امام حسین(ع) : لا يَكْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛ (عقل، جز با پيروى از حق، كامل نمى‏ شود.) , اعلام الدين، ص 298      

موسسه فـرق و ادیــان زاهـــدان

||| X

کشیش شیعه شده آمریکایی: نام مبارک علی و محمد بارها در کتاب مقدس آمده است

پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه 96 09:42

کشیش شیعه شده آمریکایی: نام مبارک علی و محمد بارها در کتاب مقدس آمده است

اگر در ترجمه و تفسیر منظوم دکتر «توماس مک اِلوِین» از کتاب مقدس به زبان انگلیسی، نام «محمد» و «علی» را جست‌وجو کنید، ده­‌ها بار چشمتان به نام مبارک این دو محبوب خدا روشن خواهد شد. این کشیش و استاد دانشگاه آمریکایی که پس از مسلمان شدن نام «علی حیدر» را برای خود برگزیده است، با ما از ذکر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان می­‌گوید. دو کتاب محققانه‌ی «اسلام در کتاب مقدس» و «عقاید شیعه در کتاب مقدس»، حاصل سال­‌ها تلاش او در بررسی تطبیقی اسلام، مسیحیت و یهودیت است.

اگر در ترجمه و تفسیر منظوم دکتر «توماس مک اِلوِین» از کتاب مقدس به زبان انگلیسی، نام «محمد» و «علی» را جست‌وجو کنید، ده­‌ها بار چشمتان به نام مبارک این دو محبوب خدا روشن خواهد شد. این کشیش و استاد دانشگاه آمریکایی که پس از مسلمان شدن نام «علی حیدر» را برای خود برگزیده است، با ما از ذکر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان می­‌گوید. دو کتاب محققانه‌ی «اسلام در کتاب مقدس» و «عقاید شیعه در کتاب مقدس»، حاصل سال­‌ها تلاش او در بررسی تطبیقی اسلام، مسیحیت و یهودیت است.



