهه با حکومت پهلوی به خوبی نشان دهد.

 

بیت العدل تأکید می‌کند؛ «اگر فرمی در اختیار گذارده شد، بنویسید وفاداری و اطاعت خود را نسبت به شاهنشاه آریامهر و قوانین مملکت اعلام می‌دارم و از عضویت در احزاب سیاسی معذورم.»[۳] این در شرایطی است که همزمان با تأسیس حزب رستاخیز، محمدرضا پهلوی به همه مخالفین داخلی خود گوشزد می‌کند که هر کس تمایل به عضویت در این حزب را ندارد، می‌تواند ویزا بگیرد و از کشور خارج شود. این موضوع میزان نفوذ و قدرت بهائیان در حاکمیت پهلوی را به خوبی نشان می‌دهد.

 

دوم: مثال دیگری که می‌تواند قدرت بهائیان در دهه ۱۳۵۰ را نشان را دهد، این است که در این دهه بهائیان به شکل آشکارتری مذهب خود اظهار می‌کردند. بنا به دستوری که به بهائیان ایران از طرف بیت‌العدل رسیده بود، «در سرشماری که از طرف دولت انجام می‌شود تمام بهائیان باید در ستون مذهب بنویسند «بهائی» و دقت کنند، خود مسئول سرشماری، «مسلمان» یا مذهب دیگری ننویسد.»[۴]

 

این میزان قدرت بهائیان باعث شده بود تا شایعاتی درباره عمق روابط میان آنان و حکومت پهلوی در سطح جامعه ایران به وجود آید. روابطی که تنها به دست‌یابی به مناصب سیاسی محدود نمی‌شد، بلکه فساد گسترده سیاسی و اقتصادی در جامعه را در پی داشت. آنگونه که اسناد ساواک متذکر می‌شوند، «برابر شایعات موجود در شهر، دولت با ترویج بهائیت در ایران موافق است.»[۵]

 

واقعیت این است که حتی لوایح به ظاهر مدنی همچون لایحه خانواده که در اواسط دهه چهل از طرف دولت به مجلس داده شده بود، بر اساس مذهب بهائیت طرح‌ریزی می‌شد. به عبارت دیگر، دولت قوانین مذهبی بهائیت را مبنا قرار داده و قانون خانواده در ایران را تنظیم کرده بود.

 

لازم به توضیح است که تنها تهران نبود که در جامعه مذهبی آن بحث گستره قدرت‌گیری بهائیان نقل محافل بود بلکه در شهرستان‌ها نیز درباره قدرت‌گیری بهائیان مباحث زیادی مطرح می‌شد. آنگونه که ساواک گزارش می‌دهد در شهر جهرم مردم معتقدند: «اعلی حضرت همایون شاهنشاه نیز توجه مخصوص به این افراد بهائیان دارند.»[۶]

 

باید توجه داشت یکی از ویژگی‌هایی که باعث می‌شد، قدرت‌گیری بهائیت در سطح جامعه چشمگیر و ملموس‌تر شود، حضور تشکیلاتی آنان در مراکز مهم اقتصادی بود. به‌عنوان نمونه در سال ۱۳۵۰ «در کارخانه آلومینیوم‌سازی اراک تعداد کارکنان بهائیان روز به روز رو به افزایش است.»[۷] همین اتفاق به شکل دیگری در کارخانه ذوب آهن اصفهان رخ می‌دهد.[۸]

 

کانون‌سازی، رویکرد محفلی، تجمع در مراکز متعدد اقتصادی جدای از آنکه دست بهائیان را در چانه زنی‌های سیاسی افزایش می‌داد، فرصت لازم را جهت فساد اقتصادی به شکل مناسبی فراهم می‌کرد.

