امام صادق(ع) : مَن ذُكِرنا عِندَهُ فَفاضَت عَيناهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ وَجهَهُ عَلَى النّار؛ (هركس در نزد او از ما ياد شود و او بگريد، خداوند چهره ‏اش را بر آتش حرام گرداند.) , كامل الزيارات، ص۱۰۴      

موسسه فـرق و ادیــان زاهـــدان

||| X

آیا می توان مسیحیت تبشیری را جریانی به شمار آورد که بتواند طیف و سیعی را به لحاظ فکری با خود همراه کند

پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه 97 11:06

آیا می توان مسیحیت تبشیری را جریانی به شمار آورد که بتواند طیف و سیعی را به لحاظ فکری با خود همراه کند

. بنیان مکتب مسیحیت تبشیری بریک اندیشه استوار است که بیشتر ایده های آخرالزمان و دیدگاه های خرافه گرایی در آن تقویت می شود یعنی اگر این مکتب دو رکن داشته باشد ، یکی نگاه هزاره گرایی و آخرالزمانی است (به این معنا که باید کاری کنیم که هر چه سریع تر علائم پایان جهان و نبرد نهایی خیر و شر رخ دهد ) و دیگری ، وجهه خرافه گرایی .

به گزارش مفاز؛ در درجه  اول باید گفت که مسیحیت تبشیری یک " فرقه " نیست ، بنابراین با وهابیت که یک فرقه است . متفاوت است همچنین با یهود چرا که یهودیت نیز یک " جریان " است اما بهترین عبارت و عنوانی که می توان برای مسیحیت تبشیری به کار برد " مکتب " است . مکتب  در واقع ، چیزی بین جریان و فرقه است : اولآ ،یک فرقه نیست و ممکن است چند فرقه ای  باشد مانند باپتیست ها ، کاتولیک ها و .... (درست مانند مکتب تصوف دراسلام که هم شیعه صوفی وجود دارد و هم سنی صوفی ) ثانیآ یک مکتب و ایدئولوژی  محسوب می شود که این ایدئولوژی دارای قدرت نظامی ،دانشگاهی ،رسانه ای ، تبلیغاتی و سیاسی منحصر به خود است که می تواند با تکیه برآن حتی در تعیین رئیس جمهور یک کشور نقشی مؤثر داشته باشد که نمونه بارز آن انتخاب جرج بوش در آمریکا بود . بنیان مکتب مسیحیت تبشیری بریک اندیشه استوار است که بیشتر ایده های آخرالزمان و دیدگاه های خرافه گرایی در آن تقویت می شود یعنی اگر این مکتب دو رکن  داشته باشد ، یکی نگاه هزاره گرایی و آخرالزمانی است (به این معنا که باید کاری کنیم که هر چه سریع تر علائم پایان جهان و نبرد نهایی خیر و شر رخ دهد ) و دیگری ،  وجهه خرافه گرایی .