امام علی علیه السلام : أبخَلُ النّاسِ مَن بَخِلَ على نفسِهِ بمالِهِ و خلّفَهُ لِوُرّاثِهِ؛ (بخيل‏ترين مردم كسى است كه مال خويش را از خود دريغ دارد و براى وارثانش بگذارد.) , غرر الحكم : ح3253      

موسسه فـرق و ادیــان زاهـــدان

||| X

پنجشنبه 30 شهریور ماه 96 11:07

به نام شاه به کام خسروانی

ارتشبد فريدون جم

ارتشبد فريدون جم، فرزند محمود جم، اولين همسر اشرف پهلوي، رئيس ستاد بزرگ ارتشتاران و سفير ايران در اسپانيا و وزير جنگ پيشنهادي كابينه بختيار بود كه وي آن را نپذيرفت. (90)

وزارت دفاع آمريكا در گزارش اطلاعاتي خود او را معلّم پيشين فرزند شاه و يك بهايي متعصب و دوست صميمي سرهنگ ايادي معرفي مي كند و مي نويسد:

شاه شخصاً بهايي گري و ترويج آن را در ايران تصويب و تأييد كرده است. (91)

سرلشكر ضرغام

از ديگر امراي بهايي ارتش بايد از سرلشكر ضرغام نام برد. سرلشكر ضرغام نيز از بهائيان متعصب بود. ولي راز بهايي بودن خود را پنهان نگاه مي داشت. او درزمان نخست وزيري دكتر منوچهر اقبال به وزارت گمركات و انحصارات و مدتي هم به عنوان وزير دارايي منصوب شد. سرلشكر ضرغام به سبب بهايي بودن از دوران جواني به رياست ادارات و سازمانهايي كه امكان سوءاستفاده مالي در آنها وجود داشت منصوب مي شد. وي در زماني كه درجه سرگردي داشت به رياست اداره غله و نان تهران گماشته و پس از آن رئيس سازمان چاي كشور شد و زماني كه درجه سرهنگي داشت رياست سازمان انحصار دخانيات را برعهده گرفت. واگذاري رياست انحصارات و شركت هاي دولتي به ضرغام با اين هدف انجام مي شد كه او بتواند با فراغ بال و خارج از قوانين ديوان محاسبات، به سود بهائيان، به غارت و اختلاس بپردازد.

سرلشكر ضرغام پس از بركناري از مقام وزارت به رياست بانك اصناف كه از سوي دو سرمايه دار بهايي به نام قبادياني و كوشانفر ايجاد گرديده بود، برگزيده شد و چند سالي هم به رياست بانك نونهالان، زيرمجموعه شركت امناءكه صددرصد سرمايه آن از موقوفات بهائيان بود، منصوب گرديد. (92)

سرلشكر ضرغام پس از كناره گيري از مديريت بانك اصناف، از سوي ارتشبد ايادي براي رياست تعاوني ارتش (اتكا) انتخاب شد و شاه حكم رياست او را صادر كرد. وي به دستور «ايادي» تمام خريدهاي كلان خود را از تجار و سرمايه داران بهايي و يهودي انجام مي داد. در اين سالها كليه كارخانه هاي نساجي ايران در آستانه ورشكستگي قرار داشتند و شوراي پول و اعتبار بانك مركزي، تمام شركت هاي دولتي را مكلف كرده بود تا پارچه هاي مورد نياز خود را از كارخانه هاي داخلي خريداري كنند. اما ضرغام و «ايادي» به اين تصويبنامه توجهي نكردند و پارچه هاي مورد نياز لباس هاي كار و فرم نيروهاي ارتش و پارچه هاي مورد نياز تعاوني اتكاء را از خارج خريداري نمودند. طرف قرارداد آنها در اين زمان يك سرمايه دار يهودي به نام داود آليانس بود. داود آليانس از رهگذر همين خريد ارتش در صف بزرگترين سرمايه داران صنعت نساجي جهان قرار گرفت و بسياري از كارخانه هاي بزرگ شهر منچستر در انگلستان را خريداري كرد و هم اكنون به عنوان سلطان پارچه جهان شهرت دارد و چندين هزار نفر در كارخانه هاي نساجي و كارگاههاي بزرگ دوخت لباس متعلق به او كار مي كنند.

تخلف سرلشكر ضرغام و خريد از كارخانه هاي خارجي، موجب سروصدا در محافل اقتصادي و مالكان كارخانه هاي نساجي ايران شد و حتي به مطبوعات نيز راه يافت. اما وي بي اعتنا به اين اعتراض ها و تنها به اتكاي دستور ارتشبد ايادي تمام پارچه هاي مورد نياز ارتش را از خارج خريداري مي كرد.