 

شهریار ماکان ویراستار برخی از آثار محمدرضا پهلوی در این رابطه می گوید: «عیب عمده این گروه خاص بهائیان این بود که هم‌کیشان خود را در وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها به مقامات حساس می‌گماردند و بر قدرت و نفوذ دامن‌گیر خویش تظاهر می‌کردند.[۹]

 

بنا به اظهارات خود بهائیان در ابتدای دهه پنجاه «تمام سرمایه‌های بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهائیان و کلیمیان می‌باشد. تمام آسمان خراش‌های تهران و شیراز و اصفهان مال بهائیان است. چرخ اقتصاد این مملکت به دست بهائیان و کلیمیان می‌چرخد.»[۱۰]

 

بدیهی است، این میزان قدرت و نفوذ اقتصادی بدون قدرت سیاسی امکان پذیر نیست. این واقعیتی است که اقتصاد و سیاست همگام هم حرکت می‌کنند. به عبارت دیگر، هر گروهی که قدرت اقتصادی را در اختیار دارد، قطعاً از پتانسیل و قدرت سیاسی بالایی برخوردار است؛ چنان که گزارش ساواک نیز به این واقعیت اشاره دارد:

 

«به طوری که اخیراً در افواه شایع گردیده است، اغلب مصادر و مقامات حساس و برجسته مملکتی توسط افراد بهائی این کشور اداره می‌شود و این قبیل اشخاص به وسیله مراکز و یا افراد مرموزی هدایت و رهبری می‌گردند.»[۱۱]

 

سیاهه‌ای بلند از مقامات مهم سیاسی، نظامی و امنیتی رژیم در نیمه دوم سلطنت محمدرضا ارائه شد که توسط عناصر بهائی، بهائی‌زاده و بهائی‌پیمان اشغال گردید و اسامی برخی از آن‌ها چنین است:

 

سپهبد علی‌محمد خادمی (آجودان محمدرضا پهلوی و رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل هواپیمایی ملی ایران «هما»)

ارتشبد جعفر شفقت (فرمانده گارد شاهنشاهی و نیز رئیس ستاد ارتش)

دکتر شاهپور راسخ (معاون سازمان برنامه و رئیس مرکز سرشماری مرکز آمار ایران)

دکتر منوچهر شاهقلی (از مؤسسان کانون مترقی و عضو هیئت مدیره و هیئت اجرایی و کمیته اجرایی حزب ایران نوین، از محارم نزدیک هویدا و وزیر بهداری کابینه او از اردیبهشت ۴۴ تا شهریور ۵۲ و سپس وزیر علوم و آموزش عالی)

سپهبد اسدالله صنیعی (آجودان مخصوص محمدرضا پهلوی در زمان ولیعهدی در دربار رضاخان، وزیر جنگ و نیز وزیر تولیدات کشاورزی و مواد مصرفی در زمان سلطنت محمدرضا و از عوامل سه‌گانه تدوین لایحه کاپیتولاسیون در دولت اسدالله علم)

منصور روحانی (وزیر آب و برق و نیز کشاورزی در کابینه‌های منصور و هویدا و مدیر عامل سازمان عمران غرب تهران در کابینه آموزگار و همچنین عضو مجمع نمایندگان مؤسس حزب رستاخیز و یکی از اعضای ۳۰ نفره اولین دفتر سیاسی آن حزب)

محمدحسین احمدی (فرزند یکی از مبلغان بهائی در بشرویه، معاون هویدا، نخست‌وزیر و رئیس سازمان اوقاف پس از منوچهر آزمون، دارای مشاغل مختلف در وزارت دارایی و علوم و آموزش عالی و شهرداری، عضو هیئت امنای مؤسسات آموزشی فرح پهلوی، پیشکار فاطمه پهلوی خواهر شاه، عضو کانون مترقی و حزب ایران نوین و رستاخیز)

غلام‌عباس آرام (وزیر امور خارجه ایران در فاصله سال‌های ۱۳۳۸ – ۱۳۴۵ و عامل در برقراری ارتباط با اسرائیل، عضو هیئت امنای دانشگاه پهلوی شیراز در ۱۳۴۲ و شورای مرکزی جشن‌های شاهنشاهی در ۱۳۴۳ و سناتور انتصابی تهران در دی ماه ۱۳۵۵)

هوشنگ نهاوندی (وزیر آبادانی و مسکن در دولت منصور و هویدا در سال‌های ۱۳۴۲ – ۱۳۴۷، آجودان کشوری شاه در ۱۳۴۷، رئیس دانشگاه پهلوی شیراز و سپس دانشگاه تهران، یکی از ارکان حزب شه‌ساخته رستاخیز، رئیس دفتر مخصوص فرح پهلوی در ۱۳۵۳ و بالاخره وزیر علوم و آموزش عالی در دولت شریف امامی در ۱۳۵۷

