قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) : إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً (همانا شهادت حسین حرارتی در قلب مومنین ایجاد می کند که هرگز سرد نمی شود) , مستدرک الوسائل، ج 10ص 318      

موسسه فـرق و ادیــان زاهـــدان

||| X

امام حسین(ع) از دیدگاه نویسنده مسیحی؛

جمعه 15 شهریور ماه 98 08:31

سیدالشهداء(ع) وجدان تمامی ادیان است

مفاز/ آنتوان بارا معتقد است که شباهت‌های زیادی میان عیسی (ع) و امام حسین (ع) وجود دارد و روایت عاشورا در انجیل نقل شده است.

به گزارش مفاز، عظمت قیام سیدالشهدا (ع) و فداکاری یاران با وفای او، سبب شده که نویسندگان و اندیشمندان بزرگ جهان، درباره نهضت حسینی و حماسه آفرینان عاشورا اظهار نظر‌های بسیاری داشته و حتی برخی از نویسندگان غیرمسلمان نیز درباره این واقعه اظهار نظر داشته و کتاب بنویسند.

«آنتوان ­بارا» محقق و نویسنده مسیحی و سوری­الاصل مقیم کویت است که پژوهش­های فراوانی در حوزه قیام عاشورا مانند «حسین در اندیشه مسیحی» و «زینب کبری؛ فریادی که مکمل راه بود» دارد. وی معتقد است که شباهت‌های زیادی میان عیسی (ع) و امام حسین (ع) وجود دارد و روایت عاشورا در انجیل نقل شده است.

نوشتار حاضر بخش­ هایی از نظرات آنتوان بارا در خصوص سید و سالار شهیدان است؛

تمامی جنبه‌ها و ابعاد شخصیتی امام حسین (ع) از زمان مبارزه­اش تا آن هنگام که به سرزمین کربلا قدم نهاد مرا شیفته خود ساخت. در واقع؛ جنبه شخصیتی مشخصی را نمی­توان مد نظر قرار داد؛ چرا که شخصیتی مثل شخصیت امام حسین (ع) جنبه‌های مختلفی را در خود دارد و کنکاش پیرامون چنین شخصیتی، همانند جستجو و یافتن سوزنی است در فراخنایی بسیار عمیق و ژرف؛ زیرا شخصیت امام حسین (ع) دریای بیکرانی است که می­توان با سیر و کنکاش در آن، عبرت‌ها و درس‌های بسیار گرفت و آموخت. با این حال می‌بایست برخی از جنبه‌های شخصیتی ایشان را مورد توجه قرار داد؛ از جمله آنکه ایشان تمامی امور وسوسه برانگیز دوران خود را نپذیرفتند و ناچیز انگاشتند؛ به ویژه در زمان حکومت یزید، چرا که حسین (ع) می‌توانست با پذیرش پست و مقام و جاه و مالی که یزید به ایشان پیشنهاد داده بود، از تمامی آنچه بر او گذشت در امان بماند.

این سخن را بیان داشتم به این دلیل که برخی در آغاز، چنین برداشتی از جنبش و قیام حسین (ع) داشتند؛ از جمله گروه‌های مرجئه و چاپلوسان و منافقان مزدور که تلاش نمودند تا این حرکت و قیام را در جهت دست یافتن به تاج و تخت بیان دارند. نمونه‌های این نگرش را در این روز‌ها می‌توان در شبکه‌های ماهواره‌ای عربی دید، این شبکه‌ها سعی داشته اند تا این قیام را حرکت سرکشانه و خودسرانه­ای بر علیه دولت و برای رسیدن به قدرت جلوه دهند. اما شخصیت رسالت گونه نواده پیامبر (ص) دریافت که این انحراف و کج روی که در آن دوران رخ نمود، با گذشت زمان و در آینده دامنه وسیعتری خواهد یافت و در نتیجه نسل‌ها و فرزندان اسلام این حقیقت را بصورت تحریف شده دریافت خواهند داشت؛ و این مورد سبب از بین رفتن تمامی جانفشانی‌ها و تلاش‌های صحابه و مردان صدر اسلام در زمان پیامبر (ص) و حتی تا دوران مولا امیرالمومنین علی (ع) می‌گشت. بر این اساس امام حسین (ع) بر آن شدند تا در دورانیزید دست به قیام بزند؛ زیرا تمامی منابع تاریخی یزید را شخصی نادان ارائه داده­اند؛ ابله به معنای واقعی کلمه، آنچنان که عرب‌ها به معاویه لقب «زیرک و سیاستمدار» داده بودند، البته این لقب به خاطر ترفند‌ها و حیله هایش بود نه به دلیل هوش و زیرکی.