در همين زمان كارخانه نساجي فخر ايران به طور كامل ورشكسته شده بود. اين كارخانه را محمد نمازي ايجاد كرد و آن را به نام همسرش «فخر ايران» نامگذاري نمود، اما سهام آن را هوشنگ انصاري، (93) وزير معروف بهايي، به ثمن بخس تصاحب كرده بود. انصاري موضوع مشكلات مالي و ورشكستگي كارخانه فخر ايران را با ايادي در ميان گذاشت و از او درخواست كمك كرد. ارتشبد ايادي هم به سرلشكر ضرغام دستور داد تا اين كارخانه نساجي را براي تعاوني اتكا خريداري نمايد و او هم كارخانه نساجي فخر ايران را كه هوشنگ انصاري آن را چند سال قبل به قيمت 30 ميليون تومان از محمد نمازي خريده بود، به قيمت 180 ميليون تومان خريداري كرد. اين زدوبند و توطئه خريد يك كارخانه ورشكسته بازتاب بيروني فراواني پيدا كرد.

در همين ايام كارخانه هاي قند كشور هم با مشكل مالي مواجه بودند. اما سرلشكر ضرغام به دستور ارتشبد ايادي قند مورد نياز پادگان هاي ارتش و تعاوني كاركنان ارتش را به واسطگي و دلالي يك يهودي بهايي شده به نام مهدي رضوان از بلژيك وارد مي كرد. هنوز خانواده هاي قديمي ارتشي خاطره قندهاي حبه بلژيكي را كه در بسته هاي يك كيلويي در اختيارشان قرار مي گرفت، به ياد دارند.

سپهبد پرويز خسرواني

از ديگر فرماندهان و امراي بهايي ارتش بايد از سپهبد پرويز خسرواني نام برد. براساس خاطرات ارتشبد فردوست، خسرواني از دانشجويان فقير دانشكده افسري بود كه از همان هنگام در جست وجوي يك زن پولدار بود تا از رهگذر ازدواج با وي بتواند به وضع نابسامان مالي خود نظم ببخشد. سرانجام دختري پولدار از يك خانواده بهايي را پيدا كرد و كوشيد تا خود را عاشق و شيداي او وانمود نمايد. پرويز خسرواني هرروز بعدازظهر با دوچرخه به اطراف منزل اين دختر مي آمد و گهگاه نامه هاي عاشقانه اي به داخل خانه آنها مي انداخت. او پس از مدتي رفت وآمد فهميد كه پدر اين دختر از سران متعصب فرقه بهائيت است. به همين سبب خودرا علاقه مند به تحقيق پيرامون بهائيت معرفي كرد و به هر طريق ممكن، در چند جلسه تبليغي كه پدرآن دختر براي اغفال جوانان مسلمان برگزار مي نمود، حضور يافت و سرانجام به بهائيت گرويد و با اين تمهيدات با خانواده مذكور وصلت كرد و به عنوان دامادسرخانه ساكن خانه پدر عروس شد. پس از چند ماه، پدر عروس درمجاورت خانه خود كه در خيابان بلوار كشاورز كنوني قرارداشت، خانه اي مجلل براي دخترش ساخت و خسرواني و همسرش به آن نقل مكان كردند. اين خانه بسيار بزرگ بود و تنها باغ آن پنج هزار مترمربع مساحت داشت.

پرويز خسرواني در سال 1330 هنگامي كه درجه سرگردي داشت باشگاه ورزشي تاج را داير كرد و عده اي از باج خورهاي تهران را در آن گرد خود آورد. درجريان كودتاي 28 مرداد، اشرف پهلوي كه درجستجوي اراذل و اوباش بود، با خسرواني ديداركرد و مبالغي پول نقد در اختيار وي گذاشت. خسرواني با بخشي از اين پول عده اي از اراذل و اوباش و عوامل باج خورهاي تهران را براي حمايت از شاه گرد آورد.

خسرواني پس از كودتاي 28 مرداد زير پوشش گسترش باشگاه تاج به غارت اموال و اراضي مردم پرداخت. او در اين ايام راه مي افتادو درهرجا كه زميني مرغوب مي يافت، يك پرچم سلطنتي در آن زمين فرو مي كرد و يك دسته ژاندارم به آن محل مي فرستاد و به صاحب ملك پيغام مي داد كه اين زمين را براي شاه مي خواهد و بازور وتهديد آن را به نام خود مي كرد. وي در اين سالها فرمانده هنگ ژاندارمري تهران بود.