فرخ‌رو پارسای (عضو کانون مترقی و دفتر سیاسی حزب ایران نوین، رئیس جمعیت زنان دانشگاهی وابسته به سفارت آمریکا و F.U.W، نماینده وزارت آموزش و پرورش در کمیته دائمی حفاظت در ساواک در خرداد ۴۴ و وکیل و سناتور مجلس و وزیر آموزش و پرورش در سالهای ۱۳۴۷-۱۳۵۳ش)

دکتر منوچهر تسلیمی (معاون وزارت اطلاعات در ۱۳۴۵ش، دارای نشان درجه همایون در ۴ آبان ۱۳۴۶، رئیس دانشگاه تبریز در ۱۳۴۷، مدیر عامل گسترش و نوسازی صنایع ایران در ۱۳۵۱، عضو هیئت امنای مجتمع آموزشی صنعتی کشور در ۱۳۵۲، عضو شورای عالی سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و نیز عضو شورای آموزش کشور در ۱۳۵۳، و وزیر بازرگانی و اطلاعات هویدا و دارای نشان درجه همایون در ۴ آبان ۱۳۴۶)

سپهبد پرویز خسروانی (فرمانده ژاندارمری تهران در جریان کشتار ۱۵ خرداد ۴۲، آجودان مخصوص شاه و نیز فرح، معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان تربیت بدنی در زمان هویدا و همسر ملیحه نعیمی از سران و مبلغان فعال و پرنفوذ بهائیت)

مهندس فتح‌الله ستوده (وزیر پست و تلگراف و تلفن در زمان منصور و سپس هویدا)

مهندس امیرقاسم اشراقی (وزیر پست و تلگراف کابینه رزم‌آرا در شهریور ۱۳۲۹ و حسین علاء در ۱۳۳۴ و دکتر منوچهر اقبال)

دکتر منوچهر فرهنگ مهر (از برکشیدگان اسدالله علم و هویدا، معاون هویدا در زمان وزارت دارایی او در کابینه حسنعلی منصور، رئیس دانشگاه پهلوی شیراز و عضو هیئت اجرایی دائم حزب رستاخیز)

امیر منصور سرداری (پسرخاله هویدا و برکشیده و مورد حمایت وی، تحصیل‌کرده کالج البرز تهران و نیز پاریس و آمریکا، دارای همسر فرانسوی فراماسون و از اعضای مؤسس کانون مترقی و حزب ایران نوین، معاون وزارت بهداری و سرپرست برنامه‌های بهداشت و تنظیم خانواده، مرتبط با شبکه‌های اسرائیلی در ایران)

پرویز ثابتی (معاون سازمان امنیت و مقام امنیتی مشهور و آجودان مخصوص شاه و دوست نزدیک و مشاور و معتمد هویدا و متحد اصلی او در ساواک)

و…

وجود این تعداد از بهائیان در سطح اول مقامات کشور، جدای از آنکه باعث گسترش فشار سیاسی و اقتصادی در کشور می‌شد، روز به روز به تنش و شکاف بیشتر میان سلطنت و روحانیت می‌انجامید. به ویژه آنکه فساد اقتصادی بهائیان زندگی را برای مردم مسلمان ایران دشوارتر می‌کرد و همین مسئله نوع نگاه بدبینانه به حکومت را تشدید می‌کرد.

 

این واقعیت انکارناپذیر است که بهائیان خود باعث افزایش تنش میان سلطنت و روحانیت می‌شدند. پرویز ثابتی بهترین مثال این واقعیت است. حاج عز الممالک اردلان، برادر علیقلی اردلان، وزیر دربار و عضو شورای سلطنت حکومت پهلوی در مهر ۱۳۵۷ درباره رابطه علما و حکومت می‌نویسد:

 

«به عقیده من تا او (پرویز ثابتی) در سازمان امنیت مقام بلندی دارد، نمی‌گذارد مابین شاه و علما سازش پیش آید و به هر وسیله و هر موقع در اختلاف دامن می‌زند و به هر بهانه تک تک علما را به زندان می‌فرستد و این برخلاف مصالح شاهنشاه است و منافع مملکت را به خطر می‌اندازد.»[۱۲]