حسین (ع) تا پایان دنیا وجدان تمامی ادیان است

امام حسین (ع) همواره از یک اصول و قانون مشخصی پیروی نمودند و از آن عدول ننمودند؛ آنچنانکه فرمودند:من انسان جاه طلب و اخلالگر و مفسد و ظالم نیستم و خروج و قیام من برای اصلاح امت جدم است و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم؛ بنابراین حسین (ع) برای قیام دو هدف را مد نظر داشتند: ۱. اصلاح امت جدش ۲. امر به معروف و نهی از منکر؛ و اگرچه امور وسوسه برانگیز زیاد بود، اما ایشان هرگز از این دو اصل عدول نکردند. چرا؟ برای اینکه ایشان از زمانی که چشم به جهان گشودند جامه شهادت را به تن داشتند و لطف خداوند او را آماده ساخت تا این نقش بسیار ارزشمند را در تاریخ امت اسلام ایفا نماید.

شاخص‌ترین جنبه شخصیتی حسین (ع)، پایبندی او به اصول و گرایش نیافتن به این گروه و آن گروه بود. با وجود اینکه افراد بسیاری سعی داشتند با پند و اندرز امام را از قیام منصرف کنند، اما امام حسین (ع) نپذیرفت. یکی از این افراد برادرش محمد بن حنفیه بود که گفت: خروج و قیام نکن. البته محمد حنفیه با دید مادی و دنیایی به این قیام نگریسته بود. در مقابل، حسین (ع) با دید معنوی و روحی و عقیدتی به این مقوله نظر داشتند. پس حق­طلبی و پایبندی به اصول، سرخط اصلی شخصیت امام حسین (ع) است و اگر چنین نبود چنان جانفشانی‌های نمی­ کرد.

اگر جنبش امام حسین نمی‌بود؛ تاریخ نگاران برای نگارش تاریخ اسلام به عنوان یک اعتقاد دینی، چیزی نمی‌یافتندو اگر این قیام خونین حسین (ع) نمی‌بود، تاریخ توان نگارش چنین برگ سفید و درخشانی را برای نسل‌های آینده نداشت. افراد بسیاری از من انتقاد کردند که چرا گفته ام: آغاز اسلام محمدی است و ادامه یافتن آن حسینی و اینکه انقلاب و قیام حسین (ع) حسینی است و ادامه یافتن آن زینبی.

از زمان پیامبر(ص) تا دوران امام علی (ع)، هرکدام از افراد اهل بیت (ع) رسالتی را از سوی خدا بر دوش داشته اند، امام حسین (ع)، امام حسن (ع) و بانو زینب و فاطمه زهرا (س)؛ هرکدام از این بزرگواران نفش مشخصی را برای هدایت امت محمد (ص) ایفا نمودند. اما نقش حضرت زینب (س) این بود که راه برادرش را ادامه دهد و پرچم او را همچنان برافراشته دارد و نقشی که حضرت زینب (س) در آن بحبوحه و گیرودار ایفا نمودند کمتر از آنچه حسین (ع) انجام دادند، نبوده است.

زینب (س) نقش تکمیل کننده­ای در قیام داشته اند؛ بنابراین اسلام بر پیامبر (ص) فرود آمد و حضرت علی (ع) آن را تفسیر و تبیین نمود، و قیام کربلا مرحله پایانی نزول اسلام است و حضرت زینب (س) در این مسیر، حسین (ع) را یاری نمود. چرا که حضرت زینب (س) برای چنین روزی آماده شده بودند تا در مبارزه همراه و شریک برادرش باشد؛ و از سویی؛ زینب (س) برادرش را از دوران خردسالی دوست می‌داشت، و اگر گاهی حسین (ع) دیر به خانه می‌آمد؛ بی صبرانه در انتظار او می‌نشست؛ و زمانی که زینب (س) با عبدالله بن جعفر پیوند زناشویی بست، میان امام علی (ع) و عبداالله بن جعفر پیمانی بسته شد که در آن ذکر شده بود: زینب آزاد است هرگاه که بخواهد همراه برادرش حسین باشد، بدون آنکه از همسرش اجازه بگیرد؛ و هنگامی که واقعه عاشورا به وقوع پیوست؛ با وجود آنکه زینب (س) می‌توانست بدون اجازه همسر با برادرش همراه شود؛ با این حال نزد همسرش آمد و از او برای رفتن اجازه خواست و دلیل رفتار زینب (س) تربیت رسالت گونه اوست.

