پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) : اَلْبُـكاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ نَجاةٌ مِنَ النّارِ؛ (گريه از ترس خدا، مايه نجات از دوزخ است.) , جامع الاحادیث ، ص64      

موسسه فـرق و ادیــان زاهـــدان

||| X

پنجشنبه 19 مرداد ماه 96 11:29

انقلاب اسلامی در رسوایی فرقه بهائیت

در آستانه دهه مبارکه فجر روزی که مبارزات مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی رحمه الله علیه به پیروزی رسید به سر می بریم  . نقش موثر مردم و حمایت یکپارچه همه آحاد ملت حتی پبروان ادیان دیگر و هموطنان یهودی و مسیحی و زرتشتی  از رهبری انقلاب  در این مبارزات مثال زدنی  و بن نظیر است. اما در کنار حضور گسترده همه  مردم ایران متاسفانه  گروهی  از جامعه ایرانی با پیروی  از فرقه بهائیت نه تنها از این حرکت خروشان مردم ایران فاصله گرفته ، بلکه برخی از ایادی آنان با دژخیمان رژیم پهلوی در تقویت حکومت شاه و  سرکوبی تظاهرات مردمی همکاری  موثری بعهده داشتند.  سال ۵۷ با تشدید مخالفت ها و اعتراضات مردمی که امواج سهمگین آن سلطنت پهلوی را به لرزه در می آورد خبر از وقوع انقلابی عظیم به رهبری امام خمینی (ره) داد لذا رهبران تشکیلاتی این فرقه احساس خطر کردندو با خروج از ایران به دامان سرکردگان غربی خود پناه بردند.  تیمسار دکتر ایادی پزشک بهائی شاه  از کسانی بود که قبل از شاه ایران را ترک کرد و به دنبال او کسانی نظیر دکتر شاپور راسخ و پرویز ثابتی (رئیس اداره امنیتی ساواک ) و دهها سرهنگ و ارتشی بهائی که عموما از اعضای محافل ملی و یا محلی بهائیان ایرا ن بوده و  از عناصر مهم بهائیت در ایران محسوب می شدند فرار را بر قرار ترجیح دادند و آنان که ماندند به ادامه نقش مخرب و منافقانه  خود ادامه دادند. ایادی بهائی پزشک مخصوص شاه با پیروزی انقلاب اسلامی این فرقه به یکباره تمام پشتوانه سابق خود را در کشور از دست داد و تمام آمال و آرزوهای جامعه بهائیت نقش بر آب شد مثل همیشه به سوی بیگانگان روی آورد و نمایندگان تشکیلات بهائیت مرتبا با لانه جاسوسی آمریکا در ایران در تماس بودند . در گزارش سفارت امریکا به وزارت امور خارجه آن کشور در ژوئن ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۸شمسی)آمده است:”" یکی از ۹ نفر مردان متفکر جامعه بهائیت (روسای محفل بهائیان) گفت که جامعه بهائی احساس می کند از جهات اداری ،اجتماعی و مالی در حال مرگ است و با بدترین بحران در تاریخ ۱۲۸ ساله اش مواجه است”".۱بخش قابل توجه از بهائیان که با پیروزی انقلاب اسلامی نقشه ها و وعده های بیت العدل را برباد رفته می دیدند و میخواستند با شادی مردم ایران در این پیروزی سهیم باشند  اعتقاد خود را به این فرقه از دست داده و به انفرادی و یا خانوادگی مسلمان شده و در امواج انقلاب قرار گرفتند.