همسرسپهبد پرويزخسرواني مليحه نعيمي نام داشت و پدرش عبدالحسين نعيمي از مأموران قديمي اينتليجنت سرويس بود. در گزارش مورخه 1345.7.10 ساواك چنين آمده است:

«خانم نعيمي ]دختر عبدالحسين نعيمي[. . . كه اكنون همسر سرلشكر خسرواني مي باشد، يكي از بهايي هاي متعصب و با نفوذ فرقه بهائيان ايران است. عبدالحسين نعيمي در سال 1320 تا 1324 رئيس كميته (شبكه) محرمانه سفارت انگليس درتهران بود. وي از لحاظ بهايي گري جزو گروه كارگردانان بهايي ها درتهران مي باشد كه آقاي ثابت پاسال در مواقع لزوم از نظريه وافكار نعيمي استفاده مي نمايد. . . دختر آقاي نعيمي زن سرلشكر خسرواني درچند سال قبل توانست به طور محرمانه شوهرش را به دين بهايي گرايش دهد. سرلشكر خسرواني در حضور آقاي دكتر علي محمد ورقا استاددانشگاه كه از بهائيان متعصب و يكي از روحانيون بهايي هاست با حضور آقاي نعيمي رسماً به دين بهايي گرويده و قرار براين شد كه از لحاظ حفظ پرستيژ شئون نظامي بعضي از پستهايي كه به وي محول گرديده، بهايي بودن وي از چارچوب ديوار خانوادگي تجاوز نكند. »

پس از چندي پدرزن خسرواني كه نعيمي نام داشت، مرد و ميليونها تومان پول نقد و چندين باغ مشجر در شميرانات و كرج و دهها خانه و آپارتمان در خيابان ولي عصر كنوني، خصوصاً اطراف دوراهي يوسف آباد و چندين ويلاي گرانقيمت درجنوب فرانسه به خسرواني رسيد.

ساواك در مورد فعاليت هاي پرويز و عطاءا لله خسرواني و خدمات آنان به بهائيان چنين گزارش داده است:

«در جلسات «لجنه» در منزل سرلشكر ]پرويز[ خسرواني. . . مهندس سيروس ارجمند، دكتر ]شاپور[ راسخ عضو سازمان برنامه، مهندس پرتواعظم ]مدير كل وزارت كار[ و در بيشتر جلسات عطاءا لله خسرواني ]برادر پرويز خسرواني[، مهندس سيروس مجد معاون وزارت كار و عده اي ديگر شركت مي كنند. جلسات آنان در روزهاي سه شنبه و به طور سيار در منزل يكي از اعضا تشكيل مي شود. رابط آنها عطاءا لله خسرواني وزير كار با تيمسار سپهبد ايادي است كه نمايندگي و سرپرستي فرقه بهايي را در ايران به عهده دارد. »(94)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

90- آرشيو روزنامه كيهان، پرونده فريدون جم.

91- اسناد لانه جاسوسي، جلد 37، مسلك هاي سياسي استعمار، گزارش اطلاعاتي محرمانه و غيرقابل انتشار براي ملل بيگانه، سند شماره 1، ص .7

92- شايان ذكر است بانك نونهالان بدون سروصدا و كاملاً مخفي فعاليت داشت و تسهيلات مالي و اعتباري در اختيار سرمايه داران بهايي قرار مي داد. اين بانك در شمار پرسودترين بانكهاي ايران درزمان محمدرضا پهلوي بود و در اواخر دهه 1340 كه ميزان سرمايه اكثر بانكهاي خصوصي كشور حداكثر بيست تا سي ميليون تومان بود، بانك نونهالان هرسال حدود 40 ميليون تومان سود مي كرد و اين نكته در اسنادي كه بعد از انقلاب منتشر شده افشا گرديده است.

93- هوشنگ انصاري ]عباس مستمند شيرازي[ متولد 1306 (اهواز)، وابسته مطبوعاتي ايران در ژاپن (1333)، مستشار اقتصادي ايران در خاور دور (1335)، سفير سيار ايران در كشورهاي آفريقايي (1343)، سفير ايران در پاكستان و سيلان (1344)، وزير اطلاعات و جهانگردي (1345)، سفير ايران در آمريكا (1346)، وزير دارايي و امور اقتصادي (1348)، رئيس و مدير عامل شركت نفت ايران (1356) و هماهنگ كننده جناح سازنده حزب رستاخيز (1356) بود كه در 13 آبان 1357 به همراه سرمايه اي كه طي سال ها در رژيم پهلوي از بيت المال دزديده بود به آمريكا گريخت.

94- كابينه حسنعلي منصور به روايت اسناد ساواك، ج 2، مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات، چاپ اول، تابستان 1384، ص .496