حضرت عیسی (ع) حادثه کربلا را دیده بود

حادثه کربلا پایان تمام جانفشانی‌ها و از خودگذشتگی­ هایی بود که پیامبران، پیش از این آغاز نموده بودند. این موضوع که حضرت عیسی (ع) حادثه کربلا را دیده اند، درست است و در سند‌های تاریخی ذکر شده است. من نیز به طور مشروح و مفصل به آن پرداخته­ام. تمامی این مسائل بر اساس حکمت الهی صورت پذیرفته است؛ حکمت و قدرت الهی قادر است که چنین معجزه‌ای را خلق کند. من نیز بر این باورم که حضرت عیسی (ع) در سرزمین کربلا حضور یافتند. چرا که حسین (ع) همانند مسیح (ع) از جنس شهید و شهادت بودو اگر چه حسین (ع) پیامبر نبود، اما با جانفشانی‌ها و شهادتش به مقام عیسی (ع) نزدیک شد و این نگرش برگرفته از ادبیات ما مسیحیان است.

در نتیجه دیدار پیامبران از سرزمین کربلا درست است، اگر چه برخی آن را نادرست دانسته اند و گفته اند که شاید اتفاق نیفتاده باشد. اما این دیدار‌ها از کربلا اتفاق افتاده است و در برخی از منابع مستند و قابل اعتماد بیان شده است. پس عجیب نیست که حضرت عیسی (ع) در کربلا حضور یابد و آن شهادت خونبار را از نزدیک لمس کند و ببیند؛ چرا که تاریخ ادیان، هرگز شهادتی همانند شهادت حسین (ع) را به چشم خود ندیده است. تیر و ضربه شمشیر بر بدن، بریدن سر، راه رفتن با سم اسب‌ها بر پیکر مبارکش، در واقع این یک مرگ غیر طبیعی بود؛ و از طرفی؛ شخصی را که اینگونه به شهادت رساندند نوه­ پیامبر اکرم (ص) بوده است. خداوند افرادی، چون حسین (ع) را برگزیده است تا آن­ها به بشریت نشان دهند که برای تحقق مساله‌ای پر اهمیت، جانفشانی‌ها کردند و در این راه خانواده و بهترین یارانشان را فدا نمودند. امام حسین (ع) می‌دانست که با ۷۰ نفر نمی‌تواند در برابر ارتش ۳۰ هزار نفری یزید، پیروز شود.

با این حال با رضایت درونی و طیب خاطر به این مرگ و شهادت روی آورد؛ و این حکمت خداوند بود تا این شهادت در تاریخ جاودانه بماند. حکمت در این نهفته است که وقتی کسانی از امام حسین (ع) خواستند که زنان و دختران را با خود همراه نکند، ایشان نپذیرفتند و اصرار داشتند که در این سفر حضور داشته باشند، تا بدین طریق شاهد قابل اعتمادی برای روایت واقعه باقی بماند. چون امام با بصیرت رسالت­گونه خویش دریافته بود؛ حضور بانوان بخش تکمیل کننده قیام او خواهد بود. برای اینکه غالبا اعراب عادت داشتند مرد‌ها را به دم تیغ دهند و سرهایشان را از تن جدا کنند و بر سر نیزه‌ها بگذارند، تا پاداش دریافت کنند. همان کاری را که با یاران حسین (ع) کردند و به همین دلیل حضرت زینب (س) اصرار داشتند در این قیام همراه حسین (ع) باشند.

حضرت زینب (س) اندیشه مردم را تغییر داد 

حضرت زینب (س) با آن خطبه و سخنرانی­ای که ایراد کرد اندیشه مردم را تغییر داد و دل‌ها را به سوز آورد و حقیقت را برای مردم آشکار ساخت و مردم فهمیدند که این گروه اسیر، شورشی و فاسد نیستند، بلکه اهل بیت پیامبر (ص) هستند؛ و اگر زینب (س) و بانوان نبودند؛ امام زین العابدین (ع) نیز به شهادت می‌رسید و بدین ترتیب از نسل پیامبر شخصی باقی نمی‌ماند.

خبر واقعه عاشورا در انجیل ذکر شده است؛ در عهد قدیم می‌خوانیم، کشتاری در کنار رود فرات رخ خواهد داد و همانطور که می‌دانیم واقعه عاشورا در کنار رود فرات به وقوع پیوست. در ادامه آمده است: یورش و حمله کنید و زره برتن کنید ...، و تمامی این توصیف‌ها مفهومی را در بر دارند، بنابراین سخنانی که از زبان پیامبر گفته می‌شود مفهوم نمادینی را در بردارد. بله؛ حضرت عیسی از حادثه کربلا آگاه بوده و از آن خبر داده است. وقتی عیسی (ع) به دیدار سرزمین کربلا آمد می‌دانست که بر اساس حکمت خداوند، شهیدی در مرحله سوم رسالت خواهد آمد و با جانفشانی‌های خود مرحله سوم رسالت را به پایان خواهد رساند، و چنان جانفشانی‌ای از خود بروز داد که شهرتش آفاق را در نوردید.

