مشکلات خاصتری مواجه هستند. زنان مانند مردان موظف بودند آموزش نظامی ببینند. گشتزنی کنند. سلاح حمل کنند. در تمرینهای سخت شرکت کنند در گرمای شدید عراق، این آموزشها فرساینده بوده است.
محدودیت در رسیدگی پزشکی زنان:
براساس مستندات موجود و گزارشات متعدد پزشک متخصص زنان محدود بود. بیماریها اغلب دیر درمان میشد. صحبت درباره مشکلات زنانه یا جسمی «ضعف ایدئولوژیک» تلقی میشد. برخی زنان گفتهاند: «ما حتی اجازه نداشتیم بگوییم مریضیم. میگفتند تو باید از نظر ایدئولوژیک قوی باشی.» فقدان تغذیه مناسب و استراحت کافی تمرینهای نظامی سنگین + فشار روانی + کمبود خواب ترکیب بسیار سخت و آسیبزا بوده است.
ترس از خروج و پیامدهای روانی آن :
خروج از سازمان “گناه مرگبار” محسوب میشود. به زنان گفته میشود که اگر از گروهک جدا شوی، دشمن تو را میکُشد. خانوادهات علیه توست. بیرون از گروهک «جهنم» است. این ترساندنها باعث ایجاد وابستگی شدید به ساختار میشد.
برخورد با افراد خواهان جدایی:
افرادی که تمایل به خروج داشته و دارند ، در جلسات تشدید انتقاد قرار میگیرند. گاهی مدتی در بخشهای انضباطی نگهداری شده تا شخصیت آنها تخریب شود.
پیامدهای بلندمدت پس از جدایی :
زنان جداشده از گروهک در مصاحبهها گفتهاند که ماهها دچار اضطراب شدید بودهاند. خوابهای آشفته و ترس دائمی داشتهاند. از ارتباط اجتماعی میترسیدند احساس میکردند هنوز کنترل میشوند. توان تصمیمگیری فردی را از دست داده بودند البته اینها نشانههای «آسیب روانی ناشی از محیطهای بسته و فرقهای» است.
نظارت شدید فشار روانی دائمی محدودیت در آزادی فردی جداشدن از خانواده و فرزند ممنوعیت زندگی عاطفی کارهای سخت و تمرینهای نظامی خدمات درمانی ناکافی ترس از جدایی و پیامدهای آن قرار داشتهاند.
و بطور خیلی خلاصه میتوان گفت که زنان در تشکیلات رجوی در معرض نظارت شدید، فشار روانی دائمی، محدودیت در آزادی فردی، جداشدن از خانواده و فرزند، ممنوعیت زندگی عاطفی، کارهای سخت و تمرینهای نظامی خدمات درمانی ناکافی ،ترس از جدایی و پیامدهای آن قرار داشتهاند.
آری از منظر تشکیلات ضد بشری و ضد عاطفی رجوی این است مفهوم واقعی واژه های دهان پر کن آزادی زن و رهایی او!

