چرا بحث جانشینی پیامبر (صلی الله علیه واله) این­‌قدر اهمیت دارد؟ آیا این اهمیت را نسبت به جانشینی دیگر پیامبران هم می­‌توان مشاهده کرد؟
بله، جانشینی پیامبران در کتاب‌­های آسمانی پیشین هم مطرح شده است. در فصل پنجم کتاب «پیدایش» تورات، جانشینان حضرت آدم تا حضرت نوح (علیهم السلام) ذکر شده‌­اند. در فصل ۲۷ کتاب «اعداد» تورات، آیات ۱۶ و ۱۷، موسی (علیه السلام) برای جانشینی پس از خود دعا می­‌کند. جانشینی «الیسع» پس از «الیاس» در کتاب دوم پادشاهان، فصل ۲، آیه ۱۵ ذکر شده است. این‌ها فقط سه نمونه است که همین الآن به ذهنم می‌­آید و نشان می­‌دهد که خدا برای همه‌ی پیامبران جانشین تعیین کرده است. کتاب مقدس، پیروی غیر مجاز از پیامبران را به رسمیت نمی­‌شناسد و اطاعت از پیامبران را تنها از مجرای جانشینان منصوب خدا قبول دارد.
از خطبه‌ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) در غدیر خم چه نکاتی می­‌توان برداشت کرد؟
در نظر من همان تعیین امام علی (علیه السلام) به جانشینی پیامبر (صلی الله علیه واله) مهم­‌ترین نکته‌ی این خطبه است. اولاً، منابع روایی شیعه و سنی، هر دو این واقعه را نقل کرده­‌اند. ثانیاً، این واقعه چندین بار در کتاب مقدس پیش­‌گویی شده و خود کلمه‌ی «گدیر» که در زبان عبری، هم­‌خانواده‌ی «غدیر» است، در کتاب مقدس آمده است. همه‌ی این موارد کاملاً با مطالبی که ما از زندگی و وصایت امام علی (علیه السلام) می­‌دانیم، جور درمی­‌آید. تفصیل این مطلب را می­‌توانید در کتاب من با عنوان «عقاید شیعه در کتاب مقدس» بیابید.
شما در این کتاب گفته­‌اید که کلمه­‌ی «علی» بارها در کتاب مقدس ذکر شده است، البته بیشتر به صورت حرف اضافه و به معنای «بر»، «برتر» و … . از کجا می­‌گویید که این کلمه همان نام امام علی (علیه السلام) است؟
چون در زبان عبری هم به همین صورت «ع-ل-ی» نوشته می­‌شود. اگر کلمه­‌ی «علی» را در متن عبری کتاب مقدس جست‌وجو کنید، همه‌ی­ موارد را نشان خواهد داد.
کلمه‌ی­ «غدیر» چطور؟
در مورد این کلمه، کار کمی پیچیده‌­تر می­‌شود، چون حرف عبری «گیمِل» در زبان عربی دو معادل دارد. ولی ریشه‌ی­ عبری «گیمل-دالِت-رِش» یا همان «گ د ر» با کلمه­‌ی «غدیر» هم­‌خانواده است. همه­‌ی صاحب­‌نظران زبان عبری هم این را قبول دارند.
ولی در عبارت «غدیر خم» این کلمه به معنای «آبگیر» است، در حالی که شما می­‌گویید غدیر ذکر شده در کتاب مقدس به معنی «حصار»، «دیوار» و چنین چیزهایی است. این دو چه ارتباطی با هم دارند؟
هر دو کلمه از یک ریشه‌­اند، یعنی به لحاظ علم واژه‌­شناسی تطبیقی، ریشه­ ثلاثی­‌شان در زبان سامی بدوی یکی است. به عبارت دیگر، هر دو کلمه، معناهای توسعه­‌یافته­‌ی مورد قبولی از یک ریشه­‌ی سامی هستند.
درست، ولی شما چطور اصرار دارید که منظور از این «علی» و «غدیر»، همان امام علی (علیه السلام) و غدیر خم است؟
کلمه­‌ی «علی»، دست کم در کتاب «اعداد»، به نظر من پیش­‌گویی درباره­‌ی علی بن ابی­‌طالب (علیه السلام) است. ولی کلمه­‌ی «غدیر» را نمی­‌توان به این راحتی به غدیر خم ارتباط داد. شاید در این مورد هم جریان غدیر خم پیش­‌بینی شده باشد، ولی نه به روشنی واژه‌ی­ «علی».
آیا جریان غدیر و بحث «تعیین رهبر»، با آزادی و دموکراسی تضاد ندارد؟
سئوال خیلی جالبی پرسیدید. البته این نظر شخصی من است و ممکن است افراد عالم­‌تر، نظرات دیگری داشته باشد. اول این­‌که آزادی، یک مفهوم پر دامنه است. در زندگی ما عوامل درونی، زیستی و بیرونی، اجتماعی و طبیعی بسیاری نقش­‌آفرینی می­‌کنند. آزادی ممکن است ساخته و پرداخته‌ی ذهن ما باشد. نظریه‌ی «کانت» که می­‌گوید آزادی فقط در چارچوب اجکام الهی وجود دارد، راهی برای فرار از یک جهان محدود و بدون حق انتخاب واقعی انسان به نظر می­‌رسد. این مسئله به لحاظ فلسفی بسیار پیچیده است و راه حل مناسب، همان حالت تعادل بین جبر و اختیار (امر بین الامرین) است که در روایات ائمه (علیهم السلام) مثلاً در «کافی» می­‌بینیم. با این فرض، فقط وصی الهی است که می­‌تواند معمای لاینحل آزادی اگزیستانسیالیستی را حل کند. بنابراین، تعیین رهبر از سوی خدا با آزادی تضادی ندارد، بلکه بر عکس، آزادی خارج از چارچوب رهبری منصوب از جانب خدا ممکن نیست.
در مورد دموکراسی وضع از این هم بدتر است. من بعید می‌­دانم که این کلمه اصلاً معنایی داشته باشد. دموکراسی تنها یک دستاویز سیاسی است. از دموکراسی چنین برمی‌­آید که مردم حق انتخاب دارند و از این حق استفاده می­‌کنند و این، مستلزم نوعی آزادی است که دیدیم اساساً وجود ندارد. آزادی در جهان واقع، استثمار محض است و مهم نیست که با چه نامی بر آن سرپوش بگذاریم. زنجیرهای استثمار انسان، تنها در چارچوب رهبری منصوب از جانب خدا شکسته خواهد شد.
غفلت و روگردانی از اوصیای الهی پیامبران در روزگاران پیشین هم وجود داشته و در کتاب مقدس هم ذکر شده است. چرا انسان­‌ها باز هم مرتکب چنین اشتباهی می‌­شوند؟
برای بررسی ریشه‌­های این غفلت باید شرایط اعتقادی افراد را در نظر گرفت. اگر فرض کنیم که اختیار محض وجود دارد، روگردانی از وصی الهی ریشه در ناآگاهی انسان از منافع حقیقی خود دارد. اگر به جبر قائل باشیم، پشت کردن به وصی ریشه در شرارت ذاتی انسان دارد که مسیحیان به همین معتقدند. و اگر به همان حالت میانه‌ی جبر و اختیار ائمه معتقد باشیم، با دو احتمال روبه‌­رو می­‌شویم. در شرایطی که اصول ائمه به درستی اجرا شود، مردم ولایت را می­‌پذیرند، چون می­‌بینند که در این صورت منافعشان تأمین می­‌شود. اما اگر اصول ائمه کنار گذاشته شود، مردم از اطلاعات لازم برای درک ولایت بی‌­بهره و در نتیجه، تنها و بی­‌یاور می­‌مانند. فقط کسانی که مورد لطف خدا قرار گرفته­‌اند، ولایت و وصایت را درک می­‌کنند. چنین افرادی نخبگان جامعه هستند و وظیفه دارند که در دنیایی خصومت­‌آمیز، بر اساس رهبری الهی عمل کنند. اقبال جهانی به وصایت و ولایت، با ظهور مهدی (علیه السلام) پدید خواهد آمد.
امت اسلامی چگونه تنها پس از ۷۰ روز واقعه غدیر را به فراموشی سپرد؟
این، حکایت غم­‌انگیزی است. من بشخصه، چون سال­‌ها مسیحی تعمیدی (باپتیست) بوده‌­ام و به کتاب مقدس اعتقاد دارم، فکر می­‌کنم که اگر مسلمانان کتاب‌­های آسمانی پیشین را جدی­‌تر گرفته بودند، به این راحتی به خطا نمی­‌رفتند. تورات در سه بخش، از امام علی (علیه السلام) خبر داده است و، همان گونه که گفتم، واژه «گدیر» هم چند بار تکرار شده است. مسلمانان زمان پیامبر (صلی الله علیه واله) باید از این حقایق اطلاع می­‌داشتند و خطبه‌ی غدیر خم را جدی­‌تر می­‌گرفتند.
اگر در همان روزگار در غدیر خم حضور داشتید، چگونه با امام علی (علیه السلام) تبریک می­‌گفتید؟
از ایشان شرم حضور داشتم و نمی­‌توانستم چیزی بگویم.
رهیافته