 

البته در این میان روحانیونی بودند که قبضه شدن کشور توسط بهائیان را علناً متذکر می‌شدند. حجت‌الاسلام فلسفی از خطبای معروف این دوره در منابر خود تأکید می‌کند که «شاها مواظب باش. ببین دکتر شما چه شخصی است، کارها را به دست بهائیان ندهید و… .»[۱۳]

 

قدرت و فساد بهائیان آن‌چنان رو به گسترش بود که مهدی حائری یزدی نقل می‌کند که آیت‌الله بروجردی مرجع عالی شیعیان جهان نسبت به این فساد گسترده واکنش نشان داد:

 

«در مسئله بهائی‌ها، تا آنجایی که ایشان تشخیص می‌داد، این بود که بهائیان یک گروه ناراحت کننده و اخلال‌گر در ایران هستند. مسئله صرف اختلاف مذهبی نبود، این طوری هم که معروف [و] تا یک اندازه هم درست بود، این بود که این گروه یک سر و سری با منابع خارجی دارند و بیشتر مجری منافع خارجی هستند تا منافع ملی.»[۱۴]

 

حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که شاه و حکومت صدای روحانیون را نمی‌شنیدند به سختی می‌توان قبول کرد که هشدارهای ساواک به گوش شاه نمی‌رسیده است.

 

«ساواک به محمدرضا هشدار می‌داد، اجتماع بهائیان در دولت موجب بروز نارضایتی مردم می‌شود، اما متأسفانه محمدرضا این هشدارها را نادیده می‌گرفت.»[۱۵]

 

واقعیت اینکه واکنش حکومت به هشدارها درباره نفوذ این فرقه در ایران متظاهرانه بود، به طوری که می‌توان نتیجه گرفت، دستگاه حکومت پهلوی «یا آلت صرف و متحرک بدون اراده و اختیار است یا به غلط مصلحت مملکت را در تقویت و موافقت [با] منویات این‌ها تشخیص داده، یا بعض چرخ‌های آن مصلحت شخصیه خود را بر مصلحت مملکت ترجیح می‌دهد.»[۱۶]

 

بنابراین، طبیعی است زمانی که یک حکومت چشمان خود را بر گسترش و تعمیق فساد سیستماتیک ببندد، باید منتظر امواج مخالفت‌های گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه‌ای باشد که حقوق آنان توسط این اقلیت به تاراج می‌رفت.

 

منبع: رضا قریبی، زرسالاران بهائی و رژیم پهلوی، صص ۸۰- ۸۸

 

[۱]. مجتبی مجدآبادی، نفوذ بهائیان در حکومت پهلوی به روایت اسناد، ص ۵۱۶

 

[۲]. همان، ص ۵۰۸

 

[۳]. همان، ص ۱۵۳

 

[۴]. همان، ص ۵۵۳

 

[۵]. همان، ص ۵۹۵

 

[۶]. همان، ص ۵۵۶

 

[۷]. همان، ص ۵۳۴

 

[۸]. همان، ص ۵۳۲

 

[۹]. محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، به کوشش شهریار ماکان، تهران: البرز، ۱۳۷۱، صص ۴۴۶ – ۴۴۷

 

[۱۰]. مجتبی مجدآبادی، پیشین، ص ۵۲۹

 

[۱۱]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک امیرعباس هویدا، ص ۴۷۶

 

[۱۲]. امان الله اردلان، زندگی در دوران شش پادشاه؛ خاطرات حاج عز الممالک اردلان، تهران، فامک، ۱۳۹۳، چاپ سوم، ص ۴۱۴

 

[۱۳]. جواد منصوری ،تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، جلد اول، سند شماره ۲/۸۵

 

[۱۴]. عبدالله شهبازی، زرسالاران یهودی و پارسی،‌ استعمار بریتانیا و ایران، جلد ۳، صص ۸-۹

 

[۱۵]. خاطرات بانو فریده دیبا، ص ۳۲۳

 

[۱۶]. خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، مصاحبه و تدوین حمید روحانی و علی دوانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۴۸۸

لینک کوتاه : https://mafaz.ir/?p=84837

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.