شما مسلمانان شأن و منزلت امام حسین (ع) را خوب نمی‌شناسید و پاس نمی‌دارید. چرا؟ پرسش این است که شیعه چه وظیفه‌ای در قبال حسین (ع) دارد؟ بنده در کتابم بیان داشتم که نباید زنده نگاه داشتن حماسه عاشورا، تنها به آئین‌های مذهبی محدود شود. البته این موارد خوب است. مثل؛ سینه زدن و سوگواری ...، اما هر انسان مسلمان و غیر مسلمان می‌بایست دستورالعمل‌ها و رفتار‌های حسین (ع) را در زندگی خویش و خانواده و جامعه اش و حتی جهان به کار گیرد. چرا؟ تا اینکه حق و حقانیت بر پا شود و بساط ظلم برچیده گردد. برای اینکه حسین (ع) نماد مظلومیت بود؛ و همین امر باعث شد تا گاندی بگوید: «حسین شیوه مظلومیت را به من آموخت تا اینکه به پیروزی دست یابم».

من قیام حسین را نبرد در نظر نمی‌گیرم و آن را حماسه انسانیو اعتقادی می‌دانم و تفاوت آن با دیگر حماسه ها، مثل شاهنامه فردوسی و ... در این است که این حماسه‌ها ساخته خیال نویسنده است، که شاید عقل و خرد آن را بپذیرد و یا نپذیرد و می‌تواند جنبه سرگرمی داشته باشد. اما خواندن این حماسه‌ها به غیر از لذت هنری نتیجه دیگری نخواهد داشت. اما حماسه حسین (ع) برای تمامی دوران هاست و در هر زمانی کاربرد دارد و همچنین درس­های فراونی در خود دارد.

افرادی همانند ابن تیمیة؛ قیام حسین (ع) را باعث گسترش فساد دانسته ­اند

اگر توجه نماییم، شرق شناسان در پرداختن به حماسه عاشورا نگاهی کاملاً مادی به آن داشته اند و برخی مسلمانان نگاه درستی به آن نداشته اند و افرادی همانند ابن تیمیة؛ قیام حسین (ع) را باعث گسترش فساد دانسته ­اند، البته نمی‌دانیم ابن تیمیه از کدام فساد سخن می‌گوید؟! بنابراین باید نگاهی عینی و بی طرفانه به این مساله داشت. از سویی برادران شیعه به این حماسه تا حدودی نگاه عاطفی دارند. در زمانی که کتاب من چاپ شد، در معرض تهدید و عکس العمل‌های مبالغه آمیز و تندی قرار گرفت، البته من از این مطلب خرسند و خشنودم و پس از گذشت سال‌ها از چاپ کتاب، که رنج‌های بسیاری را در بر داشت؛ تا به امروز نتوانسته ام خودم را از جادوی شخصیت حسین (ع) رها سازم. ایمان دارم که این کتاب به لطف خدا و برکت حسین و اهل بیت (ع) دستاورد بزرگی به همراه داشت؛ و با وجود آنکه نگارنده آن ۲۳ سال داشت؛ خوانندگان گمان می‌کردند که شخص ۹۰ ساله­ای آن را نوشته است.

براساس اندیشه و اعتقاد ما مسیحیان و همچنین مسلمانان؛ زمانی که جور و ستم و فساد تمامی جهان را در برگرفت، مهدی (عج) خواهد آمد. البته در همین دوران نشانه‌های ظهور قابل لمس است. ولی جز خدا، شخصی زمان دقیق آن را نمی‌داند و بنده به عنوان یک مسیحی بر این باورم؛ که در آن زمان حضرت مسیح (ع) و حضرت مهدی (عج) بشریت را از گودال و حضیض گناهان و فساد و ستم بیرون خواهند کشید و رها خواهند ساخت. بشریتی که در پی منافع مادی، دین آسمانی خود را نادیده گرفت و در پاسداشت آن سستی به خرج داد. اما بر این باورم که این دسته از کارها، ساخته انسان­‌ها‌ی شیطان صفت است که بشریت را گمراه ساختند و آن­ها را از گوهر‌های با ارزشی که در کتاب‌های آسمانی آمده است دور ساختند./ ت
سدید