به گزارش خبرنگار مفاز، همزمانی نادر عید نو شدن طبیعت و عید بندگی خدا با نوزایی انقلاب اسلامی در آغاز سال ۱۴۰۵، در حالی فرا رسیده که شکست اهداف دشمن در جنگ تحمیلی و دمیده شدن روحی تازه در کالبد نظام، گامی استوار در مسیر تبدیل شعارهای آرمانی به تجربههای موفق و ارتقای نقش کارگردانی ایران در تمدن غرب آسیا؛ رویدادی که با وجود غم از دست دادن زعیم شهید، امید به آیندهای روشنتر را در دل ایرانیان دوچندان کرده است.
عید نوروز عید نو شدن طبیعت است و فرصتی برای نو شدن انسان و عید فطر عید نو شدن انسان است در پرتو و در پاداش یک ماه بندگی خدا و اکنون در طلیعه سال ۱۴۰۵ ش.، این دو عید که همزمانند با عید دیگری همراه شدهاند و آن عید نو شدن انقلاب اسلامی است.
چهل و هفت سال پیش از این، در اولین عید نوروز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ش.، شعاری که هم سوگ و غم از آن میبارید و هم امید و قدردانی و هم آرمانگرایی در آن موج میزد و هم واقعگرایی این بود که: در بهار آزادی، جای شهدا خالی.
اکنون که انقلاب اسلامی در ایران یک بار دیگر شادابی و طراوت یافته و گویی از نو زاده شده است، یاد همه شهدای انقلاب به ویژه شهیدان سال ۱۴۰۴ ش. و بیش از همه یاد زعیم شهیدمان ما را به ترنم آن شعار، این گونه فرا میخواند که: در بهار پیروزی، جای شهدا خالی.
پایان این جنگ تحمیلی ناعادلانه هر چه که باشد، چون آشکارا به شکست اهداف اعلامی اولیه دشمن انجامیده، یک پیروزی بزرگ برای ماست و مهمتر از این پیروزیِ در میدان نبرد، نوزایی انقلاب اسلامی و دمیده شدن روحی تازه در آن در پی این جنگ است.
در سال ۵۷، گستره پیروزی انقلاب، خطه پاک ایران بود و اکنون گستره نوزایی انقلاب و بازتاب پیام آن در کمینهترین نگاه، سراسر غرب آسیاست؛ در آن زمان، قدرتهای بزرگ به نفوذ در ساختار جدید حکومت امید بسته بودند و اکنون نومید از این نفوذ به رویارویی آشکار روی آوردهاند.
در آن زمان ایران تنها یک نقطه امید برای جبهه نوپای مقاومت بود و اکنون یک الگو برای جبهه پرتوان مقاومت؛ در آن زمان نقش اولیه کارگردان تمدنی ایران به نقش بازیگر تنزل یافت و در شرایطی که این نگرانی وجود داشت که این نقش به تماشاگری کاهش یابد، یکباره و دوباره به کارگردانی ارتقا یافت.
در آن زمان بسیاری از شعارهای انقلاب مانند استقلال تنها یک شعار آرمانی بود و اکنون یک تجربه موفق نهادینهشده؛ در آن زمان همه ساختارهای حکومت دستخوش یک دگرگونی بنیادی شد و اکنون این دگرگونی بیشتر در ناحیه دست اندرکاران و مسؤولان است؛ در آن زمان اکثریت قریب به اتفاق مسؤولان فاقد تجربه لازم برای اداره حکومت بودند و اکنون اکثریت قریب به اتفاق آنها، برخوردار از تجربه کافی؛ در آن زمان بیشتر مسؤولان کشور آگاهی درستی از ظرفیتها و توانمندیهای راهبردی کشور نداشتند و اکنون این آگاهی و احاطه همه جهان را به شگفتی واداشته است؛ در آن زمان بزرگترین دستاورد انقلاب کنار زدن خاندان پهلوی بود و اکنون کوچکترین دستاورد این نوزایی به زباله افکندن این خاندان برای همیشه تاریخ است.
در آن زمان درک روشن و صورتبندیشده در باره مفهوم هویت ملی و پیوند آن با هویت دینی در دست نبود و اکنون هیچ ابهامی در باره ضرورت حفظ هویت ملی وجود و تاریخ کهن سراسر افتخار ایران عزیز وجود ندارد؛ در آن زمان به روشنی دانسته نبود که کدام افراد و جریانها به راستی همدل و همراه مردم و انقلابند و اکنون با وجود پارهای تنگنظریها، تردیدی جدی در این باره وجود ندارد؛
در آن زمان مردم تنها با اعتماد به روحانیان و مرجعیت شیعه در صحنه حاضر بودند و اکنون با وجود کاهش این اعتماد، با آگاهی کافی از نقاط ضعف و قوت نظام جمهوری اسلامی و با یک انتخاب هوشمندانه و آگاهانه دوباره و با شور و نشاطی باور نکردنی پا به میدان گذاشتهاند.
در آن زمان علم بومی و خودکفایی نسبی علمی تنها یک افق چشمنواز بود و اکنون یک پیشینه و نقطه اتکای قدرتآفرین.
در آن زمان همه مناسبات اجتماعی در پیوند با شرایط پس از پیروزی انقلاب اسلامی بازتعریف شد و اکنون نیز شایسته است همه مناسبات با شرایط نوزایی انقلاب بازتعریف شود.
در آن روزگار دعای “حَوِّل حالَنا إلی أحسَنِ الحالِ” در آغاز راه بر زبانهای جاری بود و اکنون در مراحل پایانی یک آزمون و ابتلای بسیار عظیم و موفق.
یک بار دیگر همزمانی این سه عید بزرگ را که هر سه، عیدِ نو شدن هستند به فال نیک میگیرم و آرزو میکنم نوروز ۱۴۰۵ شمسی و فطر ۱۴۴۷ قمری و نوزایی انقلاب اسلامی به رهبری ایرانیان عزیز فرهیخته با همه تنوع سلیقههای شایسته احترام دینی و مذهبی و سیاسی و فرهنگی آنها، آغاز برشی تازه و بالنده در تاریخ شکوهمند کشورمان باشد.















